ریاست | آموزش | ارتباطات و بین الملل | پژوهش | فرهنگی تربیتی | بین الملل | یادداشت | آرشیو نشریات | چندرسانه ای | پیوندها | ارتباط با ما | العربیة | ENGLISH |
صفحه اصلی ریاست آموزش ارتباطات و بین الملل پژوهش فرهنگی تربیتی بین الملل


 تاریخ: سه شنبه ٢٠ شهريور ١٣٩٧      ساعت: ١٠:٣٣        شماره خبر: ٧٨٣٨٥          پرینت

آغاز محرم الحرام

آغاز محرم الحرام

ماه محرم یادآور حادثه کربلا و عاشوراست، فرا رسیدن آن دل­‌ها را اندوهناک می­‌کند. قیام عاشورا معرفی الگوهای عینی برای تربیت حسینی است. قیام ابی عبدالله الحسین علیه السلام نقطه عطفی در تاریخ اسلام است که چون کوکب درخشانی جلب توجه می‌­کند و فصل جدیدی در زندگی بشریت می­‌گشاید؛ انقلابی که مبدأ و منشأ انقلاب‌های دیگر، حرکتی شگرف که موجب تحریک بیشتر گروه‌­ها و جنبشی فوق العاده که سبب بیداری توده­‌ها و پیدایش آزادی‌خواهی­‌های حقیقی گردید.

*چرا قيام امام حسين عليه‌السلام را که در يک نقطه کوچکی از کشور عراق واقع شده، جهاني تلقي می کنيم؟

 نهضت حضرت سيدالشهدا عليه ‏السلام قضيه‏ ای شخصی نيست، بلکه همانند ساير اوليای بزرگ خدا جريانی تاريخی است که سنت الهي محسوب می ‏شود. از اين رو، يقيناً پيام دارد؛ زيرا سنت ‏های الهی بر همگان و در همه عصرها و نسل‏ ها و مصرها جاری است و محدود به زمان و مکان مخصوص و افرادی خاص نيست.

سنت بودن نهضت عاشورا ايجاب مي‏کند که حوادث پيش از کربلا، رخدادهای روز عاشورا و حوادث پس از آن، از سوی موافقان و مخالفان تحليل شود؛ يعني بايد سخنان و رفتار حاکمان دربار اموی، پيش از قيام حضرت حسين‌بن‌علي عليه ‏السلام، دستورهای آنان در روز عاشورا و حرکت‏ های آن‏ها پس از عاشورا بررسی شود تا روشن گردد که دشمنان اسلام می خواستند درباره براندازی آن تا کجا پيش‏روند.

*
شعاع پيام عاشورا
شعاع هر پيامي وابسته به شعاع هستي انشاءکننده آن پيام است. اگر مبدأ پيام در محدوده‏ای خاص حضور وجودی داشت، قلمرو پيام او هم به همان جا محدود خواهد بود و اگر مصدر پيام، منطقه ای وسيع را در حيطه هستي خويش داشت، شعاع پيام او نيز به همان اندازه وسيع خواهد بود. ما اگر حضرت حسين‌بن‌علی عليه ‏السلام را به عنوان انسان کامل و خليفه خدا در زمين بشناسيم، منطقه نفوذ پيام آن حضرت محدود نيست، بلکه تا آن‌جا‌که شعاع انسانيت هست، پيام حسيني نيز هست؛ خواه در پهنه زمين، خواه در گستره زمان.

يعني در طول تاريخ، هرجا انساني حضور و ظهور دارد، مخاطب کربلای حسينی است. البته هر گروهی که نياز فکری و اجتماعی خود را در فرايند عاشورا می ‏يابد، شايد چنين بينديشد که تنها گروه آنان است که مخاطب اصلي کربلايند؛ ليکن بهره وری هر گروه، مستلزم انحصار پيام کربلا به آن نيست.

قلمرو پيام نهضت حسينی محدود نيست؛ بلکه مخاطب اصيل آن، انسان است و مؤيد آن، سخن وجود مبارک رسول اکرم صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم است که «حسين منى و أنا من حسين«، (بحارالأنوار/۴۳/۲۶۱)؛ «حسين عليه‏ السلام از من است و من از او هستم». درست است که حضرت حسين‌بن‌علي عليه‏ السلام نوه پيامبر اکرم صلی الله‌عليه‌وآله‌وسلم است، ولي آن‌حضرت نوه ‏های ديگری هم داشته ‏اند که درباره آن‏ها چنين تعبيري نفرمودند. بنابراين، سخن رسول خدا صلی الله‌ عليه‌ وآله‌ و سلم به اين معناست که کيان دين و نبوت و رسالت من با قيام حسين عليه ‏السلام زنده است. از اين‏رو، پيام نهضت حسيني تا شعاع رسالت و نبوت رسول اکرم صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نفوذ دارد.

