ریاست | آموزش | ارتباطات و بین الملل | پژوهش | فرهنگی تربیتی | بین الملل | یادداشت | آرشیو نشریات | چندرسانه ای | پیوندها | ارتباط با ما | العربیة | ENGLISH |
صفحه اصلی ریاست آموزش ارتباطات و بین الملل پژوهش فرهنگی تربیتی بین الملل


 تاریخ: دوشنبه ٢١ مهر ١٣٩٩      ساعت: ١٣:٣٨        شماره خبر: ١١٤٠١٩          پرینت

وبینار علمی تشریح اندیشه سیاسی آیت الله شهید بهشتی

عضو هیئت علمی جامعةالمصطفی، در وبیناری علمی، به تشریح اندیشه سیاسی شهید بهشتی پرداخت.

به گزارش مرکز خبر و اطلاع رسانی جامعةالمصطفی، حجت الاسلام عابدی نژاد در ابتدا، طرح بحث اندیشه سیاسی شهید بهشتی را به دو دلیل مهم دانست و گفت: دلیل اول این است که شهید بهشتی یکی از معماران اصلی نظام جمهوری اسلامی است و تبیین نظرات ایشان در حقیقت تبیین ماهیت جمهوری اسلامی ایران است و از این جهت، بازخوانی آرا و اندیشه‌های ایشان برای تعیین مسیر برای آینده جمهوری اسلامی ایران لازم و ضروری است. جهت دوم اینکه شهید بهشتی به خصوص در سال‌ های اخیر، آماج تحریف ها و دروغ پردازی قرار گرفته است، یعنی کسانی که به هیچ وجه تفکر و مسلکشان نسبتی با این شهید بزرگوار ندارد، به خاطر مزایا و برجستگی هایی که ایشان در ذهن و خاطره ملت ایران دارد، تلاش می‌کنند شهید بهشتی را تحریف و ایشان را از واقعیت اصلی اندیشه اش دور کنند و تصویری واژگون و مطابق با اندیشه‌های لیبرال دموکراسی از شهید بهشتی ارائه دهندکه کاملاً نادرست است.

 

اسلام، نظام اجرایی و عملی است

وی، در ادامه، به تبیین اندیشه شهید آیت الله بهشتی در هفت محور اصلی پرداخت و یادآور شد: نخستین محور، تلقی اسلام به عنوان نظام اجرایی و عملی است. به بیان شهید بهشتی، اسلام فقط جهان بینی کلامی و فلسفی نیست، بلکه نظام اجرایی و عملی است که تمامی ساحت های اجتماعی را دربر می‌گیرد، یعنی دیدگاه شهید بهشتی به خلاف دیدگاه هایی که بعدها در نهضت آزادی به وجود آمد یا کسانی در بعضی از احزاب سیاسی مثلاً در حزب مشارکت حالت عملی و اجتماعی، اسلام را انکار کنند؛ بعضی از اینها صریحاً گفتند که ما لیبرال مسلمان هستیم، کنایه از اینکه ما نظام اجتماعی اسلام را قبول نداریم.

عضو هیئت علمی جامعةالمصطفی ادامه داد: در مقابل این دیدگاه، شهید بهشتی تأکید بر نظام اسلامی دارد. نظام اسلامی یعنی تأکید بر نظام سیاسی، اقتصادی اجتماعی در اسلام و اینکه این مطالب در آثار ایشان مکرراً وجود دارد و کاملاً مشخص است که تحریف شهید بهشتی، رسوا و کاملاً غیرعلمی و غیرمنطقی است.

 

 پروژه ادغام سازی

وی خاطرنشان کرد: وضعیت امروز ما این است که همه ابزارهای دشمن به خدمت گرفته شده است تا ایده استقلال و اصالت نظام اسلامی را به شکست وادارد که پرچمش در نظام سیاسی به اسم ولایت فقیه است. این پروژه اصطلاحاً به پروژه ادغام سازی مشهور گشته است، یعنی نظم اجتماعی جامعه اسلامی در همه بخش ها یا ادغام شود در نظم جهانی تحت عنوان جهانی سازی یا از حرکت رو به جلو برای تأسیس نظام های اسلامی یعنی تأسیس یک نظام جوششی که از متن عقلانیت اسلامی زاییده می شود، جلوگیری کنند و به هر ترتیبی که ممکن است این را از بین ببرند راهبردی که در این راه انتخاب می‌کنند راهبرد استانداردسازی جهانی است استاندارد سازی جهانی یعنی اینکه پروتکل های جهانی بر اساس عقلانیت لیبرال تعریف شده است مثل حقوق کودک و حقوق زن حقوق مالی اقتصادی اف ای تی اف بقیه استانداردهایی که در حوزه‌های متنوع حیات اجتماعی وجود دارد اینها را تحمیل کنند بر جامعه اسلامی تا دولتمردان جمهوری اسلامی در مقابل نظام سازی جهانی خاضع بشوند و عملیات ادغام به پایان برسد.

