ریاست | آموزش | ارتباطات و بین الملل | پژوهش | فرهنگی تربیتی | بین الملل | یادداشت | آرشیو نشریات | چندرسانه ای | پیوندها | ارتباط با ما | العربیة | ENGLISH |
صفحه اصلی ریاست آموزش ارتباطات و بین الملل پژوهش فرهنگی تربیتی بین الملل


 تاریخ: دوشنبه ٣ خرداد ١٤٠٠      ساعت: ١١:٥٩        شماره خبر: ١١٧٠٢٣          پرینت

مجتمع آموزش عالی علوم انسانی اسلامی برگزار کرد

بررسی ابعاد فقهی و حقوقی حادثه‌ تروریستی مکتب سیدالشهدای کابل و لوگر

گروه خبر: همایش «بررسی ابعاد فقهی و حقوقی حادثه‌ تروریستی مکتب سیدالشهدای کابل و لوگر» به همت مجتمع آموزش عالی علوم انسانی اسلامی، انجمن‌های علمی- تخصصی حقوق خصوصی، فقه و حقوق قضایی و مجمع روحانیت شمال افغانستان، با همکاری جمعی از تشکل‌های علمی- فرهنگی، با حضور استادان حوزه علمیه و طلاب و روحانیون در سالن همایش‌های مجتمع امین شهر مقدس قم برگزار شد.

بررسی حادثه‌ تروریستی مکتب سیدالشهدا(علیه‌السلام) و لوگر از سه منظر حقوق داخلی افغانستان، حقوق بین‌الملل و فقه، سرفصل‌های این همایش را تشکیل می‌دادند. آیت‌الله هاشمی ارزگانی، حجت‌الاسلام دکتر سلیمی و دکتر فضایلی به عنوان کارشناس در این همایش حضور داشتند و به ارائه‌ نظرات خود پرداختند.

در ابتدای این نشست، حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر سلیمی عضو هیئت علمی جامعة‌المصطفی در مورد سرفصل "بررسی حادثه‌ی تروریستی مکتب سیدالشهدا(علیه‌السلام)  و لوگر از منظر حقوق داخلی و قانون اساسی" صحبت نموده،با بیان ایکه امن‌ترین نقاط جهان کشورهایی هستند که حقوق بیشتری برای مردم‌شان شناسایی و تأمین می‌کنند، گفت: بی‌اعتنایی به حقوق ملت، تهدید جدی علیه صلح و امنیت ملی است که به تدریج زمینه‌ مداخله‌ی بیگانگان به کشور مورد نظر را فراهم می‌کند.

وی ادامه داد: این مداخله ممکن است در ظاهر مشروع جلوه کند مانند دفاع از اقلیت‌ها و تأمین دموکراسی، اما پشت پرده‌ برنامه این خواهد بود که این حضور همواره وسیله‌ تجاوز و نقض حقوق بشر در کشورِ هدف می‌شود. همان طور که اوضاع کشورهایی نظیر افغانستان و عراق و مصر دلیل روشنی بر این مدعا می‌باشد.

حجت‌الاسلام والمسلمین سلیمی بی‌اعتنایی به حقوق ملت و حقوق بشر را ریشه‌ اصلی درگیری‌ها و خشونت‌های ملی و بین‌المللی دانست و گفت: احساس بی‌عدالتی و خشونت ممکن است توسعه پیدا کند، خصوصاً اگر در یک کشوری عده‌ای احساس کنند که به صورت تبعیض‌آمیزی دچار محرومیت می‌گردند.

وی با بیان اینکه اولین حق ملت در قانون اساسی اصل برابری است، اظهار داشت: در جامعه‌ای مثل افغانستان که نابرابری‌ها بیداد می‌کند و خشونت امری متداول تصویر می‌شود، هرگز حقوق بشر تأمین نخواهد شد.

این آگاه مسائل حقوقی گفت: فرهنگ‌سازی امنیت به مثابه یک ارزش در ارتقا و توزیع امنیت هر کشوری نقش حیاتی دارد، فرهنگ‌سازی امنیت به تفاوت‌ها ارج می‌نهد، با تبعیض و ستم مبارزه می‌کند و همواره خواهان ارتقای وضعیت امنیتی می‌باشد.

