ریاست | آموزش | ارتباطات و بین الملل | پژوهش | فرهنگی تربیتی | بین الملل | یادداشت | آرشیو نشریات | چندرسانه ای | پیوندها | ارتباط با ما | العربیة | ENGLISH |
صفحه اصلی ریاست آموزش ارتباطات و بین الملل پژوهش فرهنگی تربیتی بین الملل


 تاریخ: شنبه ١٤ تير ١٣٩٩      ساعت: ٠٧:٥٥        شماره خبر: ١١٢٥٨٢          پرینت

گفت و گو با حجت الاسلام والمسلمین دکتر رفیعی درباره سیره سیاسی و اجتماعی امام رضا(ع)

  • : با تشکر از پذیرش مصاحبه و تبریک دهه کرامت و میلاد امام رضا (علیه السلام) لطفا درباره ولادت امام رضا (علیه السلام)، تبار شناسی آن حضرت و مادرشان و آنچه درباره نسب حضرت لازم است مطالب مورد نظرتان را بیان فرمایید.

حجت الاسلام والمسلمین دکتر رفیعی: بسم الله الرحمن الرحیم وجود مقدس امام رضا (علیه السلام) پدرشان موسی بن جعفر (علیه السلام) است که پر فرزند هستند و طبیعتا امام رضا (علیه السلام) دارای برادران و خواهران متعددی است. هر کدام از اینها باید در جای خودش مورد بحث قرار بگیرد و بعضی از اینها در چند جا به ایشان قبر منسوب است مثل حضرت حمزة بن موسی و جایگاه بعضی از آنها مسلم است مثل فاطمه معصومه (علیها السلام) که امامزاده ای است که چندین امام به زیارت ایشان سفارش کرده اند.

مادر امام رضا (علیه السلام) نجمه خاتون است که زنی ارجمند، پر فضیلت و کم نظیر بوده است و جالب است که ایشان به ام البنین، تکتم، طاهره معروف است و اهل نوبه بوده است از آفریقا. شخصیتی است که وقتی امام رضا (علیه السلام) را به دنیا آورد، وجود مقدس امام کاظم (علیه‌السلام) فرمودند: «هنیئا لک یا نجمه کرامة ربک؛ گوارا باد بر تو جناب نجمه، این فرزند کرامتی است از جانب خدا».

و سپس فرمودند : «انه بقیت الله فی ارضه»؛ این تعبیری است که وجود مقدس امام کاظم (علیه السلام) نسبت به همسرشان نجمه خاتون که مادر امام رضا (علیه السلام) است بکار بردند. باز در نقل دیگری دارد که ایشان «کان من افضل النساء فی عقلها و دینها»؛ زنی خردمند و متدین بود و از برترین‌ها بود.

جالب است که همسر امام صادق (علیه السلام) حمیده یعنی مادر امام کاظم (علیه السلام) که طبیعتا نجمه خاتون عروس ایشان است و امام رضا (علیه السلام) نوه ایشان است در روایت دارد که خیلی به نجمه خاتون احترام می کرد و حتی در نقلی دارد که گفت: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را در خواب دیدم که ایشان به من سفارش کرد این عروس را برای پسرت بگیر، این را مرحوم شیخ صدوق (ره) در کتاب عیون اخبارالرضا دارد.

مقام معظم رهبری(مدظله العالی) در یکی از سفرهایی که به مشهد داشتند، آقایان آستان قدس برای من نقل کردند که فرموده بودند شما علاوه بر این مفاتیح و قرآن و کتاب های ادعیه ای که اینجا هست، عیون اخبار الرضا را هم قرار بدهید منتهی با یک ترجمه روان و قابل استفاده. خوب یک تیم پژوهشی تشکیل شد که این فرمایش آقا را پوشش بدهند، اینها آمدند یک کتابی چاپ کردند (من کتاب را منزل دارم) به نام «سرچشمه حکمت» که تلخیص عیون اخبار الرضا است و دوستان می دانند که عیون از کتاب های مادر درباره امام رضا (علیه السلام) است که شیخ صدوق زحمت کشیده و من آن کتاب را توصیه می کنم که دریافت نموده و به دیگران هم معرفی کنید.

