ریاست | آموزش | ارتباطات و بین الملل | پژوهش | فرهنگی تربیتی | بین الملل | یادداشت | آرشیو نشریات | چندرسانه ای | پیوندها | ارتباط با ما | العربیة | ENGLISH |
صفحه اصلی ریاست آموزش ارتباطات و بین الملل پژوهش فرهنگی تربیتی بین الملل


   

  گزارشی از تاریخچه تلّ زینبیه در کربلای معلی


  تاريخ  انتشار خبر: سه شنبه ١٦ مرداد ١٣٩٧

  ساعت انتشار خبر: ١٠:٥٣

  شماره خبر: ٩٤٤٣٥


گروه بین‌الملل: این مقام که بر روی یک بلندی به نام «تَلِّ زینبیه» قرار گرفته، در سمت جنوب غربی صحن امام حسین (ع) و نزدیک یکی از درهای حرم مطهّر، به نام «باب الزّینبیه» است و فاصلۀ آن تا صحن شریف حسینی ١۵٠ قدم (حدود ٣٢ متر) است.

به گزارش مرکز خبر و اطلاع‌رسانی جامعه‌المصطفی،  مقام موسوم به تل زینبیه بر روی یک بلندی به همین نام قرار گرفته و در سمت جنوب غربی صحن امام حسین (ع) و نزدیک یکی از درهای حرم مطهّر، به نام «باب الزّینبیه» است و فاصلۀ آن تا صحن شریف حسینی ١۵٠ قدم (حدود ٣٢ متر) است.
 
نگاهی به شخصیت حضرت زینب (سلام الله علیها) [1]
 
دُخت فاضلۀ امام علی بن ابی طالب (ع)، بانوی جلیل القدر، عقیله الهاشمیین، زینب کبری (س) منزلتی بزرگ و جایگاهی متمایز دارد. او از زمرۀ زنان عالمه، عابده، زاهده و عفیفه ای است که موفّق به دیدار چهار تن از امامان علیهم السّلام گردید. شخصیت ممتاز او موجب شد تا امام علی (ع) عنایتی فراوان و متفاوت از سایر دخترانش به وی داشته باشد.
 
یحیای مازِنی گوید:
 
من روزگاری دراز در مدینه و در جوار امیرالمؤمنین زندگی می کردم و خانه ام نزدیک خانۀ دخترشان زینب بود؛ ولی به خدا سوگند، نه قد و بالایی از او دیدم و نه صدایی از او شنیدم. هر زمان که می خواست به زیارت مزار جدّش رسول خدا برود، شب هنگام از خانه خارج می شد و این در حالی بود که حسن در جانب راستش و حسین در جانب چپش و امیرالمؤمنین پیشاپیش او حرکت می کردند و زمانی که به قبر شریف رسول خدا نزدیک می شدند، امیرالمؤمنین جلوتر می رفتند و چراغ قندیل های آن جا را خاموش می کردند. یک بار حسن (ع) از علّت این کار پرسید و ایشان در پاسخ فرمود: می ترسم کسی به قامت خواهرم زینب نگاه کند.
 
زینب کبری (س) نزد برادران خویش، به ویژه امام حسن (ع) و امام حسین (ع) نیز مقامی ارجمند داشت. آنان نسبت به وی بسیار رئوف و مهربان بودند و او را بسیار تکریم می کردند. برخی روایت کرده اند هنگامی که امام حسن (ع) مسموم شد و حالشان منقلب گشت و در تشتی که پیش روی ایشان گذاشته بودند، خون بالا می آوردند، همین که شنیدند خواهرشان زینب (س) پس از آگاهی از واقعه، سرآسیمه برای پی جویی حالشان آمده اند، در همان حال، از سرِ رأفتی که به خواهرشان داشتند، فرمان دادند تا آن تشت را بردارند و پنهان کنند.
 
