مرور سریع بیانیه گام دوم انقلاب

مرور سریع بیانیه گام دوم انقلاب

ریاست | آموزش | ارتباطات و بین الملل | پژوهش | فرهنگی تربیتی | بین الملل | یادداشت | آرشیو نشریات | چندرسانه ای | پیوندها | ارتباط با ما | العربیة | ENGLISH |
صفحه اصلی ریاست آموزش ارتباطات و بین الملل پژوهش فرهنگی تربیتی بین الملل


 تاریخ: شنبه ١٤ ارديبهشت ١٣٩٨      ساعت: ١٣:٣٨        شماره خبر: ٩٩٠٦٠          پرینت

در جامعه‌المصطفی- واحد گرگان برگزار گردید

نشست علمی««نگاهی جديد به آيه«فاقرءوا ما تيسّر من القرآن»

نشست علمی«نگاهی جديد به آيه«فاقرءوا ما تيسّر من القرآن» » با حضور «حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر فاکر ميبدی» در جامعه‌المصطفی- واحد گرگان برگزار گردید.

گروه خبر:نشست علمی««نگاهی جديد به آيه«فاقرءوا ما تيسّر من القرآن» » با حضور «حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر فاکر ميبدی» در جامعه‌المصطفی- واحد گرگان برگزار گردید.

به گزارش مرکز خبر و اطلاع‌رسانی جامعه‌المصطفی،استاد ميبدی اظهار داشت:

 بحث در اين است که آيا ما قرائت واجبه در خارج از نماز داريم يا خير؟

 

اقسام احکام مربوط به قرآن

به عنوان مقدمه کوتاه اقسام احکام مربوط به قرآن را عرض می کنم:

آيات قرآن از لحاظ محتوا به پنج گروه تقسيم می شود که يکی از آن، آيات الاحکام است و دو گروه را در بر می گيرد:

يک:بيانگر حکم فقهی خواه متعلق به قرآن باشد يا نباشد.

دوم:آياتی که احکام در خصوص خود قرآن بيان می کند.

احکام القرآن دارای دو معناست: عنوان «احکام القرآن» در ميان اهل سنت مأنوس است و در ميان شيعه «فقه القرآن» معروف است و هر دو تعبير، دو معنی را بر می تابد: احکامی که داخل قرآن آمده است، مانند (صوم، صلات، زکات، حقوق و...) به اصطلاح ارمغان درونی قرآن است (الفقه فی القرآن). معنی دوم: احکام متعلق به قرآن (فقه القرآن نه به معنای درون قرآن، بلکه احکامی بيرونی که متعلق به قرآن است) به اين می گوييم که اين قرآن (ما بين الدفتين) چه احکامی دارد؟ مثلاً: هل يجوز مهر المرءة بالقرآن؟ هل يجوز تهذيب القرآن؟ ما هو حکم تنجيس القرآن (اگر روی چيز نجس افتاد)؟ حکم آتش زدن قرآن چيست؟ حکم مس قرآن چيست؟ حکم منکر قرآن و سابّ قرآن چيست؟ آيا قرائت قرآن در نماز واجب است؟ قرائت قرآن در رمضان مستحب است؟ آيا خواندن قرآن در اداره دولتی جايز است؟ آيا با کاغذ دزدی می توان، قرآن چاپ نمود؟ و .... که شايد به هزار مسئله فرعی منتهی شود.

به معنای دوم، قرآن، موضوع حکم است.

همان گونه که آب داخل ليوان، احکامی دارد، خود قرآن هم احکامی دارد (از عقود، ايقاعات، قضايی و...)

يکی از اين احکام، که در خود قرآن هم آمده است، قرائت قرآن است که تقريباً بيش از صد مسئله دارد و همين آيه‌ای «فاقرءوا ما تيسّر من القرآن» که محور بحث اين مسائل است.