ما یک جلسه ای قبل این دهه داشتیم خدمت دوستان پژوهشی خودمان در مشهد، پژوهشگاه آستان قدس پیشنهاد شد در این دهه محور سخنرانی ها همین کتاب سرچشمه حکمت باشد که یکی از آن سخنرانی ها را خودم در روز میلاد خواهم داشت.

نکته ای که درباره امام رضا (علیه السلام) از پدرشان معروف است که فرمودند: «من ظلمه کمن ظلم علی بن ابیطالب ؛ کسی که به او ظلم کند مانند این است که به امیرالمومنین (علیه السلام) ظلم کرده است». شاید کنایه از همان قصه واقفیه است که در تاریخ پیش آمد و انکار کردند امام رضا (علیه السلام) را.

من یک بحثی را مطرح می کنم تحت عنوان امام رضا (علیه السلام) در منابع اهل سنت که جوینی و دیگران مطالبی را که درباره ایشان دارند، یادداشت کردم. این روایت در منابع اهل سنت هست که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «ستدفن بضعة منی فی خراسان ما زاره مکروب الا نفس الله کربته و لامذنب الا غفر الله ذنوبه؛ و پاره تنی از من در خراسان به خاک سپرده می شود که هر غم دیده ای او را زیارت کند، غم دلش برطرف می شود و هر گناهکاری او را زیارت کند، گناهش آمرزیده می شود». این روایت در منابع اهل سنت هست البته در منابع شیعه هم نقل شده است.

مادر امام رضا(علیه السلام) نجمه خاتون بودند که ما در مدینه بر سر قبر ایشان رفتیم و مورد احترام ویژه امام کاظم (علیه السلام) بوده است.

:

  • سیره سیاسی امام رضا(علیه السلام) چگونه بود و پیامدهای سیاسی و فرهنگی مهاجرت امام رضا(علیه السلام) به ایران چه بود؟
  • : توجه دارید که همه ائمه ما سیاسی بودند و اگر سیاسی نبودند هیچکدامشان به شهادت نمی‌رسیدند. یک سری اصولی بر زندگی کل ائمه (علیهم السلام) حاکم است و حالا ممکن است شیوه هایش متفاوت باشد. یکی از آن اصول، نفی ظلم است، حالا ممکن است این نفی ظلم در زمان امام حسین(علیه السلام) با جنگ باشد و در زمان امام رضا(علیه السلام) با شیوه دیگری.

برخی از آن اصول استکبار ستیزی، دفاع از مظلوم، حمایت از انقلاب ها و حرکت هایی که در راستای مبارزه با ظلم است. روایت داریم الامام عارف بالسیاسة.

 

اصول سیاسی حاکم بر زندگی امام رضا(علیه السلام)

 در مورد امام رضا(علیه السلام) من چند محور را عرض می کنم.

می دانید ایشان ۵۲  سال مدینه بودند و ۳ سال ایران بودند. امامت ایشان در زمان امین، هارون و مامون است اما اگر بخواهم چند اصل به عنوان اصول حاکم بر زندگی ایشان بیان کنم،

 اصل اول: عدم همکاری با ستمگران است: یعنی ایشان اجازه نمی داد دوستان، یاران و شاگردانشان ورود پیدا کنند به عرصه همکاری با دستگاه، مثلا دارد که سلیمان بن جعفر خدمت ایشان رسید و گفت آقا اجازه می دهید من بروم و در دربار بنی عباس استخدام بشوم؟ آقا فرمودند: النظر الیهم علی العمد من الکبائر: نگاه کردن به اینها گناه کبیره است.

یا در نقلی دارد دو نفر آمدند خدمت ایشان، از مدینه آمده بودند به ایران و حکم نمازشان را سوال کردند، امام به یکی از اینها گفت شکسته بخواند و به دیگری فرمود تمام بخواند. گفتند آقا ما هر دو با هم و از یکجا آمدیم، فرمود: شما آمده بودی من را ببینی و نمازت شکسته است اما ایشان برای دیدن مامون آمده بود و این سفر، سفر معصیت است چون برای دیدن حاکم ظالم آمده و نمازش تمام است.

