ریاست | آموزش | ارتباطات و بین الملل | پژوهش | فرهنگی تربیتی | بین الملل | یادداشت | آرشیو نشریات | چندرسانه ای | پیوندها | ارتباط با ما | العربیة | ENGLISH |
صفحه اصلی ریاست آموزش ارتباطات و بین الملل پژوهش فرهنگی تربیتی بین الملل


 تاریخ: يکشنبه ٢٣ خرداد ١٤٠٠      ساعت: ١٢:٣٥        شماره خبر: ١١٧٣٩٤          پرینت

حجت الاسلام والمسلمین دکتر رفیعی:

ولایت پذیری، رمز موفقیت حضرت حمزه(علیه السلام) است

حجت الاسلام والمسلمین دکتر رفیعی، ردیس مجتمع قرآن، تاریخ و سیره، در آستانه سالروز شهادت حضرت حمزه (علیه السلام)، گفت وگویی به این مناسبت انجام داد که تقدیم حضورتان می شود.

با تشکر از جنابعالی به خاطر حضوردر این گفتگو، همانگونه که مستحضرید در آستانه سالروز شهادت حضرت حمزه (علیه السلام) در 15 شوال قرار داریم. ازسویی نیز همایش بزرگداشت این عموی گرانقدر رسول الله نیز در سال جاری برگزار خواهد شد. لطفا در این مورد توضیحاتی عنایت بفرمایید. 

بسم الله الرحمن الرحیم. بنده هم در ابتدا فرارسیدن سالروز شهادت حضرت حمزه (علیه السلام) را تسلیت عرض می کنم. همانگونه که  استحضار دارید ، قصد داریم همایش بسیار عظیمی را برای ایشان برگزار کنیم به نام همایش بین المللی حضرت حمزه سیدالشهداء (سلام الله علیه) که این همایش بین المللی است. البته ما همایش حضرت خدیجه (علیها السلام) را برگزار کردیم که همایش ملی بود همچنین همایش حضرت ابوطالب هم برگزار شد.

همایش حضرت حمزه (علیه السلام) ان شاء الله 14 بهمن 1400 یعنی اول رجب برگزار می شود و تا پایان مهرهم مهلت ارسال مقالات است و من از همه دوستان، روحانیان، دانشگاهیان و علاقمندان به تاریخ دعوت می کنم در این همایش شرکت کنند.

محور مقالات هم زیاد و متنوع است (30 یا 40 مورد است) و امتیازاتی هم برای مقالات قرار دادیم که در اطلاعیه آمده و اطلاعیه را در سایت سخن تاریخ هم قرار می دهیم.

این همایش به همت جامعة المصطفی العالمیه و سایر مراکزی که همکار هستند برگزار می شود. اصل برگزارکننده و متولی جامعه المصطفی و مجتمع تاریخ است که بنده آنجا مسئولیت دارم. تقاضا می کنم از همه عزیزان که به میزانی که دست به قلم هستند شروع کنند و تا آخر مهر هم فرصت است که به دبیرخانه همایش بفرستند و بنده مسئولیت اجرای همایش را دارم و خدمت مراجع هم خواهیم رسید و خدمت رهبری هم این موضوع عرضه شده و امیدواریم که کارماندگاری باشد.

 

به عقیده حضرتعالی برای معرفی حضرت حمزه (علیه السلام) از چند محور می توانیم استفاده کنیم؟

برای معرفی حضرت حمزه (علیه السلام) از سه محور می توانیم استفاده کنیم:

محور اول قرآن است.دومین محوری که می توانیم از آنها برای معرفی ایشان استفاده کنیم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و اهلبیت ایشان هستند؛ یعنی معصومین (علیهم السلام) درباره این شخصیت چه فرموده اند.سومین محور رفتار و سلوک زندگی ایشان است.

یعنی ما از این سه کانال می توانیم دست پیدا کنیم به حضرت حمزه (علیه السلام) و شخصیت ایشان.