 

آيا قرآئت قرآن روزانه واجب است؟

اين قرآنی که بر آخرين پيامبر(ص) نازل شده و وظيفه ی پيامبر(ص) تبيين آن است و اين قرآن برای مردم، نازل شده است «ما نزّل اليهم» است، روزانه چه مقداری از آن، قرائت شود؟

آيا ما يک عمل واجبی- به عنوان مؤمنين به قرآن- به نام قرائت قرآن داريم؟ يا فقط امر مستحب است؟

در نماز آنچه می خوانيم، از حدود پنجاه آيه-وجوب فقهی- تجاوز نمی کند.

اکثريت مفسران فريقين (اعم از شيعه و سنی) قائل به استحباب قرائت روزانه اند.

اما من بنا بر تحقيقی که کردم، اين آيه، دلالت بر وجوب قرائت روزانه قرآن دارد و در صد معينی روزانه بخوانيد، همانند نماز های فرضی، من خودم روزانه حداقل 50 آيه وجوباً و بيشتر استحباباً می خوانم.

من قبلاً به عنوان درس های تخصصی فقه القرآن، درس خارج، مطرح کردم و از آن مقاله ای ترتيب داده ام، که در جامعه المصطفی(ص) نمايندگی دمشق، به زبان عربی، چاپ خواهد شد.

دوستان-بر فرض- از فرايند به دست آوردن حکم از قرآن، واردند.

مثلاً تو بيرون می روی، پرنده ای را می بينی، فوراً حکم آن را می پرسی که آيا شکار و خوردن آن جايز است؟

فقيه با استدلال از ادله نقلی، عقلی، جواب می دهد.

الآن قرآن به عنوان حقيقت زنده، سؤال طرح می کنم:

هل تجب قرائت القرآن، فی اليوم؟

پاسخ: نعم تجب.

 

دليل

دليل عقلی خيلی اين جا مطرح نيست، هرچند به نحوی از آن استفاده خواهم نمود.

 

دليل نقلی

يک: در قرآن، دليلی بر نفی قرائت نداريم.

من فرايند استدلال به آيه را بيان می کنم:

1. سوره مزمل که حاوی آيه«فاقرءوا..» مشتمل بر اين فقره است «فاقرءوا» اين فقره، افزون بر اعتبار استقراءی، خودش،-قطع نظر از ماقبل و مابعد- و به عنوان فراز مستقل(مثل: لا تلقوا بأيديکم الی التهلکه، که استقلالاً هر نوع خود کشی را تحريم می کند، در حالی که سياق آن دال بر تحريم افراط در انفاق و تهور در جهاد است.

مثال ديگر: «فاسألوا اهل الذکر» از لحاظ سياق و سباق، در مورد خبره اهل کتاب است، اما به عنوان فراز مستقل، شامل هر پرسش تخصصی از اهل آن می شود. اين بحث مربوط به قواعد و مبانی تفسيری است.

خلاصه فقره«فاقرءوا..» قطع از نظر سياق، خودش دال بر وجوب است؛ زيرا:

جمله«فاقرءوا» امر است و مانند ديگر امر ها، دال بر وجوب است، مانند:«فاغسلوا وجوهکم»، «لا ترکنوا»«لله علی الناس حج البيت»

اين جمله«فاقرءوا» مانند ديگر خطابات قرآنی، شامل هر مخاطب خود می شود و از آن طلب قرائت را دارد؛

2. صيغه امر (فاقرءوا): در اصول فقه(بنا بر ديدگاه معروف)، صيغه امر ظهور بر وجوب دارد(هرچند چهار ديدگاه وجود دارد)

3. مراد از قرآن چيست در «فاقرءوا»

اگر در فرهنگ قرآن مراجعه کنيم (کلمه قرآن 70 بار در قرآن به کار رفته) 4 تا از آن، معنای قرائت می دهد و 66 بار ديگر، مقصود، همين کتاب آسمانی است(يس والقرآن الحکيم)

اما در چهار مورد، مراد قرائت است:

دو تا در سوره اسراء(قرآن الفجر) که بنا بر قرينه(اقم الصلاه..) که مراد از «قرآن الفجر» نماز صبح است. (مشهود فرشتگان روز و شب است)

دو تا در سوره قيامت (فاتبع قرآنه، ای قرائته) است

در بقيه موارد (66)، مراد همين کتاب آسمانی است که از طرف الله به واسطه کرّوبيان به پيامبر نازل و به ما ابلاغ شده است.