وی راهبرد شهید بهشتی در مقابله با این راهبرد را حفظ اصالت نظام های اجتماعی اسلام خواند و تصریح کرد: البته این راهبرد نباید مبتنی بر انزوا باشد. عنوان اصلی این راهبرد، طراحی پیش‌دستانه نظامات اجتماعی اسلام و کنوانسیون های بین المللی در درون طرح نظام واره نظام های اجتماعی اسلام با پررنگ کردن خطوط هویتی است. این جمله یعنی متناسب با زیست جامعه انقلابی و اسلامی، مدیران و متفکران ما باید استاندارد سازی کنند، به گونه‌ای که ما بتوانیم از مزایا و یا نقاط اشتراک استاندارد های بین المللی هم استفاده کنیم و اگر این طراحی صورت نگیرد عملاً در تور طراحی های دیگر قرار می گیرد.

 

مبارزه شهید بهشتی با دوگانه جعلی حاکمیت الهی و حاکمیت ملی

حجت الاسلام عابدی نژاد دومین محور تببین اندیشه های شهید بهشتی را مبارزه ایشان با دوگانه جعلی حاکمیت الهی و حاکمیت ملی برشمرد و گفت: این مسئله هم در اندیشه ایشان مورد سوء استفاده قرار گرفته است. از مدت ها قبل این دوگانه بین حاکمیت الهی و حاکمیت ملی تعریف می شد و می گفتند شما باید یا تن به حاکمیت الهی بدهید یا تن به حاکمیت ملی بدهید و تلفیق این دو عبارت چنانکه در عبارت جمهوری اسلامی وجود دارد، از دیدگاه بسیاری از غرب گرایان، تلفیق پارودکسیکال و نقضی است. شهید بهشتی با طرح یک نظام واره، این پارادوکس جعلی را رسوا می کند. طرح شهید بهشتی اتکا بر آرای ملی، همراه با پذیرش ایدئولوژی اسلامی است. به بیان دیگر، در اندیشه شهید بهشتی، شناخت ایدئولوژی اسلامی منشأ انتخاب ایدئولوژی اسلامی برای اداره جامعه است؛ بنابراین، ایدئولوژی اسلامی امر تحمیلی نیست و این منطبق بر آیات قرآن است که فرمود: «انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا»؛ یعنی انسان به صورت تکوینی یک موجود انتخابگر است. اگر این انسان آزاد با انتخاب خود ایدئولوژی اسلامی را پذیرفت و براساس آن یک حکومت پدید آورد، یعنی حاکمیت الهی و حاکمیت ملی با یکدیگر جمع شدند و حاکمیت ملی در طول حاکمیت الهی قرار گرفته است.

وی ادامه داد: اصل ۵۶ قانون اساسی می‌گوید حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست (طبیعتاً این حاکمیت یک حاکمیت تکوینی است یعنی خداوند متعال رب همه چیز است) او انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است (یعنی انسان می تواند با اراده خویش نوع حکومت سوسیالیستی، لیبرالیستی یا سلطنتی و دیکتاتوری را بپذیرد و در این زمینه مختار است). هیچ کس نمی تواند این حق الهی را از انسان سلب کند. این جمله دو معنا دارد: معنای فلسفی و معنای حقوقی. معنای فلسفی اش این است که هیچ کس نمی‌تواند اختیار انسان را از انسان سلب کند که روشن است زیرا این امر تکوینی و ذاتی انسان است، ولی این جمله جنبه حقوقی نیز دارد که مورد توجه شهید بهشتی است که به لحاظ حقوقی هیچ کسی حق ندارد ک ایدئولوژی یا حکومتی را بر مردم تحمیل کند. این اصل یک اصل مصرح در نظام حقوقی اسلام است. این همان معنای «لا اکراه فی الدین» است یعنی ورود در حکومت و ایدئولوژی الهی همراه با اکراه امکان پذیر نیست. این معنا با اینکه بگوییم انسان حق دارد ایدئولوژی دیکتاتوری یا سلطنتی را بپذیرد، فرق دارد. پس به لحاظ حقوقی مراد این است که حق تحمیل وجود ندارد، نه اینکه حق داریم هر چیزی را بپذیریم پس اصل ۵۶ قانون اساسی می‌گوید خداوند انسان را مختار آفرید به لحاظ فلسفی و به لحاظ حقوقی هیچ دین و یا مرجعیتی حق تحمیل ندارد.

سخنران وبینار علمی در ادامه یادآور شد: پس پس این نکته معنایش این نیست که حاکمیت الهی ذیل حاکمیت ملی تعریف شود چنان که برخی این سخن را گفته اند، زیرا نمی‌توانند حیثیت های فلسفی و حقوقی را در متن قانون اساسی و اندیشه‌های شهید بهشتی تفکیک کنند.