محور اول چون گسترده است من فقط اشاره می کنم. آیاتی در قرآن کریم که امام معصوم یا روایاتی که در شأن نزولش نازل شده می گویند درباره حضرت حمزه (علیه السلام) است یا یکی از مصادیقش ایشان می باشد.

می دانید یک آیه می تواند مستقیما درباره یک شخصیت باشد مثل آیه «الیوم اکملت لکم دینکم» که درباره امیرالمومنین (علیه السلام) است و می تواند یک آیه فراگیر باشد و یکی از مصادیقش آن شخص باشد.

من به سه آیه اشاره می کنم، آیه 28 سوره ص که قرآن می فرماید: «أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِي الْأَرْضِ؛ آیا فکر می کنید آنان را که ایمان آورده و به اعمال نیکو پرداختند مانند مردم (بی ایمان) مفسد در زمین قرار می‌دهیم؟ » می دانید که فرهنگ قرآن خیلی از جاها سوال و جوابی و مقایسه  است.روایت داریم که ابن عباس که غالبا از امیرالمومنین (علیه السلام) می گوید، گفته در ابتدای آیه منظور از مومنین سه نفر هستند: علی، حمزه و عبیده. منظور از مفسدین هم سه نفر هستند: عتبه، شیبه و ولید. البته این آیه هنوز ادامه دارد و می توان آن را به مفسدین و مومنینن فعلی تطبیق داد؛ مثلا آیا الان شهید سلیمانی یا امام خمینی(ره) با نتانیاهو خبیث یکی هستند؟ مردم به شما می گویند نه یکی نیستند.

یعنی امروز هم شما می توانید هر مومنی را با هر مفسدی مقایسه کنید یا طبق این آیه آیا اباعبدالله (علیه السلام) و یارانش با سپاه دشمن مساوی هستند؟ پس آیه فراگیر است.

آیه بعدی آیه ای که می فرماید: «هَٰذَانِ خَصْمَانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ ۖ؛ دو گروه درباره خداوند و مباحث توحیدی و عقیدتی به جنگ پرداختند» طبیعتا وقتی دوگروه درباره خداوند وارد جنگ و درگیری می شوند یک گروه حق هستند و یک گروه باطل. این روایت در تفسیر مجمع البیان و از معصوم است که فرمود: نزلت فی ستة نفر من المومنین و الکفار؛ این هذان شش نفر هستند که سه نفر مومن و سه نفر کافر هستند و حضرت فرمودند این شش نفر کسانی هستند که در روز بدر مقابل هم قرار گرفتند و بعد توضیح داده و فرمود: حمزه یکی از آنها است که عتبه را کشت، امیرالمومنین (علیه السلام) ولید را کشت و عبیده که شیبه را کشت.

آیه بعدی آیه ای که امیرالمومنین (علیه السلام) نقل کرده و ایشان می خواندند و گریه می کردند که سوره احزاب آیه 23 که می فرماید: مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِر» در تفسیر البرهان است که امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: افرادی که تعهد کردند صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ، کنت عاهدت الله عزوجل و رسوله. 

من با خدا و پیامبر (صلی الله علیه و آله) معاهده کردم ، کنت عاهدت الله عزوجل و رسوله انا و عمی حمزه و اخی جعفر و ابن عمی عبیدة ابن حارث. ما چهار نفر بودیم که تعهد کردیم من و حمزه عمویم و بردارم جعفر وعبیده، بعد حضرت فرمود آن سه تا به عهدشان عمل کردند «و منهم من قضی نحبه» و شهید شدند و انا المنتظر و ما بدلت تبدیلا و هیچ تغییر رایی نخواهم داد.

این مقام حمزه را می رساند. من از میان بیش از ده آیه این سه آیه را انتخاب کردم که ببینید به هر حال نام حمزه سیدالشهداء (علیه السلام) مستقیم یا غیر مستقیم توسط امام معصوم ذیل بعضی از آیات مطرح شده است.

 

درباره روایاتی که درباره حضرت حمزه (علیه السلام) نقل شده نیز به اجمال اشاره بفرمایید.

