ریاست | آموزش | ارتباطات و بین الملل | پژوهش | فرهنگی تربیتی | بین الملل | یادداشت | آرشیو نشریات | چندرسانه ای | پیوندها | ارتباط با ما | العربیة | ENGLISH |
صفحه اصلی ریاست آموزش ارتباطات و بین الملل پژوهش فرهنگی تربیتی بین الملل


 تاریخ: شنبه ٨ آبان ١٣٩٥      ساعت: ٠٩:٢٨        شماره خبر: ٧٨٨٨٥          پرینت

آیةاللّه حاج ملا علی کنی

تولد: 1220 قمری

محل تولد: محله کن (تهران)

وفات: 1306 قمری

عمر: 86 سال

مزار: حرم مطهر حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلا م

اساتید: بزرگانی چون سید اسداللّه اصفهانی‚ شیخ محمدحسن نجفی (صاحب جواهر)‚ شیخ حسن کاشف الغطاء‚ شریف العلماء مازندرانی‚ سید ابراهیم قزوینی(صاحب ضوابط) و ... .

شاگردان: عالمان بزرگی هم چون شیخ موسی شراره عاملی‚ شیخ محمدباقر نجم الدینی‚ سید محمد مرعشی‚ شیخ اسداللّه تهرانی‚ سید محمود حیاط شاهی و ... .

آثار: ارشادالا مة‚ ایضاح المشتبهات‚ توضیح المقال فی علم الدرایة و الرجال‚ کتاب القضاء‚ کتاب البیع و ... .

عالم ربانی آیةاللّه حاج ملا علی کنی از جمله شخصیت های بزرگ و نامی جهان تشیع در عصر قاجار به شمار می آید.

ایشان فقیهی وارسته‚ شجاع و با نفوذ بود که با تلا ش و اقدامات شجاعانه اش‚ در مقابل بی تدبیری ها و سوء مدیریت حاکمان وقت ایستاد و از اسلا م و استقلا ل کشور دفاع کرد.

این فقیه مجاهد‚ در محله کن واقع در شمال غرب تهران و در یک خانواده مذهبی دیده به جهان گشود. پس از آموزش های رایج مکتب خانه‚ اندیشه تحصیل علوم دینی در ذهنش تقویت و علا قه مند به حضور در حوزه علمیه شد‚ لکن با مخالفت خانواده اش روبرو گردید. او ابتدا مدتی مخفیانه به درس مشغول شد‚ سپس با کسب رضایت خانواده‚ راهی حوزه علمیه تهران گردید. پس از آن به اصفهان رفت و از محفل درس اساتید بزرگ و فرهیخته آن دیار استفاده های فراوان و شایانی برد. چندی بعد عازم نجف اشرف شد و از محضر اساتید بزرگ و معماران علمی و معنوی آن حوزه مخصوصاً صاحب جواهر کمال استفاده را برد.

دوران تحصیل ملا علی کنی با مشکلا ت زیادی همراه بود. فقر و نداری در مدت تحصیل بر زندگی اش سایه افکنده و رفیق ایام تحصیل او شده بود. آقای طباطبایی حایری می گوید: در ایام طلبگی که به نجف اشرف آمده بودم‚ من و آقای شیخ عبدالحسین شیخ العراقین و آخوند ملا علی کنی‚ در یک حجره از مدارس حوزه علمیه‚ در نهایت فقر به سر می بردیم و فقیرتر از همه حاجی کنی بود که هر هفته به مسجد سهله می رفت و از گوشه و کنار مسجد‚ بدون این که کسی بفهمد نان خشک جمع می کرد و به مدرسه می آورد و گذران هفته را از آنها می کرد .