اصل دوم: تذکراتی است که نسبت به خلاف های انجام شده در دستگاه حاکمه صورت می گرفت. در یک نقلی هست مامون در یک وقتی خدمت امام(علیه السلام) رسید و نامه ای در دست داشت و داشت با شادمانی از فتح روستاهایی در منطقه کابل خبر می داد که چنین و چنان کردیم، امام به او فرمود: آیا این فتح تو را شاد کرده اما کار مسلمانان را تباه می کنی، کار را به کسانی سپرده ای که به حکم خدا عمل نمی کنند، خانه وحی (مکه و مدینه) را فراموش کرده ای، بر مهاجر و انصار ستم می‌رود، روزگار بر مظلومان سخت می گذرد و تو هیچ اقدامی نمی کنی و نمی دانی که والی مثل تیرک چادر است، باید مردم به سادگی به او دسترسی پیدا کنند.

یا در نقل دیگری دارد که وقتی که یک بازدیدی دعوت کرده بودن امام رضا (علیه السلام) را از یک کاخی که ساخته بودند و امام (علیه السلام) وقتی وارد شد، شروع کردن به خواندن آیه «الذین یتکبرون فی الارض ...». این نکته دوم بود و مخالفت خودشان با این ساخت و سازها و ثروت اندوزی‌ها را اعلام می کرد.

اصل سوم: تبیین جایگاه امامت، محبوبیتی که امام (علیه السلام) در بین مردم دارد و نفی مشروعیت حکومت. قصه نماز عید فطر بهترین شاهد بر این مطلوب است که بالاخره مامون جلویش را گرفت و اجازه نداد این نماز برگزار شود.

اصل چهارم: دستگیری از شیعیان و مظلومان: می دانید که نهضت ها در زمان ایشان اوج گرفته بود و قیام علوی ها در گوشه و کنار زیاد شده بود. اصلا یکی از دلایل اینکه مامون، امام رضا (علیه السلام) را به ایران آورد، کنترل همین قیامها بود. مامون بطور طبیعی که به قدرت نرسید تقریبا یک کودتا کرد چون امین را کشت تا به قدرت رسید و نیروهایی که امین در پنج سال چید، نیروهای امین هستند و اینها به سادگی به زیر بار مامون نمی روند.

مأمون، امام رضا (علیه السلام) را به ایران آورد و مستقیما پیشنهاد خلافت داد و شاید تعارف نمی کرد یعنی اگر امام رضا (علیه السلام) می گفت باشه، شاید واگذار می کرد اما زودتر از این ایشان را می‌کشت. علت اینکه به امام رضا (علیه السلام) پیشنهاد خلافت و ولایت عهدی داد می خواست به بنی‌عباس بگوید اگر مرا نپذیرید باید بروید زیر بار بنی هاشم و اینها نمی رفتند و نمی پذیرفتند به همین جهت امام(ع) وقتی ولایت عهدی را پذیرفتند و  به هیچ وجه از موضع دفاع از مظلوم کوتاه نیامدند و مأمون قصد خاموش کردن قیام های علویان را هم از این عملش داشت.

نکته اینکه امام رضا (علیه السلام) فرمود من در امور دخالت نمی کنم، نشان دهنده این است که شما مشروع نیستید. البته بخش عمده ای از سیره امام رضا (علیه السلام) در ایران به مباحث علمی اختصاص پیدا کرد.

 

  • : پیامدهای فرهنگی و سیاسی مهاجرت امام رضا (علیه السلام) به ایران چه بود؟
  • : امام(ع) سه سال اینجا بودند و در مرو مستقر بود، شاید آن زمان این سه سال خودش را در آغاز نشان نداد اما نفس حضور ایشان در ایران تبدیل شد به یک مرکز برکات فرهنگی در ایران. اینکه امام خمینی (ره) فرمود آستان قدس مرکز ایران است روی همین جهت بود.