روایات فراوانی درباره حضرت حمزه (علیه السلام) وارد شده است. از جمله این روایت که فرمود: بر کنار عرش خداوند نوشته شده حمزه اسدالله و اسد رسوله و سیدالشهداء. ما درباره امام حسین (علیه السلام) هم داریم که ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة. این روایت از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) است.

در روایت دیگری نیز نقل شده به کسی خداوند اولاد داده بود و آمد پیش پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و گفت ولد لی غلام فماذا اسمیه؛ خدا به من پسر داده، به نظر شما اسمش را چی بگذارم؟ حضرت فرمودند: سمه باحب الاسماء الی حمزه؛ محبوب ترین اسم پیش من حمزه است و او را به حمزه اسم بگذار.

در روایت دیگری ایشان فرمود: احب اخوانی الیَّ علی بن ابیطالب و احب اعمامی الیَّ حمزه؛ محبوب ترین برادر من علی بن ابیطالب است و محبوب ترین عموی من حمزه است.

باز در روایت دیگری ایشان فرمودند: روز قیامت مردم پیاده وارد محشر می شوند ولی چهار نفر سواره هستند، یکی أنا (خود پیامبر صلی الله علیه و آله) که بر براق هستم و عمی حمزه اسدالله و اسد رسوله علی ناقتی الغضباء و اخی علی بن ابیطالب علی نوق الجنه و حضرت زهرا (سلام الله علیها) .

اینها روایاتی بود که از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقل شده و ائمه (علیهم السلام) هم وقتی افتخاراتشان را می شمرده اند همواره یکی از این افتخارات حضرت حمزه بوده است.

امیرالمومنین (علیه السلام) در یکی از نامه های نهج البلاغه که به معاویه نوشته، آنجا وقتی افتخاراتش را می شمارد می فرمایند که خیرالشهداء حمزه از ما است.

امام سجاد (علیه السلام) وقتی بر منبر شام سخنرانی کردند فرمودند ما افتخارات و شخصیت هایی داریم هفت شخصیت برای ما است که یکی از آن شخصیت ها حمزه سیدالشهداء است.

امام حسین (علیه السلام) در روز عاشورا فرمودند: نمی دانید عموی من حمزه است. یعنی حمزه یک وجه الجمعی داشت که ائمه (علیهم السلام) ایشان را به عنوان یک شخصیت ویژه مطرح کرده اند. امیرالمومنین (علیه السلام) وقتی از سقیفه آمدند بیرون فرمودند سه اتفاق افتاد که نباید می افتاد و به هرحال غدیر به فراموشی سپرده شد در آن مقطع، یکی از سخنانی که حضرت فرمود: حمزه کجاست جعفر کجاست، اگر بودند این اتفاق نمی افتاد برای من.

 

 لطفا درباره ابعاد شخصیتی حضرت حمزه (علیه السلام) نکاتی را مطرح بفرمایید.

حضرت حمزه چند سال از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بزرگتر است ولی از همان دایه ای شیر نوشیده که پیامبر (صلی الله علیه و آله) شیر نوشیده به همین جهت برادر رضاعی پیامبر (صلی الله علیه و آله) محسوب می شود.

ایشان شخصیتی شجاع، مهماندار، پر سخاوت و... است و می رفت شکار و شخص شجاعی بود. یک وقت رفت و وقتی برگشت به او گفتند ابوجهل خیلی پیامبر (صلی الله علیه و آله) را اذیت کرد. حمزه ، با ناراحتی آمد و کوبید بر سر ابوجهل و سرش را مجروح کرد، گفت برادرزاده من را اذیت می کنی از حالا با من طرف هستی، گفت مگر تو مسلمانی گفت بله اشهد ان لااله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله. ایشان ایمان و اسلام آورد و پیامبر (صلی الله علیه و آله) خیلی خوشحال شد و ایستاد پشت پیامبر (صلی الله علیه و آله). یک عمو ابوطالب و یک عمو هم حمزه سیدالشهداء که ابوطالب با یک شکل دیگری سعس می کرد و می خواست یک وجه الجمعی باشد و بتواند مانع باشد اما حمزه خیلی راحت در برابر مشرکان می ایستاد و از آن روزی که حمزه وارد شد پیامبر (صلی الله علیه و آله) اقتداری پیدا کرد و دلگرم شد و کمتر متعرض می شدند و اینکه تصمیم گرفتند شبانه ایشان را ترور کنند یکی از دلایلش همین بود.

