ریاست | آموزش | ارتباطات و بین الملل | پژوهش | فرهنگی تربیتی | بین الملل | یادداشت | آرشیو نشریات | چندرسانه ای | پیوندها | ارتباط با ما | العربیة | ENGLISH |
صفحه اصلی ریاست آموزش ارتباطات و بین الملل پژوهش فرهنگی تربیتی بین الملل


 تاریخ: يکشنبه ٢٩ تير ١٣٩٩      ساعت: ١٢:١٩        شماره خبر: ١١٢٧٩٦          پرینت

در نمایندگی جامعةالمصطفی در استان گلستان برگزار گردید

نشست علمی «تأثیر ایرانیان بر ادبیات عرب با محوریت نقش سیبویه در رشد و گسترش زبان عربی»

نشست علمی «تأثیر ایرانیان بر ادبیات عرب با محوریت نقش سیبویه در رشد و گسترش زبان عربی»، در سالن قدس جامعةالمصطفی در نمایندگی گلستان به همت گروه زبان و ادبیات عرب با همکاری معاونت پژوهش به صورت مجازی و حضوری برگزار گردید.

به گزارش مرکز خبر و اطلاع رسانی جامعةالمصطفی، دکتر خالدیان ضمن تشکر و قدردانی از دانش پژوهان، به بیان مطالبی در خصوص تأثیر ایرانیان بر ادبیات عربی با محوریت بیان نقش سیبویه در رشد و گسترش آن پرداخت که به اهم سخنان وی به شرح ذیل است:

ایرانیان در حوزه صرف و نحو تأثیرگذار بودند. در واقع، آنان سنگ بنای علم صرف و نحو را پایه گذاری کردند و از نظر جنبه فرهنگی به اسلام خدمات شایانی انجام دادند. پس از پیروزی اعراب بر ایرانیان، خلیفه دوم به دیگر امرا و فرماندهانش اعلام کرد که اگر قرآن و احکام اسلامی به ایران منتقل شود، ابدی و جاودانی خواهد شد، زیرا ایرانیان بااستعداد هستند و با قرآن و احکام آن عجین خواهند شد. سیبویه در واقع ایرانی بود و کتابی در حوزه علم نحو به نام الکتاب نوشت، زیرا هر جا مشکلی در علم نحو برای خوانندگان پیش می آید، کتاب سیبویه به ذهن متبادر می شود. البته ایرانیان در چندین حوزه پیشتاز بودند؛ برای نمونه، در علم کلام، یعنی تلاش ایرانیان در علم کلام بسیار شگفت انگیز بود. همچنین در منطق ارسطویی و فلسفه یونان هم خوش درخشیدند و نوآوری شایسته ای انجام دادند. نخستین کسی که علم فقه را نوشت، امام ابوحنیفه بود و او نیز در اصل ایرانی بود. امروزه در جوار کعبه احادیثی از آن خوانده می شود و از آن نکات منقول و مستدل فراوانی بیان می گردد، زیرا صحت استناد احادیث آیات و روایات از سخنان ایشان دریافته می شود. عمده تفاسیر قرآنی را ایرانیان نوشتند، مانند تفسیر امام فخر رازی، تفسیر بیضاوی، تفسیر زمخشری و... که عمده این نفاسیر ایرانی بودند.

 

 نظریه و رویکرد زبان شناختی سیبویه

سیبویه را می توان از نظر روش زبان شناسی ساخت گرا، نقش گرا و رفتار گرا دانست و نظریات وی همسو با نظریه حاکمیت در زبان شناسی زایشی چامسکی است که براساس نام گذاری وی نظریه عمل خوانده می شود.

 

زبان از دیدگاه سیبویه

از نظر سیبویه، زبان نوعی رفتار انسانی است که برای برقراری ارتباط اجتماعی به کار می رود. زبان رفتاری است نظام مند و دارای ساخت، به مانند دیگر نظام های منطقی که در زندگی انسان هاست و از آنجا که گفتار، فعالیت اجتماعی است که از راه آن ارتباط برقرار می شود، همانند دیگر رفتارهای اجتماعی نیز می تواند مطالعه و توصیف شود. سیبویه چون از علم اخلاق و حقوق نیز بهره مند بود، به طبع آن حوزه ها در حوزه زبان نیز روش کار را بر قیاس مبتنی ساخت، ولی در محدودیت قیاس آن اندازه مبالغه نکرد که استقلال نظام زبانی گویشوران را تحدید کند و به تجویز الگو به بهانه قیاس بپردازد. وی ضمن آنکه به قیاس اعتنا می کرد، به سماع یا گوش دادن به گفتار گویشوران بومی زبان نیز ارج می نهاد.

 

رویکرد توصیفی سیبویه

روش سیبویه در الکتاب توصیفی، یعنی برپایه مشاهده واقعیت های زبانی و تعریف ساختمان آنها و کشف قواعد حاکم بر ساخت آنها بوده است. روش تجزیه و تحلیل سیبویه در الکتاب به فنون تجزیه به سازه های پیاپی هریس در روش های زبان شناسی ساخت گرا می ماند. به قول کارتر، سیبویه در تحلیل گفتار، منسجم و آگاهانه زبان را به مجموعه ای از نقش های مختلف تقلیل داده است و روشی که به کار برده، ذات و ماهیتش همانند ذات و ماهیت تجزیه سازه های پیاپی است. کارتر پس از برشمردن هفتاد طبقه نقشی که سیبویه براساس آنها و به روش تجزیه به سازه های پیاپی طبقه تک واژهای زبان را شناسانده و توزیع آنها را شرح داده و نتیجه می گیرد که سیبویه نحوی نقش گرا است. تأکید وی بر وجود عناصری با نقش عامل در روابط عناصر زبانی است که نظریه عمل خوانده می شود. سیبویه عاملیت را اصل قرار داده و به واسطه آن توانست واقعیت های زبانی مهمی را توجیه نماید. بنابر نظریه عمل هر عنصری از کلام روی عناصر همجوار خود عمل می کند و در نتیجه آن عمل در آن عنصر تغییر صوری نحوی یا تعبیری معنایی پیدا می شود، در نتیجه در سطح روساخت کلام به دو واحد اصلی تقسیم می  شود: یکی عامل و دیگری معلول فیه. نقش دهنده های نحوی در نظریه عمل عبارت است از :

۱. اسم ۲. فعل ۳. ادات ۴. عامل معنوی. از جهت مقایسه ای می توان این نظریه را با نظریه حاکمیت وابستگی زایشی مقایسه کرد. طرفداران این نظریه تنها به وجود یک گشتار قائل بودند و وظیفه انتقال عبارتی از جمله را از جایی به جای دیگر در درون جمله به عهده دارد. آنان معتقدند: این الگو گشتاری توسط بخش های نیمه مستقل چندی محدود و معلوم می گردد که عبارت است از: نظریه وابستگی، نظریه حاکمیت، نظریه حالت، نظریه مرجع گزینی و نظریه کنترل. از این لحاظ نظریه عمل مانند نظریه حاکمیت و نظریه حالت به توزیع نشانه های نقشی(اعراب) دلالت دارد و به همان شیوه نظریه حالت به تحلیل می پردازد. هیچ عنصری بدون اعراب نمی­تواند باشد مگر آنکه عاملی برای اعراب آن شناسایی شود همین کافی است تا هم اصل صافی و هم لزوم تحت حاکمیت بودن عنصر دارای اعراب را از آن استنباط کرد.


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




جدیدترین اخبار

صفحه اصلی ریاست آموزش ارتباطات و بین الملل پژوهش فرهنگی تربیتی بین الملل