حاج ملا علی کنی در مدت تحصیل‚ از نعمت دوستان فاضل و کوشایی برخوردار بود که با جمع خود‚ محفل انس علمی پرباری را تشکیل می دادند. یکی از دوستان صمیمی و نزدیکش‚ شیخ انصاری رحمةاللّه علیه بود. خودش می گوید: حدود بیست سال در کربلا با مرحوم شیخ‚ دوست و معاصر بودم ملا علی کنی پس از تلا ش و تحمل سختی های فراوان در فراگیری علم و دانش‚ به مقام اجتهاد و استنباط احکام دست یافت و استادش شیخ محمدحسن نجفی صاحب جواهر‚ روزی برفراز منبر درس‚ به اجتهاد و مقام علمی او اشاره کرد. آن فقیه پارسا در سال 1262 قمری عراق را به مقصد تهران ترک کرد. در روزهای آغازین ورودش به تهران مدتی را در سختی و فشار زندگی کرد‚ تا این که دو کتابی را که خود نوشته بود‚ به چاپ رساند و از درآمد حاصله‚ زمین متروکه ای را خریداری و به کار کشاورزی و امرار معاش پرداخت. مدتی گذشت تا این که مقامات عالیه علمی و معنوی ایشان‚ بسان خورشید از پس ابر نمایان شد. از آن پس مراجعات پی در پی مردم و پرسش های کتبی و شفاهی در قالب استفتائات شرعی‚ آغاز شد تا این که به محور و ملج مشکلا ت دینی و اجتماعی مردم تبدیل گردید. آن فقیه برجسته‚ تولیت مدرسه مروی را عهده دار شد و به تدریس فقه و اصول و دیگر رشته های مختلف علوم اسلا می پرداخت و شاگردان بزرگی را پرورش و تربیت نمود.

مرحوم ملا علی کنی از قدرت و نفوذ عجیبی برخوردار و محبت قلبی مردم به آن پیشوای بزرگ دینی فوق العاده بود; تا جایی که ساموئل گرین بنجامین‚ نخستین سفیر آمریکا در ایران‚ در خاطراتش می نویسد: ... حاجی ملا علی‚ که شخص مسنی است وقتی در کوچه ای راه می رود‚ بر قاطر سفیدی سوار می شود و فقط یک نفر نوکر دارد‚ اما جمعیت از هر طرف کوچه در مقابل او ازدحام می کنند. مثل این که وجودی ملکوتی است. اگر یک کلمه بگوید‚ می تواند اعلی حضرت را از سلطنت خلع کند. سربازهایی که در سفارت ممالک متحده آمریکا‚ قراول می کشیدند‚ به من گفتند: اگر چه ما برای حفظ وجود شما این جا فرستاده شده ایم‚ اما اگر حاجی ملا علی امر کند همه شما را می کشیم!

گرچه برخی افراد‚ از روی بی اطلا عی و یا عناد بر اقتدار‚ عظمت و هیبت ملا علی کنی که موهبتی الهی بود خرده گرفته و آن را منافی زهد و پارسایی علمای دین می شمردند‚ اما مرحوم شیخ مرتضی انصاری دوست بسیار نزدیک و صمیمی ملا علی کنی شدیداً با این فکر برخورد کردند; چنان که وقتی دختر ناصرالدین شاه برای زیارت و دیدار شیخ انصاری به منزل ایشان در نجف رفت‚ وقتی با زندگی بسیار ساده و زاهدانه آن مرجع بزرگ شیعیان مواجه شد‚ گفت: اگر ملا و مجتهد این است پس حاج ملا علی کنی چه می گوید؟! شیخ انصاری از جا برخاست و با ناراحتی فرمود: چه گفتی؟ این کلا م کفرآمیز چه بود؟! بدان که خود را جهنمی کردی‚ برخیز و از نزد من دور شو; تو کجا و اظهار نظر درباره ملا علی کنی کجا؟! ... .