نیز هنگامی که او به زیارت برادرش امام حسین (ع) می رفت، حضرت از سر تکریم و بزرگداشت، پیش پایش برمی خاست و وی را بر جای خویش می نشاند و این نشان از مقام والای زینب (س) نزد برادرش امام حسین (ع) است.[2]
 
 
 
زینب کبری (س) بعدها برای ایفای رسالتی عظیم انتخاب شد و با این که پیشاپیش به تمام دشواری ها و محنت های آن آگاهی یافته بود، با صبری زیبا، ایمانی نیرومند و اخلاصی کامل، با آن مصائب و رنج ها مواجه شد و با بینایی کامل، رسالت خویش را به انجام رساند. آری، وی در نهضت امام حسین (ع) و مصیبت ها و رنج هایی که بر ایشان رفت، شرکت جست و از آن پس، پیام آور آن نهضت خون بار و عظیم تاریخی شد. خطابه های شجاعانۀ او در واقعۀ عاشورا و نیز در کوفه و شام، فراموش ناشدنی است، این همان حقیقتی بود که رسول خدا (ص) سال ها پیش، از آن خبر داده بود و می دانست که زینب کبری (س) نزد خداوند مقامی ارجمند خواهد یافت.
 
در حدیثی منسوب به پیامبر اکرم (ص) آمده است که ایشان در ولادت زینب (س) گریست. فاطمه زهرا (س) به ایشان عرض کرد: پدر جان! چرا گریه می کنی؟! خداوند چشمت را گریان نسازد! رسول خدا (ص) فرمود: «ای فاطمه! بدان که پس از من و تو، باران مصیبت ها و شدائد بر سر این دختر خواهد بارید»[3]
 
 
 
به گفتۀ برخی مورّخان و سیره نویسان، عقیلۀ بنی هاشم، زینب کبری (س) در سال ۶٢ هجری و به گفتۀ برخی دیگر، در سال ۶۵ هجری چشم از جهان فرو بست. دربارۀ محلّ وفات و مدفن آن حضرت سه روایت وجود دارد:
 
برخی معتقدند ایشان پس از آن که با کاروان اسیران، از شام به مدینه بازگشت، در آن جا وفات یافت و پیکر مطهّرش نیز در همان جا به خاک سپرده شد. برای نمونه، میرزا عبّاس قلی خان مستوفی در کتاب خود به نام «الطِّراز المُذَهَّب» تصریح می کند که از نظر او، صحیح آن است که جناب زینب (س) پس از بازگشت از شام به مدینۀ منوّره، در همان جا از دنیا رفت و در همان جا نیز دفن شد. او در ادامه می گوید: و نمی دانم که چه زمانی وفات یافته است.[4]
 
برخی دیگر معتقدند که ایشان در سرزمین شام چشم از جهان فرو بست و در همان جا نیز به خاک سپرده شد. میرزا عبّاس قلی خان مستوفی، این دیدگاه را در کتاب خود از کتاب «بحر الأنساب» روایت می کند و شیخ جعفر نقدی نیز در کتابش به نام «زینب الکبری» سخن او را چنین بازگو می کند:
 
گفته شده که او در یکی از قُرای شام وفات یافت. این قول در کتاب «الطّراز المذّهب» نیز به یکی از متأخّرین نسبت داده شده است؛ دیدگاه مزبور اصرار دارد که دلیل بازگشت او به شام و وفاتش در آن جا، داستان همان قحطی ای است که دامن گیر اهل مدینه گردید و سبب شد که وی با همسر خود عبدالله بن جعفر به شام مهاجرت کند و در همان جا نیز بدرود حیات گوید.
 
این دیدگاه قابل دفاع نیست؛ چرا که از این داستان هیچ اثری در کتب تاریخ، سیره ها، اَنساب و سرگذشتنامه ها نیست و موشکافان اَخبار اهل بیت علیهم السّلام همچون کلینی، صدوق، شیخ مفید، سید مرتضی، شیخ طوسی، ابن شهرآشوب، طبرسی، ابن فتّال، علاّمۀ حلّی، ابن طاووس، وزیر اربلّی، مجلسی و دیگران، که دربارۀ خاندان رسالت کتاب تألیف کرده اند نیز ذکری از آن به میان نیاورده اند؛ به ویژه، علاّمۀ مجلسی که به گردآوری آثار اهل بیت علیهم السّلام از اقصا نقاط جهان اسلام پرداخت و در نتیجه، کتابخانه ای مشتمل بر هزاران کتاب منحصر به فرد پدید آورد و بر محتوای آنها اطّلاع یافت و در احاطۀ به سِیر و آثار و اخبار اهل بیت رسالت علیهم السّلام چهره ای بارز گردید. [5]
 
 
 