4. مراد از قرآن در سوره مزمل«همين کتاب آسمانی است»

5. تا وقتی که قرينه معتبر بر استحباب قرائت، وجود نداشته باشد، حمل بر وجوب می شود.

سؤال: چگونه در موارد ديگر، امر را بر استحباب می گيريم (فاصطادوا)؟

6. مادامی که قرينه معتبر بر اراده غير قرآن، از اين قرآن، حمل قرآن بر معنای معتبر (مصحف) است

7. با توجه به بررسی صورت گرفته و نظريات مفسران و فريقين، دليل و قرينه ای معتبر بر انصراف از وجوب بر استحباب وجود ندارد.

نتيجه: با توجه به دلايل فوق، دلالت بر وجوب مطلق قرائت، با قيد «تيسر» دارد

و با توجه به روايات معتبر که حتی به عنوان قرينه متصل، نه تنها که نافی اين حکم نيستند، بلکه مؤيد قرائت ميسور، حد اقل روزی 50 آيه است، و و اجب است همانند وجوب نماز قرآن.

من دو نکته را اضافه می‌کنم:

يک: برخی گفتند که اجماع داريم که قرائت روزانه واجب نيست.

آنچه اجماع است، وجوب قرائت قرآن در نماز است، نه اجماع بر عدم وجوب قرائت قرآن در خارج نماز؛ در اين رابطه فقه عدم تعرض داريم نه اجماع بر عدم وجوب؛

دوم: برخی گفتند که کلمه «ماتيسر» کار را راحت نموده (می‌خواهی بخوان، نمی‌خواهی نخوان)، من قياس نمی‌کنم (هر چند بر روش اهل سنت قياس مشکلی ندارد)

در مورد حج ما چنين کلمه‌ای داريم «ماستيسر من الهدی»، آيا اين دال بر استحباب قربانی است، يا نه اصل قرآنی واجب است، اما به قدر توان، بريکی شتر، بر يکی گاو و... واجب است، نه اين که اصل قربانی در حج، مستحب باشد (تو ذبح کن، اما به قدر توان خود ذبح کن)

خلاصه «استيسار» بيانگر حداقل است، نه بيانگر استحباب (بخوان و خواندن روزانه واجب است، اما چقدر؟ هر قدر که می توانی.)

برخی از مفسران و فقهای فريقين، فتوای وجوب هم دارند (در روز به قدر ميسور و در شب به قدر ممکن)

نتيجه: از آنچه من بررسی کردم، ناچاريم که قول به وجوب کنيم، مانعی هم وجود ندارد.

در ادامه استاد میبدی به پرسش‌های دانش پژوهان پاسخ دادند.

آقای زاهد: بنا بر اين رأی، آموختن قرائت قرآن-مقدمه ای برای خواندن روزانه- واجب است؟

پاسخ: بلی واجب است؛ مقدمه واجب، واجب است و هيچ اشکالی ندارد.

مثلاً: نماز واجب است، پس مقدمه اش، که وضوء است، نيز واجب است.

البته اين جا را ما مثل حج، می‌دانيم (اگر استطاعت حاصل شد، و توانايی قرائت قرآن را دارد، پس الزاماً بخواند و در غير آن مستثنی هم می شود. مثلا بر قاری و حافظ قرآن-که در هر مجلس قرائت می کنند- بايد به عنوان امر واجبی بخوانند)

به عنوان عموم، قدرت شرط اساسی است. همان گونه که حج، روزه و...

فقط نماز در هيچ حالی ساقط نمی شود، ديگر عبادات به ادنی مناسبت و عذر ساقط می‌شود.

