ریاست | آموزش | ارتباطات و بین الملل | پژوهش | فرهنگی تربیتی | بین الملل | یادداشت | آرشیو نشریات | چندرسانه ای | پیوندها | ارتباط با ما | العربیة | ENGLISH |
صفحه اصلی ریاست آموزش ارتباطات و بین الملل پژوهش فرهنگی تربیتی بین الملل


 تاریخ: چهارشنبه ١٠ ارديبهشت ١٣٩٩      ساعت: ١١:٢٤        شماره خبر: ١١١٤٧٥          پرینت

معاونت پژوهش مجتمع آموزش عالی فقه برگزار کرد

نشست علمی «مبانی فهم حدیث»

حدیث در شاخه های مختلف مورد بحث قرار می گیرد که یکی از مهم ترین آن، فهم حدیث یا به عبارتی، فقه الحدیث است.

گروه خبر: معاونت پژوهش مجتمع آموزش عالی فقه نشست علمی «مبانی فهم حدیث (فقه‌‌الحدیث)» را با حضور حجت‌الاسلام عزیزی‌ کیا، به صورت مجازی و برخط برگزار نمود.

به گزارش مرکز خبر و اطلاع‌ رسانی جامعةالمصطفی، در این نشست علمی، حجت‌الاسلام عزیزی کیا، ضمن تبریک حلول ماه مبارک رمضان و آرزوی توفیق بندگی خداوند متعال برای همه مسلمانان، حدیث معصوم(ع) را پس از قرآن کریم، از منابع مهم فهم دین و معارف آن دانست و ابراز کرد: حدیث در شاخه های مختلف مورد بحث قرار می گیرد که یکی از مهم ترین آن، فهم حدیث یا به عبارتی، فقه الحدیث است.

سخنران نشست فقه الحدیث را شامل مباحث مختلفی برشمرد و گفت: فقه الحدیث متکفل شرح ضابطه مند حدیث است.

وی، در ادامه، با اشاره به مبانی موجود در زمینه قواعد فهم حدیث و ضرورت، اظهار داشت: در این زمینه، لازم است درباره مبانی فهم حدیث بحث کنیم و نکاتی درباره آن بدانیم تا مبانی آن را در نظر داشته باشیم و به خطا نرویم. فهم حدیث آن قدر اهمیت دارد که امام صادق(ع) می فرمایند: اگر یک حدیث را بفهمید، بهتر از آن است که هزار حدیث را نادانسته، فقط نقل کنید.

حجت‌الاسلام عزیزی کیا افزود: بسیار ضرورت دارد سراغ فهم حدیث برویم. برای فهم حدیث ضوابطی تعریف شده است که باید همت کنیم و دانش مبانی فهم حدیث را جدی بگیریم.

سخنران نشست ادامه داد: مقصود ما از مبانی، آن دسته از مفروضات و دانش های مختلف مرتبط با حدیث است که فهم ما براساس آنها شکل می گیرد، به گونه ای که اگر نباشد، فهم ما ناقص می ماند و محقق نمی شود.

وی، با بیان اینکه مبانی، جزو مقدمات بحث فقه الحدیث است، به انواع آن اشاره کرد و خاطرنشان ساخت: برخی، مبانی را به مبانی دلالی و مبانی صدوری تقسیم می کنند: از نظر آنان، مبانی صدوری، مفروضاتی است که به موجودیت متن می‌ پردازد. مبانی دلالی نیز اموری است که در فهم مقصود گوینده متن تأثیر می گذارد.

حجت‌الاسلام عزیزی کیا تقسیم بندی های دیگر مانند مبانی کلامی و غیرکلامی را مورد توجه قرار داد و گفت: در این تقسیم بندی، مبانی کلامی، اموری است که درباره متن یا گوینده متن باور داریم.

سخنران نشست، در ادامه، از تقسیم بندی مبانی براساس متن، مؤلف، مفسر و اصل فهم و باورهایی سخن به میان آورد که در هر حیطه وجود دارد و با اشاره به مبانی بیرون متنی و درون متنی، چینش‌های مبانی را براساس تقسیمات مختلف مورد توجه قرار داد و بیان نمود: مقصود ما از فهم حدیث، درک و دریافت مفاهیم مدنظر گوینده است.

