صفحه اصلی | آشنایی با امام جمعه | آثار | دیدارها | خطبه ها | فهرست موضوعی | جهان اسلام | جهان | یادداشت | چندرسانه ای | برگزیده ها | پیوندها | ارتباط با ما |



  چاپ        ارسال به دوست

زمینه‌‌های پژوهشی جدید در عرصه تعلیم، تربیت و فقه‌التربیه

زمینه‌‌های پژوهشی جدید در عرصه تعلیم، تربیت و فقه‌التربیه
در این زمینه، به برخی موارد از باب مثال اشاره می کنم:
بحث وظایف حکومت در تعلیم و تربیت، از مباحثی است که کمابیش از آن بحث شده است، ولی در روزگار ما، در این زمینه خیلی کار شده است و دیدگاه های گوناگون، از جمله دیدگاه های لیبرالیستی در این باره وجود دارد. اصولا این بحث مطرح است که «جایگاه حکومت و وظایف آن در تعلیم و تربیت جامعه و ملت‌ها» چه جایگاهی است؟ این یکی از قلمروهای مهمی است که فقه باید در آن وارد شود و وظایف حکومت را استخراج کند و بعد از آن به یک نظام برسد و جایگاه و ارتباط ما را ـ مثلا ـ با نظام های لیبرالیسی و نظام های رایج دنیا مشخص کند. یکی از ارکان دست یابی به نظریه مذکور در باب حکومت دینی و وظایفی که در جامعه به لحاظ تربیتی دارد، این است که به فقه تربیتی بپردازیم. البته این همه کار نیست و بخشی به مبانی آنها برمی گردد.
مبحث دیگر، مراحل تربیت است. با توجه به تحولات و پیشرفت هایی که در خصوص مراحل رشد و تربیت حاصل شده است، اکنون در تعلیم و تربیت جدید، بر اساس مراحل رشد، «مراحل تربیت» تعریف شده است و بر اساس این مراحل، گفته می شود که وظایف مربیان چیست. در اینجا، باید موضعمان را نسبت به این مراحل مشخص کنیم که آیا اینها را قبول داریم یا نه و آیا این کارشناسی ها را معتبر می دانیم یا نمی دانیم؟ فقه باید در اینجا وظایف را مشخص کند.
همین طور در زمینه ابزارها، روش ها و شیوه های متکثری که امروز برای تعلیم و تربیت وجود دارند، ما وظیفه داریم و باید موضع فقهی ما در قبال اینها روشن شود. همین طور است در مورد روش ها و اصولی که مطرح‌اند. همه اینها، در این قلمرو جای می گیرند.
از جمله این مباحث که به نحوی ریشه در سنّت ما هم دارد، بحث «انواع علوم» (علوم واجب، علوم محرّم و...) است. این بحث به شکل بسیطی در فقه مطرح شده است، ولی با تحولاتی که امروز در علوم ایجاد شده است و با ملاحظه عناوین ثانویه و کلی، باید وضعیت آنها را مشخص کنیم. اینها بعضی از قلمروهایی هستند که در فقه تربیت باید مورد بحث قرار گیرند.
پیش‌نیازهای پژوهش در عرصه فقه‌التربیه
در این زمینه موضوعات فقه، یا توقیفی اند و به خود شرع برمی گردند یا موضوعاتی عرفی اند. موضوعات عرفی، هم گاهی بسیط هستند، و گاهی به خاطر تحول علوم، دامنه و بعد علمی پیدا می کنند. بخش هایی از «فقه التربیه» از همین قسم آخر و میان رشته ای است. تلاش علمی و اجتهاد در عرصه فقه التربیه، کار دشواری است. از یک سو، باید همه پیش نیازها یا حد نصاب آشنایی و آگاهی به تعلیم و تربیت در پژوهشگر این رشته جمع شود تا توانایی شناخت علمی موضوعات را داشته باشد یا حداقل این توانایی را داشته باشد که وقتی به کارشناسان مراجعه می کند بتواند بفهمد و خودش هم به اطمینانی برسد. به این لحاظ، از حیث موضوع، آگاهی مناسب و نسبتاً پیشرفته نسبت به موضوعات لازم است؛ یعنی نوعی تخصص در حوزه علوم تربیتی ضرورت دارد.
از سوی دیگر، وقتی فرد می‌خواهد وارد بحث فقهی شود و تعیین حکم بکند، طبعاً باید همان مسیری را که برای اجتهاد تعیین شده است طی کند و همه پیش نیازهای اجتهاد را بگذراند؛ از ادبیات عرب گرفته تا قواعد و اصولی که برای دسترسی به اجتهاد لازم اند. در اینجا کار ـ مثلاً ـ با «فقه عبادات» متفاوت است. در فقه عبادات، تخصص‌های موضوعی، گسترده و پیچیده نیست؛ چون از خود فقه گرفته می‌شود، اما در این جا، تخصص‌های موضوعی لازم است و فرد باید با تعلیم و تربیت آشنایی کافی داشته باشد و چون تخصص‌های حکمی و معمولی لازم دارد، باید با اجتهاد آشنا باشد و مبانی و منابع و روش ها را هم بشناسد.
منبع: فقه‌التربیه، مباحث، محورها و افق‌های پیش روی آن، گفت‌وگو با علیرضا اعرافی، نشریه معرفت


٠٩:٤٤ - 1394/03/30    /    شماره : ٦٣٤١٧    /    تعداد نمایش : ٤٢٨



خروج