 

 چهار معنای جمهوریت در اندیشه شهید بهشتی

وی در تبیین سومین محور ابراز داشت: اگر اصل حاکمیت ملی و حاکمیت الهی را بتوانیم جمع کنیم  -که در جمهوری اسلامی جمع شده است- جمهوری اسلامی معنای خاصی پیدا می‌کند. در اندیشه شهید بهشتی، جمهوریت حداقل چهار معنای مترتب دارد که بعضی از این تحقق پیدا کرده و برخی خیر.

حجت الاسلام والمسلمین عابدی نژاد افزود: لایه اول جمهوریت در اندیشه شهید بهشتی عدم تحمیل است که در اصل ۵۶ وجود دارد همچنان که در تاریخ جمهوری اسلامی با خواست و اراده و حتی با فداکاری بی نظیر ملت ایران جمهوری اسلامی پیشرفته است و تأسیس شده است. لایه دوم جمهوریت در اندیشه شهید بهشتی ایجاد مشارکت واقعی در حوزه های نظام اجتماعی است یعنی کافی نیست که فقط شرایطی را به وجود بیاوریم که تعدادی از مردم رای بدهند و بعدا به دنبال کار خودشان بروند بلکه باید در اقتصاد سیاست فرهنگ طراحی صورت بگیرد تا مشارکت حداکثری و مسئولیت پذیری حداکثری را برای آحاد جامعه شکل بدهد اجتماعی که باعث مصون‌سازی جمهوری اسلامی ایران خواهد شد.

وی ادامه داد: لایه سوم جمهوریت در اندیشه شهید بهشتی که وظیفه همه ما مطالبه گری آن است، جهت گیری حکومت به سوی عامه مردم است، یعنی از نگاه شهید بهشتی جمهوری اسلامی وقتی کامل می شود که جهت گیری آن در بخش های مختلف در جهت توده مردم باشد. این جهت گیری ما را به عدالت اجتماعی نزدیک می‌کند و ما را در مقابل طبقه محوری مصون می کند و لایه چهارم نظارت مردمی است.

سخنران وبینار علمی تمامی این چهار لایه جمهوریت را منبعث از نظام حقوقی اسلام دانست و گفت: به بیان دیگر جمهوریت یک حقیقت جوشیده شده از متن اسلام است و ناآگاهان در تلاش اند که جمهوریت را در مقابل اسلام قرار دهند. لذا دفاع از جمهوریت عین دفاع از اسلام است. دفاع از توده‌های عمومی مردم، دفاع از مستضعفین و دفاع از زحمتکشان که بخش عمده ای از جامعه را تشکیل می‌دهند، این دفاع از رسول اکرم(ص) و امیرمومنان(ع) است. این معنای تفکر سیاسی شهید بهشتی است.

 

اراده مردم با الزامی بودن قوانین قابل جمع است

وی، در ادامه، به تبیین چهارمین محور موضوع این نشست علمی پرداخت و ابراز داشت: این محور که شامل عدم تحمیل یکی از ارکان جمهوریت است، به هیچ وجه به این معنا نیست که قانون و ساختار حکومتی در جمهوری اسلامی فاقد الزام هست. این که یک نظام سیاسی، یک نظام تحمیلی نیست و مبتنی بر خواست و اراده مردم است، کاملاً با الزامی بودن قوانین قابل جمع است. حتی در یک نظام به اصطلاح لیبرال دموکراسی هم قوانین وجود دارد و در هر نظام حقوقی قوانین دارای خصوصیت الزام، ضمانت اجرا و قابلیت اجبارند.

حجت الاسلام والمسلمین عابدی نژاد در ادامه گفت: پس از اینکه نظام اسلامی بر اساس خواست مردم تحقق پیدا می‌کند، معنایش این نیست که قانون‌شکن بگوید من نمی خواهم قانون را اجرا کنم، مثل این که یک نظام با خواست و رأی مردم برپا می شود و قانونی را وضع می کند در تمام نظام های حقوقی قانون خصوصیت الزامی دارد؛ بنابراین عدم تحمیل نظام اسلامی به معنای قانون‌گریزی و بی بند و باری نسبت به اجرای قانون نیست شهید بهشتی به صورت مکرر از الزامی بودن قانون حمایت می‌کند و حتی خودش رئیس قوه قضاییه است.

وی اذعان داشت: منشأ مشروعیت قانون اساسی مثل بقیه قوانین اراده تشریعی خداوند است، اما تحقق این ساخت سیاسی تحمیلی نیست یعنی موجودیت و جریان قانون اساسی یک موجودیت مردمی است.

