ریاست | آموزش | ارتباطات و بین الملل | پژوهش | فرهنگی تربیتی | بین الملل | یادداشت | آرشیو نشریات | چندرسانه ای | پیوندها | ارتباط با ما | العربیة | ENGLISH |
صفحه اصلی ریاست آموزش ارتباطات و بین الملل پژوهش فرهنگی تربیتی بین الملل


 تاریخ: يکشنبه ١٥ تير ١٣٩٩      ساعت: ٠٧:٣٩        شماره خبر: ١١٢٥٩٥          پرینت

در نمایندگی جامعةالمصطفی در استان گلستان برگزار شد

نشست «بررسی روابط فرهنگی، سیاسی و اجتماعی ایران و افغانستان»

نشست علمی «بررسی روابط فرهنگی، سیاسی و اجتماعی ایران و افغانستان با تأکید بر بیانات مقام معظم رهبری(مدظله العالی)»، به همت گروه عمومی و با همکاری معاونت پژوهش، با حضور جمعی از دانش پژوهان و استادان در سالن قدس نمایندگی گلستان به صورت حضوری و مجازی برگزار گردید.

به گزارش مرکز خبر و اطلاع رسانی جامعةالمصطفی، در ابتدای این نشست علمی، دکتر محصلی ضمن خوشامدگویی به محضر استادان و فرهیختگان، به بیان مطالبی در خصوص در این باره پرداخت که به اهم سخنان وی می پردازیم:

 

مفهوم‌شناسی فرهنگ

الف. معناشناسی فرهنگ

فرهنگ پژوهان، تعریف‌های متنوع از فرهنگ ارائه دادند. کلمه «فرهنگ» در کاربرد لغت شناسان عرب، ﺑﺎ ﻛﻠﻤﻪ «ﺍﻟﺜﻘﺎﻓﺔ» آمده و نخست ﺑﻪ معنای پیروزی، تیزهوشی و مهارت بوده است. ﺳـﭙﺲ ﺑﻪ معنای استعداد فراگیری علوم و صنایع و ادبیات نیز ﺑﻪ کار رفته ﺍﺳﺖ. این واژه، در ادبیات فارسی، از دو بخش «ﻓﺮ» (FRA) ﺑﻪ ﻣﻌﻨای پیش ﻭ«ﻫﻨﮓ»(Thing) ﺑـﻪ ﻣﻌﻨـای کشیدن و با پیشاوند «آ» ﺑﻪ معنای مقید و نیت تشکیل شده و در زبان‌های پهلوی نیز همین واژه «ﻓﺮﻫﻨﮓ» به کار رفته ﺍﺳﺖ.

واژه ﻓﺮﻫﻨﮓ، در زبان لاتین ﺑﺮﮔﺮﻓﺘﻪ از واژه کولتورا (Cultura) ﺍﺳـﺖ ﻛـﻪ در اوایل دوران مدرن حضور چشمیگری در بسیاری از زبان‌های اروپایی پیدا کرد و در سیر تاریخی‌اش فراز و فرودهای زیادی را پشت سر گذاشته و در اواخر ﺳﺪﻩ ۱۸ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥﻳﻚ واژه فرانسوی وارد زبان آلمانی شد و اﺑﺘﺪﺍ ﺑﻪ صورت کالچر و «Cultur» و سپس به صورت «Kultur» ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻭﺗﻠﻔﻆ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. در مراجع فرانسوی نیز در معنای ﻣﺸﺎﺑﻪ، ﺑﻪ معنای بارور کردن، عمل بارور کردن (زمین) یا کاری در جهت تولید، حاصلخیز کردن، عمل ﻛﺎﺷﺘﻦ (گیاه) به کار رفته است.

به ‌هر حال، ‌مقوله فرهنگ، یکی از پرکاربردترین واژه‌ها در زندگی اجتماعی انسان‌هاست و این مفهوم سبب شده است که بسیاری از امور انسانی و پدیده‌های اجتماعی تحت پوشش و سیطره‌ای این مفهوم قرار گیرد و فرهنگ‌ شناسان با توجه به جهان‌بینی‌، ارزش‌ها، ایدئولوژی‌ها و نوع استفاده و کاربرد مورد نظر، این مفهوم را تعریف کرده‌ و از زوایای گوناگون، تعاریف فرهنگ را دسته بندی نموده‌ اند.