یکی از این برکات، مهاجرت های امامزادگان به ایران بود شخصیت هایی مثل حضرت معصومه (سلام الله علیها)، حمزة بن موسی، احمد بن موسی و... . وقتی آنها به ایران آمدند تشیع در ایران گسترش نداشته، آن جمعیتی که در نیشابور حدیث امام رضا (علیه السلام) را نوشتند خیلی از آنها شیعه نبودند ولی حضور ایشان کمک کرد به گسترش تشیع در ایران.

نکته مهم تر گسترش علماء و دانشمندان است مخصوصا در دوران صفویه که شیخ بهایی و ... توانستند شاه را راه بیندازند که پیاده از اصفهان بیاید به زیارت امام رضا (علیه السلام) و این یک حرکت فرهنگی بود که فرهنگ زیارت را جا می اندازد.

یکی از برکات دیگر حضور ایشان در ایران، موقوفات است چه موقوفات فرهنگی یا غیر فرهنگی که هر کجا کتابخانه و... برای امام رضا (علیه السلام) هست و آمارشان هم خیلی زیاد است.

 

  • : شاخص ترین ویژگی ها در سیره امام رضا (علیه السلام) که امروزه قابل الگو برداری برای شیعیان باشد را بیان فرمایید.
  • : اولا همه اینها نور واحد هستند و اینطور نیست اگر ما نکته و خصوصیتی را برای یکی از ایشان می گوییم در دیگری نباشد، اما نکته ای که در زندگی امام رضا (علیه السلام) برجسته است، دفاع از موضوع امامت است.

 

دفاع از امامت

هم حدیث نیشابور و هم ان روایتی که دارد اگر در مسجد جامع مرو برای عبدالعزیز که می فرماید: «یا عبدالعزیز الامام واحد الدهر لایدانیه احد لایعادله عالم لایوجد له بدل لا له مثل و لانظیر، الامام الانیس الرفیق الوالد الشفیق الاخ الشقیق؛ امام مثل پدر مهربان است، مثل برادر است مثل مادر بالولد الصغیر، الامام الشهاب الفاطر. این مطلب در مناظرات هم خودش را نشان داد.

می دانید که مأمون آدم با سوادی بود و به امام میدان داده بود در این مسائل و مانع نشده بود و مثل جریان امام سجاد (علیه السلام) نیست که نمی گذاشتند ایشان حرف بزند. معروف است که مامون شیعه امام کش است. یعنی از افضلیت امیرالمومنین(علیه السلام) دفاع می کرد به همین جهت امام رضا (علیه السلام) در داستان غدیر خیلی محکم وارد شد و حرفهایش را زد حتی بعضی از روایات امام رضا (علیه السلام) را مامون می گفت که به آب طلا بنویسید.

 

مردمی بودن

یکی دیگر از نکات برجسته دیگر در سیره امام رضا (علیه السلام) مردمی  بودن ایشان است؛ آمد ایران و ولیعهد هم شد ولی سر سفره غلامان می نشست. اگر کسی به ایشان می گفت آنجا سفره برتری هست، می فرمود ساکت باشد، پدر و مادرمان یکی است، دینمان یکی است «ان اکرمکم عند الله اتقاکم»، حمام عمومی می رفت و بین مردم حرکت می کرد و با مردم بود و به مشکلات مردم رسیدگی می کرد. سفره که پهن می شد از گل غذاهای سفره چینش می کرد و به فقرا می داد.

روز عیدی بود و مرتب هدیه آوردند که فضل تعجب کرد و وقتی خوب این هدایا جمع شد، امام فرمود همه را بدهید به فقرا، گفت آقا جان اینها را برای شما آوردند، فرمود: نه همه را بدهید به فقرا و یک انفاق های عجیبی می کردند آن هم با کرامت.