بهترين سند برای ارزيابی منطقه رسالت رسول اکرم صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم، قرآن کريم است. بر پايه قرآن، وجود پربرکت رسول اکرم صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم براي همه مردم و جوامع بشري (جهانيان) منشأ رحمت است؛ «و ما أرسلناک إلا رحمة للعالمين»، (انبياء، آيه/۱۰۷)؛و «و ما أرسلناک إلا کافة للناس»، (سبأ/۲۸)؛ اگر خداوند متعال پيامبر اکرم صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم را به نام رحمت عوالم ارسال کرده است و اگر همين پيغمبر صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم می فرمايد که من از حسين عليه ‏السلام هستم، با اين شکل منطقی قلمرو پيام کربلا روشن می شود.

زيرا خدا درباره پيغمبر صلی الله‌عليه‌وآله‌وسلم می‏ فرمايد: برکت وجود او جهانی است و ايشان نيز با چنان شعاع رحمتی فرمودند: کيان من به کربلای حسين زنده است؛ «و أنا من حسين». از اين رو، پيام نهضت حسيني نيز جهانی است. معنای جهانی بودن يک مکتب، حفظ دو اصل جامع و کلي است: يکی همگانی بودن به لحاظ افراد و ديگری هميشگی بودن به لحاظ ازمان.

بنابراين، پيام نهضت عاشورا براي شيعيان سودمند است؛ چون آنان امت امام حسين عليه ‏السلام هستند. نيز برای قاطبه مسلمانان جهان مفيد است؛ زيرا همگي زير ولايت اويند؛ گرچه برخي به ولايت ايشان معتقد نيستند. همچنين برای همه موحدان و اهل کتاب عالم سودمند است؛ چون آن حضرت پيام توحيدی دارد و همه موحدان مورد عنايت توحيدی آن حضرت عليه ‏السلام هستند و سرانجام، براي همه جوامع بشري نفع دارد؛ زيرا کربلا قيام انسانی را به همراه دارد. بنابراين، هيچ انسانی از پيام نهضت کربلا محروم نيست و شعاع آن همه افراد بشريت را در بر می‏ گيرد.

*
نياز همگان به پيام
هيچ‌کس نمی ‏تواند بگويد: من از مراسم سوگواری سالار شهيدان بی ‏نيازم؛ خواه شيعه يا سني، خواه کليمي يا مسيحی يا زرتشتی و خواه مسلمان يا کافر؛ زيرا حضرت حسين‌بن‌علی عليه ‏السلام گفتارها، رفتارها و نوشتارهاي فراوانی در سطوح مختلف ارائه کرده‌اند. به برخي فرمودند: اگر مسلمان نيستيد، آزادانديش باشيد و خاصيت آزادانديشی و آزادمنشی اين است که انسان نه سلطه‌پذير باشد، نه سلطه ‏گر؛ «إن لم يکن لکم دين و کنتم لا تخافون المعاد فکونوا أحراراً فى دنياکم» کلمات الإمام‌الحسين عليه ‏السلام، (ص۵۰۴)؛ درس آزادگي نشانه آن است که جنبه انساني کربلا همچنان محفوظ است و اگر کسي به مبدأ و معاد عالم معتقد نبود، به اصل حريت بشر اعتقاد دارد و کربلا، معلم حريت جوامع بشری است.

بنابراين، هيچ انساني بی‏ نياز از بهره ‏برداری از مراسم کربلا نخواهد بود و هيچ عالم و انديشوری مستغنی از رهنمود عاشورا نيست؛ حتي زاهدان و عابدان که در بين راهند و حکيمان و متکلمان که به پايان راه نزديک‌اند و عارفان و شاهدان واصل که به قله بلند پاياني اين راه رسيده ‏اند، آن‏ها نيز جزو مستمعان راستين پيام حسينی ‏اند؛ زيرا جريان کربلا، مجاهدان نستوه جهاد اصغر را می ‏پروراند، مجاهدان متخلق و عالمان اخلاق جهاد اوسط را هدايت مي‏کند و نيز عارفان به مقام فناء در فناي الهي را مي ‏پروراند و به آن‏ها دستور «محو قبل الصحو و صحو بعد المحو» می‏ دهد.

عارفان نيز در جهاد اکبر که برتر از جهاد اوسط است، در می‏ يابند که در داوری بين عقل و عشق، بايد عشق را بر عقل حاکم کنند و آن جا که نبرد بيرحمانه بين انديشه و شهود برپا می‏ شود، لازم است شهود را بر انديشه مقدم دارند و در مدار نبرد عرفان و حکمت، عرفان را بر حکمت مقدم کنند.