حجت‌الاسلام والمسلمین سلیمی همچنین با اشاره به اینکه حادثه‌ی اخیر مکتب سیدالشهدا(علیه‌السلام) جهان بی‌خبر را خبردار کرد و عواطف ملت را جریحه‌دار نمود، ابراز داشت: این مسئله از منظر حقوق داخلی بخصوص قانون اساسی و حتی حقوق بین‌الملل تحت عنوان نسل‌کشی قابل بررسی خواهد بود.

در ادامه‌ این همایش، دکتر فضایلی، استاد حقوق دانشگاه قم، از نگاه حقوق بین‌الملل به حادثه ‌تروریستی کابل و لوگر پرداخت و به دو سوال ذیل اشاره کرد. از نظر حقوق بین‌الملل حملات تروریستی علیه گروه مذهبی یا قومی خاص مصداق کدام یک از جرایم بین‌المللی است و جامعه‌ بین‌المللی برای جلوگیری از تکرار چنین فجایعی چه کاری باید انجام بدهد؟

دکتر فضایلی با بیان اینکه آنچه که جوامعی همچون افغانستان و بسیاری از جوامع توسعه نیافته و در حال توسعه از آن رنج می‌برند مشکل و چالش در حاکمیت قانون است، عنوان کرد: در این میان مسئله‌ای که باعث می‌شود در افغانستان این چالش حاد شود این است که قانون از نظر بسیاری از گروه‌هایی که عاملان وقوع چنین جنایاتی هستند پذیرفته‌شده نیست. کسی که قانون ما را قبول ندارد و به حقوق بشر اعتقادی ندارد چگونه می‌توان انتظار داشت که بر اساس قانون اساسی‌مان برخورد نماید.

استاد دانشگاه قم با اشاره به این نکته که بررسی حادثه‌ حمله به مکتب سیدالشهدای کابل و لوگر از منظر حقوق بین‌الملل زوایای مختلف و ابعاد گوناگونی می‌تواند داشته باشد، گفت: به نظر می‌رسد اینجا باید به سه مسئله‌ اساسی و محوری پرداخت.

وی ادامه داد: نخست باید به این پرسش پاسخ داد که این قضایا از نگاه حقوق بین‌الملل چه وصف و توصیفی دارند؟ و ناقض کدام دسته از اصول بین‌المللی هستند؟ دوم چه عوامل و نهادهایی در قبال این جنایات مسئول شناخته می‌شوند و مسئولیت‌های مستقیم و غیرمستقیم این حوادث متوجه کدام مراجع و نهادهای دولتی و غیردولتی است؟ و سوم اینکه چه راهکارهای حقوقی و قضایی برای پیگیری تعقیب مسئولان و عاملان این جنایات در دسترس است؟

دکتر فضایلی با تاکید بر این نکته که هر عملی می‌تواند مصداق عناوین مجرمانه‌ی متعددی داشته باشد که نمی‌توان وصف واحدی بر آنها اطلاق کرد، گفت: یک عمل می‌تواند همزمان ناقض سلسله هنجارهای حقوقی باشد. اگر ما هر یک از این حوادث را به صورت مجرد و با قطع نظر از پیش‌زمینه‌ها و پس‌زمینه‌ها و قطع نظر از سیستماتیک بودن و ارتباط آن با مخاصماتی که در طول زمان در افغانستان جریان داشته است بررسی کنیم، طبیعتا بر اساس همه‌ ارزش‌های حقوقی و اخلاقی، این اعمال مجرمانه است.

وی افزود: در حادثه‌ حمله به مکتب سیدالشهدا(علیه‌السلام) ، همزمان قتل انجام شده، ایراد جرح رخ داده و تخریب نیز صورت گفته است. این اعمال از نگاه وجدان عمومی بشر جرم و مقبوح است. از نگاه حقوق بین‌الملل این‌گونه اعمال ناقض بنیادی‌ترین هنجارهای حقوق بشری از جمله حق حیات است. حق حیات در ماده‌ ۳ اعلامیه‌ حقوق بشر به عنوان حق ذاتی و بنیادی‌ترین حق بشر شناخته شده است. بنابراین قتل خودسرانه‌ افراد مصداق نقض آشکار این حق بنیادی است.

استاد حقوق بین‌الملل دانشگاه قم ادامه داد: اگر با نگاه به قصد و هدف خاص این اعمال آنها را بررسی کنیم، می‌تواند اوصاف دیگری هم پیدا کند، اگر به منظور ایجاد ارعاب در بین مردم و با هدف وادار کردن یک دولت یا سازمان برای دست کشیدن از سیاستی یا اتخاذ سیاستی برای تمکین به خواست عاملان این جنایات صورت بگیرد مصداق تروریسم است.