برخی دیگر چون ابوالحسین یحیی بن حسن عُبَیدُلی نسّابه (متوفّای ٢٧٧ هجری) در کتابش به نام «أخبارالزّینبیات» می گوید:
 
زینب کبری (س) پس از آن که از اسارت بنی امیه به مدینه آمد، شروع به تحریک مردم علیه یزید بن معاویه نمود. عمرو بن سعید أشدق که والی مدینه بود، از ترس آن که زمام امور را از دست بدهد، نامه ای به یزید بن معاویه نوشت و او را از این جریان باخبر کرد. یزید نیز در نامه ای، به وی فرمان داد که میان زینب (س) و مردم جدایی بیندازد. لذا والی مدینه فرمان داد تا حضرت را از مدینه اخراج کنند و البتّه او را برای رفتن به هر جای دیگری آزاد گذاشت.
 
حضرت زینب و جمعی از همراهان در آخر ماه ذی حجّه وارد مصر شدند و مسلمة بن مخلد انصاری که والی آن سامان بود، به همراه گروهی به استقبال ایشان رفت. وی حضرت را در خانۀ خویش که در منطقۀ «حَمراءِ قُصوا» قرار داشت فرود آورد و در همان جا اسکان داد. زینب کبری (س) یازده ماه و پانزده روز در آن جا اقامت داشت و در شبِ شنبه، پانزدهم رجب سال ۶٢ هجری چشم از جهان فرو بست و پیکر مطهّر او در همان اتاق محلّ سکونتش به خاک سپرده شد.[6]
 
آن چه این دیدگاه را پذیرفتنی می کند، سخن شیخ جعفر نقدی است. وی در کتابش از ابوعبدالله محمّد کوهینی فاسی اندلسی سیاح چنین نقل می کند که وی در ١۴ محرّم سال ٣۶٩ هجری، در همان دوره ای که ابونصر، نَزار بن المُعزُّ لِدین الله، ابوتمیم مَعد فاطمی خلافت می کرد، وارد قاهره شد و به زیارت اماکن متبرّکه ای رفته که یکی از آنها حرم زینب کبری (س)، دختر علی بن ابی طالب (ع) بوده است.[7]
 
با تأمّل و بررسی تمام این روایات، معلوم می شود دیدگاه اخیر که مبتنی بر روایت یحیی بن حسن عُبَیدُلی است، قدیمی ترین آنهاست. با این حال، آن چه اهمّیت دارد این است که بارگاه های نورانی خاندان رسالت، هر چند که در اماکن و انتساب آنها به صاحبانشان اختلاف نظر باشد، پیوسته باقی خواهند ماند تا زیارتگاه تمام عاشقان و شیعیان این خاندان پاک باشند.
 
تَلِّ زینبیه
 
این مقام که بر روی یک بلندی به نام «تَلِّ زینبیه» قرار گرفته، در سمت جنوب غربی صحن امام حسین (ع) و نزدیک یکی از درهای حرم مطهّر، به نام «باب الزّینبیه» است و فاصلۀ آن تا صحن شریف حسینی ١۵٠ قدم[8] (حدود ٣٢ متر) است. گفته می شود که این تَلّ در روز عاشورا، مُشرف بر قتلگاه شهیدان بوده و عقیلۀ بنی هاشم زینب کبری (س) از فراز این بلندی، از حال برادرش امام حسین (ع) مطّلع می شده و بر وضعیت جنگ و حوادث آن اشراف می یافت؛ به همین سبب، این زیارتگاه تبرّکاً به همین نام، یعنی «تََلّ» نامیده شد.
 
 
 
مرحوم شیخ محمّد سَماوی در شعری به زبان عربی از این مزار یاد کرده که ترجمۀ دو بیتش چنین است:
 
و آن، ج‍‍ایی است بلند در یک بلندی که بر قتلگاه، مُش‍رف بوده است؛ گفته می شود که زینبِ عقیله، بدان جا آمده، نگرانِ نوادۀ پیامبر بوده یا بدان پناه جست. [9]
 
خطیبِ شاعر، شیخ هادی شیخ صالحِ خَفاجی نیز ابیاتی به عربی سروده که ترجمۀ آن چنین است:
 