رسیدگی به ضعیفان و دست گیری از مستمندان‚ از صفات بارز مرحوم ملا علی کنی بود. او چون پدری دل سوز و مهربان‚ بسیاری از یتیمان را تحت تکفل داشت و برای گذران زندگی آنان‚ مقرری مناسب قرار داده بود. اما در مقابل ستم گران و متجاوزان به حقوق مردم‚ بسیار سخت و محکم می ایستاد و ذره ای نرمش نشان نمی داد. بسیاری از مورخان تاریخ معاصر ایران بر این نکته اتفاق نظر دارند که ناصرالدین شاه قاجار از عظمت و نفوذ حاج ملا علی کنی فوق العاده بیم و ملا حظه داشت. آنها نوشته اند: روزی ناصرالدین شاه به مقصد شکار به همراه اطرافیانش از دروازه شهر خارج شد. هنوز مسافتی را طی نکرده بود که از دور‚ نگاهی به پایتخت کرد و در فکر فرو رفت. پس از آن بی درنگ از شکار منصرف شده و به تهران بازگشت. یکی از درباریان سبب انصراف شاه را جویا شد; شاه در پاسخ گفت: چون از دروازه بیرون رفتم‚ نگاهم به شهر افتاد‚ این فکر را کردم که اگر حاجی ملا علی کنی امر نماید دروازه را به روی من ببندند و باز نکنند‚ من چه خواهم کرد؟! از این رو ترس و وحشت‚ مرا فراگرفت و گفتم برگشتن بهتر است! هم چنین منقول است که ناصرالدین شاه یک وقت به این فکر افتاد که مسجد کوچکی را که در کنار کاخ بزرگ شمس العماره بود به کاخ خود ملحق کند و به جای آن در جای دیگری از تهران‚ مسجد بزرگی بسازد‚ اما از مخالفت علمای طراز اول می ترسید. او برای جلب نظر مجتهد نامی آن زمان‚ حاج ملا علی کنی‚ نامه ای به ایشان نوشت و تصمیم خود را اظهار داشت. آیةاللّه ملا علی کنی در جواب شاه نوشت: بسم اللّه الرحمن الرحیم: الم تر کیف فعل ربّک باصحاب الفیل ... ناصرالدین شاه وقتی این پاسخ کوبنده و قاطع را دریافت‚ از تصمیم ابرهه گونه خویش منصرف شد. کردار مغایر با دین و همکاری ذلت آور با بیگانگان و دولت های استعماری‚ از شاه چهره ای کریه و خائن در افکار جامعه ساخته بود. تا بدان حد که حاجی کنی درباره او می گفت: او ناصرالدین شاه نیست بلکه ناصرالکفر است .

یکی از اقدامات حیاتی و مدبرانه این عالم شجاع و بافراست‚ مبارزه و اقدام علیه لغو امتیاز و قرارداد ننگین رویتر بود. به موجب این قرارداد‚ تسیس راه آهن از دریای خزر تا خلیج فارس‚ حق تصرف کلیه زمین های واقع در مسیر‚ دایرکردن راه آهن شهری‚ بهره برداری از معادن‚ بهره برداری از جنگل های ملی در سراسر کشور و وصول انحصاری حقوق گمرکی‚ به طور خلا صه کلیه منابع ثروت ملی کشور‚ به مدت هفتاد سال به رویتر واگذار می شد!! شاه و صدراعظم بابت این قرارداد‚ مبلغ چهل هزار لیره رشوه دریافت کردند!

لردکرزن این امتیاز را چنین توصیف می کند: موقعی که متن این قرارداد منتشر گردید‚ نفس اروپا از حیرت بندآمد. زیرا در تمام آخر تاریخ‚ در صحنه معاملا ت بین المللی چنین امری سابقه نداشت که پادشاهی تمام ثروت های زمینی‚ زیرزمینی و کلیه منابع طبیعی و پولی و اقتصادی کشورش را بدین سان مفت و دربست در اختیار یک سرمایه دار خارجی گذاشته باشد .

حاج ملا علی کنی در نامه اعتراض آمیز خود به شاه نسبت به انعقاد این قرارداد‚ شدیداً انتقاد کرد. این موضع گیری صریح و قاطع آن مرجع آگاه‚ خیزش و حرکت عمومی مردم را به همراه داشت که در نهایت به لغو آن قرارداد انجامید و بدین سان برگ زرین دیگری بر تاریخ پرافتخار مرجعیت شیعه و پیوند امت و روحانیت‚ ورق خورد و اقتدار و تعهد علمای اسلا م را عیان ساخت.

این مرجع وارسته و فقیه فرزانه سرانجام در 27 محرم 1306 قمری دارفانی را وداع گفت و به دیار باقی شتافت. مردم مسلمان ایران به ویژه اهالی تهران و حومه که مرجع و ملج خود را از دست داده بودند‚ سه روز به اقامه عزا و ماتم پرداختند و پیکر مطهرش را در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلا م به خاک سپردند.

روح ملکوتی اش با اولیاء اللّه محشور باد

-

منبع: گلشن ابرار 2 / علمای مجاهد

 


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




جدیدترین اخبار

صفحه اصلی ریاست آموزش ارتباطات و بین الملل پژوهش فرهنگی تربیتی بین الملل