ادوارد تایلور، در تعریف فرهنگ می ‌گوید: «فرهنگ یا تمدن، کلیت درهم تنیده‌ای است که شامل دانش، هنر، دین، قانون، اخلاقیات، آداب و رسوم و هرگونه توانایی و عاداتی که آدمی همچون عضوی از جامعه به دست می‌آورد، می‌گردد».

آیت‌الله مصباح می‌گوید: «فرهنگ عبارت است از مجموعه مایه‌هایى است كه رفتار او را از رفتار حیوانات مشخّص و ممتاز‌ مى‌سازد».

داریوش عاشوری در کتاب تعریف فرهنگ، تقریباً فهرستی کامل از همه تعاریف ارائه نموده است که اجمالاً می‌توان همه آن تعاریف را به تعریف ساده «سبک زندگی» فروکاست. بدین ترتیب، می‌توان گفت فرهنگ عبارت است از سبک زندگی مردم یک جامعه که باعث تمایز مردم آن جامعه از جوامع و اقوام دیگر می‌شود، چنانچه مقام معظم رهبری(مدظله العالی) فرهنگ را به عنوان سیستم مورد پذیرش قرار داده، بیان می دارند: «فرهنك یك سیستم و دارای انواع و اجزایی است».

بنابراین،‌ فرهنگ بسته اجتماعی و دارای دو بخش سخت‌افزاری و نرم‌افزاری است که عناصری دارد که عبارت است از:

۱. شناخت‌ها و باورها که شامل معرفت‌شناسی، هستی‌شناسی، خداشناسی، انسان شناسی، راهنما و راه‌شناسی و معادشناسی می‌گردد؛ ۲. ارزش‌ها و گرایش‌ها؛ ۳. رفتارها و کردارها؛ ۴. زبان؛ ۵. هنرها؛ ۶. قوانین؛ ۷. نمادها و مصنوعات.

سه عنصر اول، عناصر اصلى فرهنگ اسلام‌اند؛ یعنى آنچه را باید بدان معتقد باشیم، خوب و بد و شیوه رفتار ما را مشخص‌ مى‌كند. این همان اصول دین، اخلاق و احكام اسلامى است، ولی عناصری مانند زبان، ادبیات، موسیقی، سبک معماری، لهجه‌ها، لباس‌هاى گوناگون محلى، كیفیت گویش‌ها و... از عناصر فرعی فرهنگ محسوب می‌شوند.

به عبارت دیگر، می‌توان فرهنگ اسلامی را به درختی تشبیه کرد که ریشه آن را عقاید و باورها تشکیل می‌دهد، تنه درخت ارزش‌های برآمده از عقاید است و شاخه‌ها و میوه‌های آن نیز رفتارهایی است که ریشه در اعتقادات و ارزش‌های مورد قبول افراد دارد؛ از این رو، گام اول، شناخت اعتقادات اسلامی و باور به آنها و گام دوم عمل صالح است که در گرو شناخت ارزش‌ها و تطبیق رفتار بر آنها در صحنه‌های مختلف است.

 

ب. تهاجم فرهنگی

تهاجم فرهنگی، به معنای انتقال معانی میان نظام‌های فرهنگی بدون رضایت دو طرف است. بدین ترتیب، واژه تهاجم:

۱. بارمنفی در زمینه مسائل اجتماعی دارد؛

۲. یک طرف برنده و یک طرف بازنده است؛

۳. ارتباط یکسویه بدون رضایت دو طرف است.

در بحث تهاجم فرهنگی، جهت موفقیت و برنده شدن با دو کار انجام داد:

الف. تقویت و افزایش توان فرهنگی؛ توان اجتماعی؛ توان سیاسی؛ توان اقتصادی و توان هنری.

ب. تأثیر غیرمستقیم بر افراد؛ که این کار، با همکاری روان‌شناسان و مهندسان اجتماعی تحقق می‌یابد؛ زیرا آنها با نشانه‌گیری ضمیر ناخودآگاه فرد تلاش در القای پیام مورد نظر دارند؛ مثلاً شما در یک فیلم در دست هنرپیشه‌ای نقش اول گوشی با مارک فلان شرکت را مشاهده می‌کنید. این مشاهده، پیام غیرمستقیم‌اش این است که این محصول خوب است؛ چون در دست این قهرمان است‌ که امروز این بحث تحت عنوان «قدرت سینما» مطرح است.