مثلا یسع بن حمزه می گوید کسی آمده بود و پولش در مسیر حج تمام شده بود، آقا از پشت در پول را به او داد، گفتم آقا خوب بروید روبرویش بدهید، آقا فرمود: نمی خواهم خجالت بکشد و خواری درخواست در چهره اش نباشد. این چیزی است که ما الان و امروز در جامعه به آن نیاز داریم. و به امام جواد توصیه کردند که از در عمومی رفت و آمد کن و به عموها اینقدر و به عمه ها اینقدر. الان مسئولین ما با مردم یک قدری فاصله گرفته اند و این خطر است.

منظور من این نیست که مقام معظم رهبری بیاید در خیابان پیاده راه برود، اصلا امکانش نیست، دیشب یکی آمد گفت مگر ائمه معصومین نمی آمدند در کوچه و خیابان، گفتم مگر مدینه چقدر جمعیت داشته و خطر ترور بوده. من در همین قم یادم هست که امام خمینی با ماشین در خیابان های قم می آمد منزل آیت الله گلپایگانی و آقای مرعشی و من چندین بار خودم بچه بودم تا پای ماشین رفتم و دست زدم به دست امام یعنی دستش از ماشین بیرون بود ولی وقتی داستان شهید بهشتی و شهید باهنر و شهید رجایی و خطرات پیش آمد نمی شد.

منظور من این نیست که فردا رئیس جمهور بیاید در خیابان های تهران و قدم بزند با این شرائط و اصلا امکانش نیست ولی آقایان مدیر کل ها، استاندارها، فرماندارها رئیس های ادارات ملاقات عمومی داشته باشند، با مردم حرف بزنند و بین مردم باشند. اصلا کار هم راه نیندازند همین که استاندار سه ساعت در هفته گوش خوبی باشد برای مردم خیلی مهم است و این انقلاب ما همه عظمتش در مردمی بودنش است و الا امروز مردم دارند با مشکلات اقتصادی و بیکاری دست و پنجه نرم می کنند. فقط دلشان خوش است که خودشان این نظام را ایجاد کردند و دینشان حفظ می شود لذا این مردمی بودن باید از زندگانی امام رضا (علیه السلام) برداشت شود.

 

اقدامات علمی

نکته ای که باید بیان شود این است که امام رضا (علیه السلام) یک سری اقدامات علمی هم انجام دادند و معروف است که امام کاظم (علیه السلام) فرمودند: «سمعت ابی یقول ان عالم آل محمد لفی صلبک لیتنی ادرکته». این «عالم آل محمد» از همین جا در زندگی امام رضا (علیه السلام) ایجاد شده است.

ایشان بیش از سیصد شاگرد مثل احمد ابن ابی نصر بزنطی، اسماعیل بن مهران که بعضی صاحب کتابند، مومن و زکریا بن آدم که در شیخان قم دفن است و علی بن مصیب وقتی به امام رضا (علیه السلام) نوشت آقا من راهم دور است و نمی توانم خدمت شما برسم از کی مسائل را سؤال کنم؟ حضرت فرمودند « عن زکریا بن آدم قمی المامون علی الدین و الدنیا؛ از زکریا بن آدم قمی که مورد اعتماد ما است». صفوان بن یحیی و علی بن مهزیار که درباره او دارد «من عیون العلماء» اینها شاگردان امام رضا (علیه السلام) هستند.

یونس بن عبدالرحمن که سه بار امام رضا (علیه السلام) بهشت را برای او تضمین کرد که خیلی مورد حمله و هجمه بود و واقفی ها می خواستند او را طرف خودشان بکشند اما نرفت طرف آنها و سخنان متعددی از امام رضا (علیه السلام) در فقه و حتی در امور مربوط به خانواده و پزشکی که طب الرضایی که اصلش در رساله ذهبیه مشهور است.

فقط می خواهم بگویم بعد علمی امام رضا (علیه السلام) یک پایان نامه ای است و باید رویش کار شود و این سیره و تربیت شاگردان ویژه که بعدها خیلی از آنها منشأ اثر شدند.

 

  • : از فرصتی که در اختیار ما گذاشتید بسیار متشکریم.


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




جدیدترین اخبار

صفحه اصلی ریاست آموزش ارتباطات و بین الملل پژوهش فرهنگی تربیتی بین الملل