 

مهم ترین اوصاف و ویژگی های ایشان چه بود؟

مهم ترین ویژگی حضرت حمزه (علیه السلام) شجاعت ایشان بود.در روایت دارد که در جنگ بدر کسی اسیر شد وقتی که اسرا را آوردند یکی از آنها نگاهش افتاد به حمزه و گفت: «ذلک فعل بنا الافاعیل؛ هر بلایی سر ما آمد از ایشان آمد. یعنی این بود که آرایش ما را بهم ریخت، بله تعیین کننده سرنوشت جنگ بدر ایشان بود و امیرالمومنین (علیه السلام) و شهدای بدر آنقدر مهم هستند که شما در زیارت نامه حضرت ابالفضل (علیه السلام) آمده که جایگاه ایشان به امام حسین (علیه السلام) مثل جایگاه حمزه به پیامبر (صلی الله علیه و آله) است.

همانطور که حضرت عباس (علیه السلام) عبد صالح است همانطور حمزه هم تسلیم محض و هیچ انتقاد و نظری نسبت به پیامبر (صلی الله علیه و آله) نمی بینید و تسلیم محض است با اینکه بزرگتر از پیامبر (صلی الله علیه و آله) است و عموی ایشان است.

لذا است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) فرمود اگر کسی به زیارت من بیاید و زیارت حمزه نرود به من جفا کرده است.اینکه فرمود احب الاسماء پیش من است و احب الاعمام من است، اینکه صدیقه طاهره (سلام الله علیها) یکی از جاهایی که انتخاب کرده بود برای گریه بعد از پیامبر (صلی الله علی و آله) کنار قبر حمزه بود و اولین تسبیح را از قبر حضرت حمزه ساخت و خود پیامبر (صلی الله علیه و آله) مرتب می آمد حتی یکی از اصحاب اعتراض کرد که شما چقدر اینجا می آیید، فرمودند تا قیامت اگر کسی بر اینها درود بفرستد پاسخ می گویند این است مقام شهدای احد.

حمزه سیدالشهداء که به شهادت رسید یک دختری دارد به نام «عماره» ایشان مکه بود و حضرت حمزه در مدینه به شهادت رسید و این دختر با مادرش در مکه بود.

اینکه شنیده اید که پیغمبر (صلی الله علیه و آله) فرمود حمزه گریه کن ندارد چون دختر و خانواده اش مکه بودند، حضرت حمزه شهید شد و صلح حدیبیه شد سال ششم و وقتی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) برای عمره آمدند و نشد و صلحی نوشتند و قرار شد برگردند، امیرالمومنین (علیه السلام) به پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) عرض کردند که ما دختر حمزه را هم با خودمان ببریم مدینه بالاخره یادگار عموجان ما است و پیش خودمان باشد.

پیامبر (صلی الله علیه و آله) پذیرفتند و دختر حمزه با ایشان آمد مدینه. حالا سر سرپرستی این دختر اختلاف افتاد، امیرالمومنین (علیه السلام) می فرمود من سرپرستی اش را قبول می کنم و جعفر بن ابی طالب و زید بن حارثه هم خواهان این مسئله شدند. 

 به نظر شما چرا این برخورد توسط سه نفر برای عماره ایجاد شد؟ این بخاطر حضرت حمزه بود چون این دختر یادگار حضرت حمزه بود و دینی بود که به حضرت حمزه احساس می کردند. بالاخره پیامبر (صلی الله علیه و اله) زید بن حارثه را متقاعد کرد که شما فعلا دست بردارید و حضرت علی (علیه السلام) را متقاعد کردند و دادند به جعفر بن ابیطالب که ایشان هم بعدا در موته به شهادت رسید.