 

ج. تعامل فرهنگی

تعامل فرهنگی یا همان  مبادله فرهنگی، عبارت است از: انتقال معانی فرهنگی به طورت ارادی و گاه با برنامه‌ریزی فرهنگی است؛ چنانچه هر نظام فرهنگی عناصر و مؤلفه‌های از فرهنگ دیگر را می‌پذیرد.

در همه فرهنگ‌ها، میل به شناخت و شناخته شدن وجود دارد. فرهنگ‌ها از طریق تعامل آگاهانه سعی دارند عناصر خود و دیگران را درک کنند و شوق دارند بخشی از عناصر فرهنگ را جذب کنند، مثلاً ترجمه کتابی از یک زبان به زبان دیگر یا بخش و استفاده از دستگاه الکترونیکی، فرش، هنر و موسیقی نمونه روش از این تعامل فرهنگی است. بنابراین، وقتی یک فرد در اجتماع قرار می‌گیرد، پیوسته در معرض جذب اجزای فرهنگ خود و آن جامعه از طریق:

۱. آموزش؛

۲. عادت و آداب اجتماعی؛

۳. سبک زندگی؛

۴. تعامل با افراد جامعه، قرار می‌گیرد. بدین ترتیب، وجود مهاجران افغانستانی در جمهوری اسلامی ایران، یک فرصت و زمینه‌های بسیار ارزشمند در باب تعامل فرهنگی میان دو کشور است؛ بنابراین، میان دو کشور جمهوری اسلامی ایران و جمهوری اسلامی افغانستان اشتراکات فرهنگی زیاد وجود دارد که  عامل تعامل فرهنگی و عبارت است از:

 

الف. دینی؛

ب. زبانی؛ دین و زبان دو گزاره مهم در اشتراک فرهنگی ایران و افغانستان است. امروز آثار اندیشمندان ایرانی، مانند شهید مطهری و دکتر شریعتی در میان فرهیختگان افغانستانی پرطرفدار است و بدون ترجمه می‌‌توان استفاده کرد. طبیعی است که هر آثار علمی با خودش فرهنگ را انتقال می‌دهد.

ج. تمدنی؛

د. تاریخی؛ از دیرزمان، ما ساکنان یک وطن سیاسی بودیم؛ یعنی از حدود دو هزار سال پیش، از زمان مهاجرت آریایی‌ها به این مناطق ما دارای وحدت سیاسی از لحاظ حکومتی و مرزها بودیم. این محدوده جغرافیایی سرزمین شناوری بود و ماجرای ایران و افغانستان مثل قصه برادر بزرگ‌تر و کوچک‌تر است.

ه. جهاد دیگر و مقاومت امروز؛ حضور افغانستانی‌ها در دفاع مقدس جمهوری اسلامی ایران و حضور رزمندگان ایران در جهاد افغانستان، نشان می‌دهد که این دو کشور همیشه یار و یاور همدیگر بوده است و در سختی‌ها در کنارهم ایستاده‌اند.

و. حضور مهاجران افغانستانی. اکنون دوران پیش‌رو است، که اگر دست به دست هم ندهیم، دشمن مشترک و سرنوشت مشترک خواهیم داشت و در نهایت آسیب جدی خواهیم دید. بنابراین، از تفرقه دوری کنیم و به دنبال ارتقای سطح روابط و به خصوص روابط فرهنگی باشیم؛ زیرا این دو کشور دارای روابط بسیار نزدیک و مناسبی هستند. از این‌رو، برای نزدیک کردن یکدیگر:الف) زبان فرهنگ را انتخاب کنیم که زبان معرفت است، تا همه یک برداشت از یک تابلوی نقاشی و فیلم داشته باشیم؛ب) به دنبال اقناع باشیم نه اثبات، زیرا باید همدیگر را اقناع و درک کنیم و به یگانگی فرهنگی برسیم.


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




جدیدترین اخبار

صفحه اصلی ریاست آموزش ارتباطات و بین الملل پژوهش فرهنگی تربیتی بین الملل