حجت‌الاسلام عزیزی کیا با اشاره به تغییر درک ابتدایی ما از حدیث، پس از بررسی آن، تصریح کرد: به اصطلاح حدیث پژوهان، درک ثانوی، همان فقه الحدیث هست؛ فهمی که ناشی از کاوش فراگیر از حدیث به دست می آید. این معنا از فهم، با تفسیر فرق ندارد.

وی حدیث را به معنای سخن یا گزارش سخن معصوم(ع) دانست و اظهار داشت: اگر حدیث، عین گفته معصوم(ع) باشد، سنت معصوم(ع) برشمرده می‌شود، ولی امروزه، گزارش آن در دسترس ماست و با حکایت آن روبه رو هستیم.

سخنران نشست با بیان اینکه از نظر ما، حدیث شامل اصل سخن معصوم(ع) و گزارش آن است که در مواردی، تفاوت هایی هم وجود دارد که باید به آن توجه داشت، گفت: رفتار و امضای معصوم(ع) هم اگر گزارش شده باشد، در حوزه فهم حدیث قرار می گیرد و تنها شامل گفتار نیست.

حجت‌الاسلام عزیزی کیا با اشاره به تعریف فقه الحدیث، بیان کرد: از سه منظر می توانیم به تعریف فقه الحدیث توجه کنیم: ۱. منظر دانش انگار: فقه الحدیث را منظومه معرفتی در نظر بگیریم و آن را علم بدانیم. ۲. فقه را تلاش علمی و فکری برای دستیابی به مقصود گوینده حدیث برشماریم. ۳. منظر غایت انگار: فقه الحدیث را حاصل مصدر و معنایی بدانیم که در توجه به مفهوم حدیث به دست می آید.

وی با بیان اینکه هر سه کاربرد در کتاب های ما دیده می شود، فقه الحدیث را به هر کدام از سه معنا، همان تفسیر حدیث دانست و با تأکید بر اینکه فقه الحدیث و تفسیر الحدیث از نظر ما یکسان است، اظهار داشت: ما در این دانش، به دنبال کشف مقصود گوینده حدیث هستیم. فقه الحدیث، بخشی از علوم مربوط به حدیث است.

حجت‌الاسلام عزیزی کیا، در ادامه، علوم قرآن را جدا از تفسیر قرآن برشمرد و در تعریف آن گفت: علوم قرآن، دانش هایی است که سبب می شود به درستی قرآن را تفسیر کنیم و به منظور خداوند پی ببریم.

وی افزود: در مورد علوم حدیث هم اگر آن را ابزار بدانیم، فقه الحدیث از حیطه آن خارج می شود. اگر معنای عام تری داشته باشیم، فقه الحدیث هم جزو آن به شمار خواهد رفت.

سخنران نشست فقه الحدیث را فهم و شرح معنای حدیث معنا نمود و خاطرنشان ساخت: مبانی فهم حدیث، زیرساخت دانش فقه الحدیث برشمرده می‌شود؛ بدون داشتن مبانی روشن و استوار، نمی‌توان به خوبی منظور گوینده را فهمید.

حجت‌الاسلام عزیزی کیا، در ادامه، با اشاره به علم خداداد معصوم(ع) و عصمت ایشان، تصریح کرد: براساس این، نباید میان گفته ها، مکتوبات و افعال آنان تعارض دیده شود. پس اگر چنین چیزی به نظر آمد، باید به دنبال دلایل آن باشیم. مبنای ما این است که فعل، سخن و رفتار معصوم(ع) همواره سازگار با یکدیگر است و این سازگاری، بین همه معصومان(علیهم‌السلام) دیده می‌ شود.

سخنران نشست با اشاره به رابطه فهم حدیث با دانش فقه الحدیث، گفت: تا زمانی مبانی فهم حدیث را نگذرانده باشید، در حوزه فهم حدیث معیار درستی برای شرح حدیث نخواهید داشت. از سوی دیگر، درباره رابطه فهم حدیث با علم رجال و درایه نیز می‌ توان گفت در دانش درایه و رجال، با شناخت نوع حدیث، راویان آن و سلسله نقل حدیث روبه رو هستیم و بدین ترتیب، امکان اثبات برخی از اوصاف مؤثر در حدیث میسر می شود.