رواس‍ت ک‍ه ه‍ر چش‍می بگرید؛ ب‍‍ا ن‍وح‍ه ها و نال‍ه ه‍‍ا
 
ب‍رای حس‍ین نوادۀ طه؛ ک‍ه او جنّ و ان‍س را گ‍ریان‍د
 
ای زائر نوادۀ مصطف‍‍ی که هدایتگ‍ر ب‍ود و امین
 
تو بر ت‍ربت سرزمینی ایستاده ای که حس‍ین را در آن ذبح کردن‍د
 
در آن ب‍‍ایس‍ت و ب‍ر حسین گریه کن؛ ب‍‍ا فری‍‍اد و ش‍یون و آه
 
مص‍یبت او ک‍وه ها را ت‍کان داد؛ و ج‍نّ و ان‍س را آب ک‍رد
 
ای‍ن ج‍‍ا ب‍ود که او به روی در اف‍تاد؛ و نچش‍ید آب گ‍وارا را
 
گرداگرد او خاندانش قربانی شدند؛ هم از زخم خنجر و هم از زخم نیزه
 
این جا بود که افتاد آن کس؛ که محاسنش خونین شد و رگ هایش بریده
 
و ای‍ن ج‍ا ب‍ود که زین‍ب ندا داد؛ ای ف‍رزند مادرم! ای حس‍ین!
 
ای‍ن ق‍وم بر ما هجوم آوردند؛ که هم بدبخت بودند و هم ملع‍ون
 
اگ‍ر زن‍ده ای نجات‍مان بده؛ از س‍رک‍شانی مش‍رک
 
که آتش زدند خیمه ها را و گریاندند؛ تمام چش‍م های فرزندانتان را [10]
 
همچنین هاشم رضوی در کتاب «راهیان کربلا» می گوید:
 
پس از آن که خیمه گاه را زیارت کردیم، با تلّ زینبیه مواجه شدیم و این تلّ، یک بلندی است که جناب زینب کبری (ع) بر آن می ایستاد و حوادث روز عاشورا را نظاره می کرد.[11]
 
این مقام عبارت است از پنجره ای کوچک و از جنس بُرُنزِ زرد که بر دیوار خانه ای نصب شده است و از سال ١٣٠٠ هجری قمری در ملکیت مرحوم سید عبدالرّضا آل طعمه بوده است. بر فراز این پنجره، ابیاتی به زبان فارسی بر روی کاشی نقش بسته و بالای آن، سنگ های کاشی بسیار زیبایی است که بر آنها، نقش و نگارهایی با آب طلا نقش گردیده و سپس واقعۀ عاشورا به تصویر کشیده شده
 
است. این نماد در دهۀ سوم قرن پیش، ساخته شده و گفته می شود که خطیبِ مرحوم، شیخ محمّد واعظ یزدی متوفّای سال ١٣٣٧ قمری نیز متصدّی ساخت این مقام بوده است.[12]
 
پنجرۀ تلّ در سال ١٣٣٩ قمری توسّط مرحوم عبدالحسین جعفر تعویض و نوسازی شده است. کاشی کاری آن نیز به دست مرحوم حاج رضا کاشی کار و پس از او، فرزندش عبدالمجید کاشی کار انجام گرفته است.
 
این مقام برای بار دوم در سال ١٣٩٩ قمری با تلاش مرحوم حاج عبّاس حاج علی وکیل بازسازی شد. مرحوم حاج عبّاس، خانۀ مذکور را از مالکش خرید و ساختمان مقام را تبدیل به بنایی چشم گیر به مساحت هشت متر در هشت متر کرد.
 
 
 
سومین و آخرین بازسازی مقام نیز در رجب سال ١۴٢٠ قمری به پایان رسید. این بازسازی به دست سید ناصر سید راضی شُبّر و با نظارت مهندس عبدالمنعم عبدالأمیر کربلائی انجام گرفت. در آخرین نوبت بازسازی، گرداگرد مقام، دیوار کوتاهی مزین به کاشی کربلایی نگارین و دارای کتیبه ساخته شد و بر روی آن نرده هایی فلزّی نصب گردید و بدین ترتیب بر مساحت مقام افزوده شد؛ به گونه ای که اکنون مساحت ورودی مقام به اضافۀ رواق و کفشداری جمعاً٧٠ متر مربّع و مساحت کلّی آن ١۵٠ متر مربّع است.
 