نام جعفر و حمزه خیلی از جاها کنار هم هست و اینها از کسانی هستند که همواره ائمه (علیهم السلام) به ایشان افتخار می کردند و جعفر طیار و حمزه سیدالشهداء الفاظی است که بر زبان ائمه (علیهم السلام) زیاد جاری است.

حضرت حمزه خیلی شجاع بود. در بدر سه نفر آمدند به میدان، دو برادر و یک پسر یعنی در واقع عتبه و بردارش شیبه و فرزندش ولید و رو کردند به سپاه اسلام، قدیم جنگ ها تن به تن بود و گفتند یا محمد سه تا هماورد برای ما بفرست، سه تا آدم عادی نفرست بلکه سه نفر بفرست که در شأن ما باشند.

حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) و حمزه و عبیده را فرستادند که هر سه نفر از دشمن کشتنه شدند و صدای الله اکبر مسلمانان بلند شد. جنگ بدر جنگ موفق و پیروزی بود که خداوند در قرآن می فرماید: «وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ» اما در احد حضرت حمزه یک پر شترمرغی می گذاشت روی کلاهش تا بشناسنش و قاتلش هم از همین طریق او را شناسایی کرد و از راه دور و با نیزه ایشان را زد.

حضرت حمزه (علیه السلام) در احد سی نفر از مشرکین را کشت، خیلی شجاع بود و خود پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) از وحشی قاتل حمزه پرسید تو چطور عموی من را کشتی؟ او یلی بود!

گفت آقا چون شما پرسیدید من جواب می دهم، من یک نیزه ای داشتم که پشتش پر داشت یعنی از راه دور می شد زد، رفتم یک جایی کمین کردم و فقط مامور کشتن ایشان بودم و یک زمانی که دورش خلوت شد از دور او را زدم. وقتی ایشان به شهادت رسید چون خطر پیش آمده بود پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در حالی که مجروح شده بود رفت داخل شیار کوه، دندانش شکسته بود و جانش در خطر بود حتی شایع شده بود پیامبر (صلی الله عیله و آله) کشته شده. 

حضرت به کسی گفت برود از عمویش حمزه خبر بیاورد او رفت دید شهید شده و قطعه قطعه شده و برنگشت و به امیرالمومنین (علیه السلام) فرمودندو ایشان رفتند و چه جوری بیایند و خبردهند همینطور مانده بودند، پیغمبر (صلی الله علیه و آله) فهمید وقتی علی (علیه السلام) برنگشته یک خبری هست، خودش آمد و وقتی که رسید کنار بدن حمزه گفت: عموجان «ما وقفت موقفا اشد من هذا؛ هیچ کجا بر من اینقدر سخت نگذشت» که امام سجاد (علیه السلام) فرمود سه روز بر ما خیلی سخت بود، روز شهادت عموی پدرم حمزه، روز شهادت عمویم جعفر و روز شهادت پدرم اباعبدالله الحسین (علیه السلام) و لایوم کیومک یا ابا عبدالله جای خودش.

صفیه خواهرش است همینطور که پیامبر (صلی الله علیه و آله) نشسته بود گفتند خواهرش دارد می اید، پیامبر (صلی الله علیه و آله) فورا عبایش را روی بدن انداخت که بدن خونین حمزه را نبیند و به زبیر گفت برو به مادرت بگو که نیاید اما آمد و مقداری از پاهای خونی حمزه پیدا بود که حضرت با خار و خاشاک پوشاند.

فاطمه زهرا (سلام الله علیها) زودتر از صفیه رسید و طرف دیگر بدن نشست و هر دو بزرگوار گریه کردند، چه مقامی دارد حضرت حمزه که دو گریه کن دارد که یکی پیامبر (صلی الله علیه و آله) و دیگری فاطمه زهرا (سلام الله علیها).

خوب هفتاد شهید است و قرار شد نماز بخوانند و پیامبر (صلی الله علیه و آله) اول بدن حمزه را گذاشت و نماز خواند و شهید دوم را که آوردند گذاشت کنار حمزه و باز نماز خواند و سوم کنار حمزه و هفتاد نماز بر بدن حمزه خوانده شد.

