ریاست | آموزش | ارتباطات و بین الملل | پژوهش | فرهنگی تربیتی | بین الملل | یادداشت | آرشیو نشریات | چندرسانه ای | پیوندها | ارتباط با ما | العربیة | ENGLISH |
صفحه اصلی ریاست آموزش ارتباطات و بین الملل پژوهش فرهنگی تربیتی بین الملل


 تاریخ: سه شنبه ٢٨ ارديبهشت ١٤٠٠      ساعت: ٠٨:٣٥        شماره خبر: ١١٦٩٤٢          پرینت

شعرسرایی دانش‌پژوه نمایندگی المصطفی در خراسان در رثای شهدای حادثه تروریستی کابل

گروه خبر: سیدابوطالب مظفری، دانش پژوه نمایندگی جامعةالمصطفی در خراسان و شاعر افغانستانی، در واکنش به حادثه تروریستی دانشگاه کابل، اشعاری با عنوان «قباله عشق» سرود و با داغداران این حادثه ابراز همدردی نمود.

متن شعر بدین شرح است:

 

قباله عشق

در آسمان تلألؤ ماه و ستاره است/ هر تکه ‌ماه، دستِ یکی ماهپاره است

هریک چراغ ماه به کف، صف کشیده‌اند/ مه‌پاره در قبیله‌ ما، بی‌شماره است

وقتی که عشق، عزم به دیوانگی گرفت/ دیگر دلیل و منطق و برهان، چه کاره است؟

عاقل، نشسته جُزوة لا و نَعَم به دست/ عاشق، ستاده منتظر یک اشاره است

در این قبیله مرگ، به قول امام عشق:/ در گوش دختران جوان گوشواره است

از خون و دود و آتش خود سر برآورند/ ققنوس از حکایتشان استعاره است

کوتاه قصه اینکه اگر عشق جاده است/ این جاده در قباله قوم هزاره است

چون خون، به قلب عاشق خود، تازه و تریم/ ما از قدیم، برخی آل پیمبریم

با شاه اولیا کمر عشق بسته‌ایم/ با مهر او ز باقی عالم گسسته‌ایم

صدها قمار عشق به آزادگی زدیم/ بسیار سر که بر سر دلدادگی زدیم

جز ما، که دیده قلبِ به آتش کباب را/ در حلق تشنه، شعله سرب مذاب را

با عشق و رنج و داغ به تن کرده‌‌ایم ما/ تشریفِ کیشِ شاهِ ولایت‌مآب را

بر نطع سرخ حضرت تاریخ داده‌ایم/ تاوان عاشقانه این انتخاب را

مادر به روی کودک خود تا سلام داد/ او  را غلام حیدر کرار نام داد

در گوششان به عشق، اذان و اقامه خواند/ از رهروان رفته هزاران چکامه خواند

پیش از دمی که شیر نهد در دهانشان/  تعویذ عشق بست سر بازوانشان

با «یا علی ‌مدد» سخن از بیش و کم زدیم/ با نام او به عرصه عالم قدم زدیم

ما یک دهه، تمام، سرِ دوش مادران/ در تکیه‌خانه هق هق خاموش مادران

هر تیر کز مظالم اعدا رهیده است/ خون از گلوی کودکی ما چکیده است

هر جا شکفته ایم، گل یاس بوده‌ایم/ در جنگ‌ها، مصاحب عباس بوده‌ایم

با چشم دیده ایم که بر نیزه‌ها سر است/ زینب به دشت واقعه بی یار و یارو است

با چشم دیده ایم صف شور و شین را/ «هل‌من معین» گوهر زهرا، حسین را

نه داعش و نه دیو و نه دد‌ها، از آن ماست/ «محمود» و «مرتضی» و «اسد»‌ها از آن ماست

نه وعده بهشت، نه منصب شنیده ایم/ سرباز مرزهای بلند عقیده ایم

ما را هوای بصره و خاک دمشق نیست/ در سر به جز قباله میمون عشق نیست

روزی اگر گذار به شام و حلب زدیم/ تیری به قلب عاصی اصحاب  شب زدیم

دریاست عزم عاشق و این وعده شبنم است/ حتی بهشت پیش فتوحاتمان کم است

بار گران لاشه، چو کرکس نمی‌کشیم/ از قتلگاه عشق، قدم پس نمی‌کشیم


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




جدیدترین اخبار

صفحه اصلی ریاست آموزش ارتباطات و بین الملل پژوهش فرهنگی تربیتی بین الملل