وی افزود: اگر این فرض را قائل باشیم که این اعمال به منظور نابودی جزئی یا کلی یک گروه قومی یا مذهبی یا ملی یا نژادی اتفاق افتاده است، مصداق نسل‌کشی است و اگر به این جهت نگاه کنیم که این جنایات بخشی از یک سلسله عملیات گسترده و سیستماتیک در پیروی و تعقیب یک سیاست سازمانی یا دولتی باشد مصداق جنایت ضد بشری خواهد بود و اگر این اعمال را در ارتباط با یک حمله یا حملات و مخاصمه‌ مسلحانه‌ی بین‌المللی یا غیر بین‌المللی تصور کنیم، مصداق جنایات جنگی می‌شود. بنابراین جنایت انفجار مدرسه‌ سیدالشهدا(علیه‌السلام)  و حادثه‌ی لوگر و حوادث این‌چنینی همزمان می‌تواند مصداق جنایات متعدد بین‌المللی باشد.

دکتر فضایلی در این بخش که آیا جنایت حمله تروریستی به مکتب سیدالشهدا(علیه‌السلام)  از نگاه حقوق بین‌المللی مصداق نسل‌کشی است یا نه، گفت: این مسئله نیاز به درنگ دارد و اثبات آن از نگاه حقوقی کار چندان آسانی نیست.

در ادامه‌ی همایش، آیت‌آلله سیدمحمود هاشمی ارزگانی به بررسی حادثه‌ تروریستی مکتب سیدالشهدای کابل و لوگر از منظر فقه پرداخت.

آیت‌الله هاشمی ارزگانی با بیان دشواری‌های پرداختن به این دو حادثه از منظر فقه گفت: این مباحث با بیان و ادبیات حقوقی می‌تواند آثار و دستاوردهای امروزین و کارکردی را با خود به همراه داشته باشد بر خلاف طرح موضوع از منظر فقه. آن ادبیاتی که در دنیای امروز به کار برده می‌شود مانند نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت و جنایت جنگی مسائلی نیست که در ادبیات دینی بتوان عین آن ادبیات را جست وجو کرد. دشواری دوم آن است تحلیل هر پدیده‌ای که نیاز به تبیین و تحلیل دارد نیاز به اشراف کامل تحلیل‌گر در عرصه نظر و عمل دارد و اگر یک بخش از داده‌ها مفقود یا ناقص باشد، ممکن است فرایند تحلیل نزدیک به حقیقت نباشد. دشواری دیگر این است که در تحلیل مسائل اینگونه‌ای کسانی که مرتکب جنایت و جرم شده‌اند، طرح فقهی بحث برای آنان الزام‌آور نیست چون به این نظریه‌ باورمندی ندارند. دشواری دیگر اینکه حتی اگر در مورد حوادثی نظیر حمله به مکتب سیدالشهدا به یک جمع‌بندی فقهی رسیدیم، بعدش قرار است چه شود.

وی عنوان کرد: ما در فرهنگ دینی قاعده‌ و اصلی به نام امر به معروف و نهی از منکر داریم، تبیین این مسائل و درشت کردن آنها در صفحات روزنامه‌ها و صفحات مجازی یکی از جلوه‌های نهی از منکر است که یک فریضه‌ عمومی است. همچنین اگر به طور مثال حادثه‌ کربلا تبیین نمی‌شد خواسته‌ مجرمین برآورده می‌شد و به تاریخ تبدیل می‌شد و نه به عنوان یک پدیده‌ زنده و در خور تعقیب و مجازات مجرمان. همچنین تبیین چنین حوادثی یک رسالت اخلاقی است. از دیگرسو، حادثه‌ حمله به مکتب سیدالشهدا به سبب عصمت و پاکی شهدای آن یک موج جهانی ایجاد کرده که فرصت بسیار مناسبی به ما می‌دهد.

آیت‌الله هاشمی ارزگانی در ادامه به پاسخ به سه پرسش زیر پرداخت. چیستی و مفهوم شناسی نظری این حوادث از نظر فقهی در کدام بخش از اعمال مجرمانی قرار می‌گیرد. چه کسانی این قضایا را رقم می‌زنند. مجازات اینگونه جرایم در متون دینی و فقهی چه چیزی است؟

این عالم دینی در تبیین و تحلیل حادثه‌ مکتب سیدالشهدا(علیه‌السلام)  از منظر  فقه اسلامی گفت: ما در مسائلی مانند نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت و جنایت جنگی و امثال آن ناگزیریم آنها را به فقه عرضه کنیم و پاسخ را از فقه دریافت نماییم. آیا چنین محتوایی جدا از الفاظ در فقه مطرح شده است. اگر بتوانیم مفهوم را پیدا کنیم و بعد به گرازه‌های همانند برسیم، می‌توانیم بگوییم که بلی فقه در این زمینه دارای نظریه است.