این نشان دهنده عظمت ایشان است که سعد بن معاذ که در جنگ خندق مجروح شد و بعدا شهید شد می گوید من آمدم مدینه و دیدم پیامبر (صلی الله علیه و آله) ناراحت است و علت را جویا شدم و فرمود عمویم حمزه در خانه اش گریه کن ندارد (اما عمی الحمزه فلا بواکی له) فورا رفتم دو یا سه تا از اصحاب را صدا زدم و گفتم فورا به همه خانه ها بروید و بگویید عزا تعطیل، همه زنهای مدینه بیایند خانه حمزه و برای حمزه عزاداری کنند.

هفتاد شهید بود آنها هم شهدای کمی نبود مثلا حنظله بود، عمربن جموح و فرزندانش بودند شهدای زیادی بودند اما همه عزاها آمد به سمت خانه حمزه.

 

 از این تاریخی که ذکر کردید چه نکاتی را می توان در مورد شخصیت ایشان برداشت کرد؟

به هر حال از این تاریخی که عرض کردیم راجع به حضرت حمزه چند نکته کوتاه را می توان برداشت کرد:

یکی اینکه اگر کسی مدافع دین و اسلام و خدا شد عزیر است «تعز من تشاء و تذل من تشاء» خودش را ندید و تسلیم امام و پیامبر شد. ما نمی خواهیم قهرمان پروری کنیم، می خواهیم از این داستان ها بهره بگیریم. عزیزان من امروز هم کسی که مدافع حریم ولایت و حریم دین است عزیر است چون خدا قول داده است. خدا چطور حضرت حمزه و قبرش را بالا برد. اگر کسی از خدا و دین خدا حمایت کرد خدا یاری می کند (ان تنصر الله ینصرکم)

نکته دیگر صفت ظلم ستیزی و نهراسیدن حضرت حمزه از دشمن است. خوب امروز دورتا دور ما را دشمن گرفته، ما بارها گفته ایم سر جنگ با کسی نداریم اما اگر کسی سر جنگ با ما داشت نمی ترسیم و می ایستیم دفاع می کنیم.

امروز هم از روش حضرت حمزه یاد بگیریم اگر در برابر دشمن محکم نایستیم دشمن می آید جلو و دشمن هیچگاه دوست نخواهد شد:« يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّکُمْ أَوْلِياءَ» آقایان توجه داشته باشند من نمی گویم شما وارد درگیری شوید، نه! در اسلام بنا بر این است که آدم زندگی اش را بکند و تعامل داشته باشد اما اگر قرار شد کسی زور بگوید ما زور نمی پذیریم.

نکته دیگر اینکه شخصیتی مثل حمزه با این شجاعت و حمایت و جایگاه، غافل از موضوعاتی مثل صله رحم، کار خیر، مهمانداری و سخاوت نیست. اینطور نیست که یک انسان سیاسی شجاع و رزمنده است و غرق در این امور است بلکه به رحمش هم رسیدگی می کند(وصولا للرحم) و کار خیر هم انجام می دهد.

آخرین نکته اینکه حمزه همواره از او و جایگاه خیرش یاد شده و امیرالمومنین (علیه السلام) و معصومین (علیهم السلام) از ایشان نام برده اند و چطور می شود یک انسانی مثل امام حسین و امام سجاد (علیهما السلام) حضرت حمزه را در زمره افتخاراتشان نام ببرند. 

چطور امام صادق (علیه السلام) می فرماید بروید کنار حرم عموجانم عباس و بگویید السلام علیک ایها العبد الصالح که حضرت حمزه هم مصداق عبد صالح است پس می شود انسان به جایگاهی برسد که مدح او را امام معصوم (علیه السلام) بگوید. ولایت پذیری رمز موفقیت شخصیت هایی مثل حضرت حمزه، حضرت خدیجه، ابوطالب و حضرت عباس و زینب کبری (سلام الله علیهم) است.

 

منبع: سخن تاریخ


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




جدیدترین اخبار

صفحه اصلی ریاست آموزش ارتباطات و بین الملل پژوهش فرهنگی تربیتی بین الملل