جريان کربلا، نسبت به شهداي عالي‌مقام آن، جنگ اصغر نبود تا براي آب و خاک بجنگند و نيز جريان جهاد اوسط نبود تا صرفاً براي تزکيه روح نبرد کنند؛ آن‏ها جهاد اصغر و اوسط را پشت سر گذاشتند و چون جهاد اکبر درجاتي دارد، به اين بارگاه راه يافتند که مشهود شاهد عارف را بر فهم حکيم مبرهن غالب کنند، سپس اصحاب خود را به اين قله برسانند. اگر کسي خودش شاهد شد، بايد امام شاهدان هم باشد؛ چون قرآن پس از معرفت، انسان را به مهاجرت فرا می خواند تا به امامت برساند.

*
فراگيري پيام
پيام نهضت حسيني فراگير است و اختصاص به زمان خاص ندارد. حضرت حسين‌بن‌علي عليه ‏السلام در جايي فرموده‌اند است؛ «وقتي هيئت حاکمه ملتي مثل يزيد شد، بايد اسلام را وداع کرد و ديگر اسلامي باقي نمی‏ ماند«، )بحارالأنوار/ج۴۴/ص۳۲۵)؛ اين سخن حضرت سيدالشهدا سه ضلعی است: ناظر به قبل از حادثه کربلا، ناظر به زمان معاصر آن حضرت عليه ‏السلام و نيز ناظر به زمان پس از کربلاست.

حضرت حسين بن‌علی عليه ‏السلام فرمودند: که هرگاه زمامدار مردم، مثل يزيد شد، در آن حال، اسلام رخت بر مي ‏بندد. بنابراين، هر اندازه ساده ‏انديشان بگويند: دين با سياست کاري ندارد و ما به دين‌مان مي‏ پردازيم و کاري به سياست نداريم، سياست ‏بازان مکار مي‏ گويند: ما با شما و با دين‌تان کار داريم و شما بايد دين را به ميل ما بفهميد و اگر اهل فتوا هستيد، طبق خواسته ما فتوا بدهيد و تمام کارهاي ما را تصديق کنيد و کارهای ما را مطابق با دين خدا بدانيد؛ اگرچه کسي که مسئول فتوا يا قضاست، «شريح قاضي» باشد. او نيز مي ‏گفت که دين با سياست کاری ندارد، اما سياست او را رها نکرد؛ بلکه سياستمداران مکار به او گفتند: تو بايد به سود ما فتوا بدهي و حسين بن علي عليه ‏السلام را مهدور‌الدم بدانی و با فتوای تو بايد عده ‏ای به کربلا بيايند.

سخن حضرت سيدالشهدا عليه ‏السلام اين نيست که اگر شخص يزيد حاکم جامعه شد، بايد اسلام را خداحافظی کرد، بلکه فرمودند: آن روزي که مثل يزيد...؛ يعني شخص خود يزيد مطرح نيست، بلکه جريان يزيدی مطرح است. اين بيان حضرت سيدالشهدا عليه ‏السلام ناظر به سه عصر است: عصر قبل از کربلا، عصر معاصر کربلا و عصر بعد از کربلا.

عصر قبل از کربلا همان دورانی است که معاويه حاکم بود و عصر خود کربلا زمان حکومت يزيد بود و عصر پس از آن وقتي بود که مروان و حجاج و… حکومت می‏ کردند. امام حسين عليه ‏السلام در بخش ‏های ديگر سخنان خود فرموده‌اند: «مثلى لا يبايع مثله»، (بحارالأنوار/ج ۴۴/ص ۳۲۵)؛ «کسی که مانند من فکر مي ‏کند، با کسي که مانند يزيد فکر می‏ کند، بيعت نمی ‏کند«.

از آن جهت که اهل‌بيت عصمت و طهارت عليهم ‏السلام يک‌ نورند، هيچ‌يک از آن ذوات مقدس با حاکم جائر عصر خود، مختارانه بيعت نکردند و هرگز سلطه ظالمانه امويان، مروانيان و عباسيان را مشروع نمی‏ دانستند و آن را در خور قبول تلقی نمی‏ نمودند.

 
از گفتار و کردار حضرت حسين‌بن‌علي عليه ‏السلام معلوم می شود که ايشان جزو مردان الهي‏ است که درباره سه عصر و سه نسل مي ‏انديشد. او تنها عصر خود را نمی ‏بيند، بلکه گذشتگان و آيندگان خود را نيز مي‏نگرد؛ يعني تمام جوامع بشري را ملحوظ می دارد.

سخنان امام حسين عليه‏ السلام نشان می‏ دهد که نهضت حسيني، سنت الهي بوده است، نه جريان شخصي؛ زيرا آن‌حضرت، سخن از مثل خود و مثل يزيد دارد، نه از شخص خود و شخص يزيد. بنابراين، پيام نهضت کربلا محدود به زمان خاص نيست، بلکه نسبت به گذشته و حال و آينده جريان دارد.

منبع : شکوفايي عقل در پرتو نهضت حسيني

 


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




جدیدترین اخبار

صفحه اصلی ریاست آموزش ارتباطات و بین الملل پژوهش فرهنگی تربیتی بین الملل