هاشمی ارزگانی با بیان اینکه در منابع دینی ما از سه موضوع فساد فی الارض، نسل‌کشی و محاربه سخن به میان آمده است، به برخی آیات از سوره‌های قصص، اعراف و ابراهیم اشاره نمود. این عالم دینی در این رابطه گفت: نسل‌کشی در فرهنگ دینی در زیرمجموعه‌ فساد فی‌الارض مطرح شده است به این صورت که به شکل یک شیوه‌ نهادینه‌شده بخصوص از سوی کسانی که صاحب قدرت هستند باشد.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به وجود تفکر فاشیستی و پاکسازی قومی و نسل‌کشی به صورت تاریخی در افغانستان ابراز کرد: متأسفانه، در روزگار اخیر این تفکر فاشیستی با پدیده‌ی تکفیر یکی شد و به عبارت دیگر تفکر تکفیری مکمل اندیشه‌ فاشیستی در افغانستان بوده است.

آیت‌الله هاشمی ارزگانی در بخش تعقیب و مجازات عاملین یک پدیده‌ جرمی نیز گفت: ما برای هر جرمی سه نوع دخالت را در فقه می‌یابیم. دخالت مباشری، دخالت تسبیبی و دخالت مباشری تسبیبی. در قضایای اخیر در کابل و لوگر که مصداق جنایت علیه بشریت بودند، سه ضلع متهم و دخیل هستند. ضلع یکم نیروهای بین‌المللی، ضلع دوم حاکمیت و ضلع سوم گروه‌های تکفیری.

وی ادامه داد: در این میان دو ضلع حاکمیت و گروه‌های تکفیری مکمل همدیگر هستند؛ حتی تحلیل‌هایی وجود دارد که حوادث اخیر بدون حضور بدنه‌هایی در حکومت قابلیت انجام را نداشته است.

این عالم دینی درباره ضلع سوم حوادث تروریستی اخیر گفت: کسانی که به بهانه‌ دولت‌سازی و انکشاف به افغانستان آمدند در جهتی حرکت کردند که نه تنها ساختار مدرن و حقوق بشری را به ارمغان نیاوردند بلکه ابتدا مجاهدین را جنگ‌سالار معرفی کرده و سپس یک نژاد قومی خاص را از دل حکومت خارج کردند. با بررسی تحولات از بن دیروز تا استانبول امروز می‌بینیم که ما آن زمان یک درخت نیمه‌برگی داشتیم که میوه‌های مختلفی داشت، اما امروز این درخت خشک شده و فقط یک تنه‌ قومی از آن باقی مانده است.

آیت‌الله هاشمی ارزگانی در پایان سخنان خود گفت: گروه‌های تکفیری قبل از آمدن ناتو در حال نابودی بودند که به اصطلاح جامعه‌ی جهانی با شعار نابودی تروریسم وارد افغانستان شدند،‌ ولی اکنون بعد از بیست سال تکیه بر باد کردن چه نتیجه‌ای عاید مردم کشورمان شده است. متأسفانه، مشاهده می‌شود که مردم خلع سلاح و اراده شده‌اند و از آن سو نیز به گروه طالبان مشروعیت اعطا شده است. در واقع این وضعیت را همان کسانی به وجود آورده‌اند که با شعار مبارزه علیه تروریسم به افغانستان آمدند. بنابراین آنان متهم اصلی در جنایت علیه بشریتِ امروز افغانستان هستند.

گفتنی است در پایان این همایش قطع‌نامه‌ صادره از سوی برگزارکنندگان در برنامه قرائت گردید و طی آن جنایات اخیر در مکتب سیدالشهدای کابل و همچنین حادثه‌ لوگر محکوم گردیده و بر لزوم تأمین امنیت مردم و وظیفه‌ حکومت در این رابطه تأکید شد.


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




جدیدترین اخبار

صفحه اصلی ریاست آموزش ارتباطات و بین الملل پژوهش فرهنگی تربیتی بین الملل