 

 نظارت استصوابی

عضو هیئت علمی جامعةالمصطفی در تبیین محور بعدی سخنان خود یادآور شد: نکته دیگر در اندیشه شهید بهشتی مسئله نظارت قانون است و مسئله نظارت استصوابی مورد تأکید ایشان می‌باشد استدلال این است وقتی که می گوییم جمهوری اسلامی با همان چهار لایه جمهوریت که عرض کردیم و اسلام به عنوان ایدئولوژی عملی طبیعتاً برای حاکم و مدیران جامعه شرایطی قرار می دهد که مهم ترین آنها تعهد به ایدئولوژی می باشد و نهادهایی وجود دارند که این را در افرادی که انتخاب می کنند برای تصدی و اداره جامعه باید این خصوصیت را احراز بکنند اینکه ریاست‌جمهوری شرایطی دارد که باید از سوی شورای نگهبان احراز شود مسئله ای است که از طریق این استدلال حل می شود.

 

مشروعیت ولایت فقیه

وی در تبیین محور ششم اندیشه های شهید بهشتی گفت: شهید بهشتی مشروعیت ولایت فقیه را وابسته به صلاحیت های ذاتی و شخصیتی ولی فقیه می داند و از این جهت مکانیسم انتخاب ولایت فقیه مانند مکانیسم انتخاب مرجع تقلید است وظیفه رجوع به مرجع تقلید، وظیفه همگانی است یک مسلمان به حکم عقل و شرع موظف است برای شناخت حلال و حرام به مرجع تقلید خود مراجعه کنند در عین حال صلاحیت مرجعیت برای افتای وابسته به به انتخاب مردم نیست بلکه تحقق مرجعیت و نفوذ آن و قدرت آن وابسته به اقبال مردمی باشد همین استدلال در مورد ولایت فقیه هم جاری است به بیان دیگر در اندیشه شهید بهشتی جریان یافتن ولایت وابسته به اقبال مردم است هر چند صلاحیت تصدی امری ذاتی است

 

لزوم توجه به تفکر جهانی جمهوری اسلامی

سخنران این وبینار علمی در بخش پایانی سخنان خود به تبیین نکته پایانی به عنوان محور هفتم از اندیشه سیاسی شهید بهشتی پرداخت و خاطرنشان کرد: این محور که مورد غفلت قرار گرفته است و ما خسارت های فرهنگی و عملی زیادی به خاطر این غفلت پرداخت کردیم، تفکر جهانی جمهوری اسلامی است. شهید بهشتی به شدت با ناسیونالیسم مبارزه می‌کرد و استدلال می‌کرد که تکیه بر ناسیونالیسم و عنصر ایرانیت، باعث آشفتگی ملی و مهجوریت و محرومیت بین المللی می شود. استدلال شهید بهشتی این است که معیار شما برای ایرانیت چیست؟ ایرانی‌ها از طیف های گوناگونی تشکیل شده اند، اگر شما معیار تان را زبان قرار دهید، باعث آنتروپی اجتماعی می شود. یعنی نهضتهای پان ترکیسم و پان عربی را در کشور فعال می کنید، زیرا آن منطقه جغرافیایی و تیره قومی خودشان را در تضاد با ایران و ایرانیت فرض می‌کند؛ زیرا ایران را به عنوان یک نژاد معرفی کرده اید در چنین وضعیتی برفرض یک جوان کُرد را چطور می‌توانید قانع کنید که دل بسته کرکوک نباشد و دلبسته تهران باشد؟

وی ادامه داد: شهید بهشتی این تفکر را مخالف اسلام می دانست زیرا اسلام یک دین جهانی و با ارزش‌های جهانی است و در سودای تاسیس یک تمدن جهانی بر اساس اصول مشترک و مترقی انسانی و اسلامی است و این با ملیت سازگار نیست. ادبیات و ایدئولوژی شکاف های عمیق هویتی در اداره جمهوری اسلامی ایران ایجاد می کند؛ بنابراین نقطه فراموش شده ای که در اندیشه شهید بهشتی وجود دارد و همه ما از جمله رسانه ها، قوانین و مجلس، نسبت به آن مسئول هستیم.

حجت الاسلام عابدی نژاد در پایان خاطرنشان کرد: برخی از کشورها با اینکه اسلامی نیستند، اما ایدئولوژی خود را جهانی تعریف می کنند تا از تمام عناصر جهانی در جهت پیشبرد ایدئولوژی شان استفاده کنند؛ اما در میان ما برای نمونه بیشترین جانفشانی را شهدای مدافع حرم فاطمیون -که ایرانی نیستند- انجام می دهند؛ اما بر اساس قوانین، سهمی در کشورمان نخواهند داشت که این مخالف اندیشه شهید بهشتی است.


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




جدیدترین اخبار

صفحه اصلی ریاست آموزش ارتباطات و بین الملل پژوهش فرهنگی تربیتی بین الملل