در پنج باب عبادی (با تفکيک اعتکاف از روزه و عمره از حج)، طهارت، صلات، صوم، اعتکاف، زکات، خمس، حج، عمره، قرائت قرآن، همه واجب اند. گاهی اهل سنت، اضحيه را مستقل می دانند

آقای جبرئيلی: در شأن نزول سوره مزمل اختلافات است (برخی مکی و برخی مدنی) برخی اين آيه را مکی می دانند، در آن دوره مصحفی وجود نداشت (به ويژه 50 آيه)

ثانياً: جمع مصاحف بعد از حيات رسول الله صورت گرفته

ثالثا: اگر مدنی باشد، کسانی بيشتر از 10 آيه حفظ نداشتند، چگونه می توان گفت که 50 آيه واجب بود؟

پاسخ: درست است که در مکی و مدنی بودن آن، اختلاف است، اما اکثريت مفسرين اتفاق بر مدنی بودن اين آيه دارند.

بحث ديگر، آيه «رتل القرآن» مکی است و اين آيه مدنی است که 13 سال فاصله دارد.

بر فرض اگر اولين آيه نازل شده باشد، در همين آيه، نماز و زکات هم است، مراد از نماز هنگام نزول، عبادت کامله بوده در حالی که فاتحه نازل نشده بود؟

بلکه مراد از قرآن، هنگام نزول آن آيه، «ما نزل» است، همانند سوره اسرا (که وسط ما نزل است) اما همه قرآن را (ما نزل و ما سينزل) را شامل می شود.

اصل مسئله بر قيام الليل و وجوب آن است که عده ای هم پيامبر را همراهی می کردند، خداوند می گويد کسانی که پيامبر(ص) را همراهی کردند (در حالی که بر پيامبر(ص)واجب بود، قيام الليل و ترتيل) و بر ايشان واجب نبود و خودشان را به زحمت انداخته بودند، وجوب نماز شب را که خود شان بر خود واجب نموده بودند، گفت واجب نيست، بلکه به جای آن«فاقرءوا ما تيسر» واجب است.

قرطبی می‌گويد: نماز شب به اندازه ای که «فاقرءوا ما تيسر» اعمال شود، واجب است (هرچند من با قرطبی موافق نيستم)

شما با آيه «ورتل القرآن» چه کار می کنيد، آيا فقط منحصر به چند آيه ی اول مزمل بود، در حالی که بايد پيامبر(ص) تا آخر حيات خود، همه قرآن را بخوانند.

خلاصه هم حين نزول را شامل می شود و هم ما سينزل را شامل می شود.

آقای باختری: سؤالشان بر تعداد آيات است. اصل حکم وجوب مطرح است شايد در تعداد اختلاف باشد و در صورت قبول اصل «ما تيسر» 50 آيه را نفی می کند، بلکه آنچه در آن عصر ميسر باشد. اين فرق می کند.

اطلاق قرآن بر همه قرآن و بر برخی از قرآن نيز می شود، حتی يک آيه قرآن را قرآن گفته می شود.

اين که برخی 10 آيه حفظ داشتند، به سبب نبودن امکانات است

خانم حسينی: شايد مراد شما وجوب عينی نباشد؟

پاسخ: بلکه وجوب عينی بر تک تک قادرين بر قرائت است، زيرا دليل تخصيص را نداريم،

آقای رحمانی: شما جزء سوره را گرفتيد، در حالی که مربوط به نماز است؟

پاسخ:مرحبا به ناصرنا از يک جهت. ما چه دليلی داريم که خداوند می گويد: من نماز شب را برداشتم و به جای آن قرائت قرآن را واجب کردم، با قيد «ما تيسر» اگر ما «فاقرءوا» را مقيد به نماز شب کنيم و نماز شب هم ساقط شود، اما باز گفته شود که نه قرائت داشته باشيد در نماز شب!

آقای عادليار: چگونه از جمله«فتاب عليکم» رفع وجوب نماز شب را استنباط نموديد؟

پاسخ: به شهادت همه مفسران و شأن نزول، با يک تفاوت که ديگران قرائت استحبابی را جایگزين وجوب قيام الليل می‌گويند و من وجوبا قرائت را جایگزين می‌دانم.

 

 

 


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




جدیدترین اخبار

صفحه اصلی ریاست آموزش ارتباطات و بین الملل پژوهش فرهنگی تربیتی بین الملل