وی ارتباط مبانی فهم حدیث را با تاریخ حدیث چندان زیاد ندانست و درباره رابطه مبانی فهم حدیث با مبانی تفسیر قرآن ابراز  نمود: قرآن و حدیث، از سنخ کلام و هر دو عربی هستند و براساس اصول عقلایی سامان یافته اند. پس فهم مبانی مشترک دارد و در این باره، باید به تمایزات این دو توجه داشت که از ویژگی های قرآن و حدیث نشئت می‌ گیرد.

حجت‌الاسلام عزیزی کیا با اشاره به حدیثی از امام رضا(ع) که می‌فرمایند: «همان گونه که قرآن محکم و متشابه دارد، احادیث ما هم دارد.»، فهم متشابهات را در گرو ارجاع آن به محکمات برشمرد و گفت: گاهی، ویژگی های قرآن و حدیث با هم فرق دارد؛ قرآن اعجاز دارد و دچار تحریف نشده است. همچنین مصون از دستبرد است، ولی در مورد حدیث نمی توانیم چنین چیزی را قائل شویم؛ برخی از احادیث ما دچار تحریف شده است. در نتیجه، مفسر حدیث باید متوجه چنین آسیبی باشد.

از سوی دیگر، در قرآن، عین الفاظ وحی ثبت شده است، ولی در حدیث بعضاً با مفاهیم کلام معصوم(ع) روبه رو هستیم. پس نقل معنا در حدیث رخ داده است، ولی قرآن این گونه نیست.

سخنران این نشست افزود: حدیث و قرآن - هر دو- چندساحتی هستند و ظاهر و باطن دارند. در حدیث هم مانند قرآن از زبان تمثیل استفاده شده است، ولی بعضی از ویژگی ها منحصر است؛ حدیث گاهی از روی تقیه صادر شده است، ولی در قرآن چنین چیزی نیست.

وی ادامه داد: باید در مقام روش، با معیارهایی، احادیث تقیه ای را از غیر آن جدا کنیم و با معیارهایی، احادیث محرّف را نقد نماییم. این، در مورد قرآن بی معناست.

حجت‌الاسلام عزیزی کیا، در بخش دیگری از سخنانش، پیشینه مبانی فهم حدیث را مورد توجه قرار داد و گفت: در گذشته دور، مکتوبی درباره مبانی فهم حدیث نداشتیم. البته در گذشته هم مبانی داشتند، ولی در جایی تدوین نشده است. با این حال، برخی مبانی روش بعضی از بزرگان را تهیه کرده اند و در دسترس هست و می توان برای آشنایی با این مباحث، به این آثار و منابع مراجع کرد.

سخنران نشست، در ادامه، مهم ترین مبانی فهم حدیث را برشمرد که برخی از آنها به این ترتیب است:

۱. امکان فهم و اعتبار فهم ما از حدیث: آیا می‌توانیم حدیث را بفهمیم یا فهم آن غیرممکن است؟ قائلیم که حتماً باید حدیث را با توجه به قواعد بفهمیم و این امر شدنی است.

۲. مصونیت یا تحریف پذیری حدیث: مبنای ما این است که بعضی از احادیث از نظر الفاظ کم و زیاد و تقطیع گشته و مفاهیم آن جابه جا شده است. اگر بخواهیم حدیث را درست بفهمیم، باید متن کامل آن در اختیارمان باشد.

۳. قلمرو حدیث: به قلمرو موضوعی، زمانی و مکانی تقسیم می‌شود؛ قلمرو موضوعی، شامل جامعیت حدیث می شود. قلمرو زمانی، بحث جاودانگی است؛ حدیث به دوران صدور حدیث مربوط می‌ شود یا جاودانه است. قلمرو مکانی نیز بررسی می‌ کند که آیا حدیث مخصوص همان مکان نقل حدیث است یا نه.

از دیگر مبانی فهم حدیث مورد اشاره، می توان به زبان حدیث، تک معنا یا چند معنا بودن آن، یک بعدی یا چند بعدی بودن، ضابطه مندی فهم حدیث، چیستی و اعتبار منابع فهم حدیث اشاره کرد. 


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




جدیدترین اخبار

صفحه اصلی ریاست آموزش ارتباطات و بین الملل پژوهش فرهنگی تربیتی بین الملل