ورودی این زیارتگاه دری چوبی است که به شکلی بدیع بر روی آن کار شده و اطراف چهارچوب آن، آجرنماست و بالای آن نیز کتیبه ای حاوی آیاتی از قرآن به خطّ ثلث نصب شده است.
 
بر بالای این مقام، یک گنبد فیروزه ای منتظم و مستحکم قرار گرفته که پوششی سنگی دارد و دیواره های آن با کاشی کربلایی مزین شده است. بر بالای جانب راست آن نیز کتیبه ای است که در آن، آیاتی از قرآن بر کاشی نقش بسته است. این مقام، زیرزمینی دارد که در نخستین بازسازی ایجاد شده و در بازسازی دوم توسعه یافته است. درِ پشتی این زیرزمین به اتاقی منتهی می گردد که از آن برای نگه داری فرش ها، چراغ ها، هدایا و نذورات زائران استفاده می شود.
 
مؤلّف کتاب «راهیان کربلا» در بیان مشاهدات خود از این مقام می نویسد:
 
امروزه بر روی این تلّ، بقعه ای است با گنبدی مجلّل که زوّار در آن به اقامۀ نماز و زیارت و دعا می پردازند و ادای تحیت می کنند. برای ورود به این مقام باید از ده پلّه بالا رفت؛ پلّه هایی طولانی به درازای ١٠ متر و هر یک به ارتفاع ٢۵ سانتی متر. این مکان مقدّس در فاصله ١٠٠ متری خیمه گاه حسینی قرار دارد.[13]
 
 
 
متولّیان پیشین ادارۀ این مقام به قرار زیر بوده اند:
 
ابتدا سید ابوالقاسم حائری یزدی، سپس شیخ صالحِ کشوانِ اسدی و بعد از او فرزندش حاج عبدالأمیر و اکنون نیز فرزند حاج عبد الأمیر به نام حاج سَعد، ادارۀ این بقعۀ متبرّکه را بر عهده دارد و کارکنانی از سوی هیئت اُمنای آستانۀ مقدّسه حسینی نیز او را یاری می کنند.
 
سنۀ١۴٢٠ قمری که تاریخ سومین و آخرین تجدید بنای این مقام است را شاعر کربلایی، حاج محمّد علی حسینِ حَلاّق در بیت زیر، به حساب اَبجَد، ثبت نموده است:
 
لَهفِی علی أُمِّ المَصائِبِ أَرِّخُوا * رَوضُ المَقامِ بِلُطفِ زَینَب جُدِّدا. [14]
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
منابع:
 
[1] متن عربی مقاله از سوی نویسنده در اختیار فصلنامه قرار گرفت که با مختصری تلخیص، ترجمه گردید.
 
[2] الشّیخ جعفر النّقدی، زینب الکبری، ص ٢٢.
 
[3] الشّیخ باقر شریف القُرَشی، السّیدة زینب رائدة الجهاد، ص ٢٠٠.
 
[4] السّید جعفر آل بحر العلوم الطّباطبائی، تحفة العالِم فی شرح خطبة المعالِم، ج١، ص ٢٣۵.
 
[5] زینب الکبری، ص ١٢٠.
 
[6] أبوالحسین یحیی بن الحسن العُبَیدُلی، أخبار الزّینبیات، ص ص ١١٨  ١٢١.
 
[7] زینب الکبری، ص ١٢٠  ١٢٢
 
[8] حسین عماد زاده، تاریخ و جغرافیای کربلای مُعَلّی، ص ١٧٨.
 
[9] الشّیخ محمّد السّماوی، مجالی اللّطف بأرض الطّف، ص ۵٩.
 
[10] دیوان الشّیخ هادی الشّیخ صالح الخَفاجی، نسخه خطّی.
 
[11] کربلا رفته ها، هارون و هومن، ص ٣٨۶، به نقل از کتاب راهیان کربلا.
 
[12] شیخ محمّد کلباسی حائری، تاریخ کربلا، ص ١۴٩.
 
[13] کربلا رفته ها، هارون و هومن، ص ٣٨۶، به نقل از کتاب راهیان کربلا.
 
[14] دیوان الشّیخ محمّد علی الحلاّق، نسخه خطّی.


        


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




جدیدترین اخبار

صفحه اصلی ریاست آموزش ارتباطات و بین الملل پژوهش فرهنگی تربیتی بین الملل