ریاست | آموزش | ارتباطات و بین الملل | پژوهش | فرهنگی تربیتی | بین الملل | یادداشت | آرشیو نشریات | چندرسانه ای | پیوندها | ارتباط با ما | العربیة | ENGLISH |
صفحه اصلی ریاست آموزش ارتباطات و بین الملل پژوهش فرهنگی تربیتی بین الملل


 تاریخ: چهارشنبه ٢ تير ١٤٠٠      ساعت: ١٠:٣٨        شماره خبر: ١١٧٦١١          پرینت

نمایندگی جامعةالمصطفی در افغانستان برگزار نمود

نشست «تروریسم و خشونت در افغانستان»

گروه خبر: نشست « تروریسم و خشونت در افغانستان؛ خاستگاه اجتماعی، مفاهیم و مصادیق حقوقی» به همت نمایندگی جامعةالمصطفی در افغانستان برگزار شد.

محمد جمعه احمدی استاد دانشگاه افغانستان، در ابتدای این نشست ضمن ارائه تعریفی از  تروریسم و خشونت تروریستی بر اساس حقوق بین‌الملل و حقوق افغانستان ارائه نمود و اظهار داشت: در تعریف تروریسم  نکته قابل توجه این است که یک تعریف جامع و مانع و کامل از تروریسم وجود ندارد. دانشنامه بریتانیکا در تعریف تروریسم بیان می‌کند: تروریسم  عبارت است از یک کاربرد سیستماتیک زور و خشونت در جهت ایجاد ارعاب و ترس و وحشت.

وی افزود:  در این نوع تعریف به چند عنصر اصلی اشاره  شده است؛ اول این‌که تروریسم یک فعالیت نظام‌مند است، دوم این که توام با خشونت است و سومین ویژگی مهم آن عبارت است از این که در برابر حکومت‌ها و دولت‌ها و در برابر رژیم‌های حاکمیتی است؛ در نتیجه  به گفته این دانشنامه، در قوانین افغانستان نیز هر عاملی که در مقابل و بر علیه دولت و حکومت و حکمران باشد، تروریسم خوانده می‌شود.

سخنران نشست با بیان این که تا سال ۱۹۷۰ نسبت به تروریسم بیشتر نگاهی جرمی و مجرمانه وجود داشت و از سال ۲۰۰۱ نگاهی حقوقی نیز پیدا کرد و اخیر دو باره جنبه سیاسی آن پر رنگ‌تر شده است، ابراز داشت: در تعریفی دیگر، تروریسم از منظر وزارت خارجه  آمریکا  عبارت است از کاربرد غیر قانونی  از زور یا تهدید بر ضد افراد، که در این تعریف بحث سیاسی بودن در تروریسم اهمیت بیشتری دارد، اما گاهی علاوه بر اهداف سیاسی اهداف مذهبی و یا ایدئولوژیکی هم مد نظر است.

دکتر احمدی افزود، در قطعنامه ۲۰۰۴ شورای امنیت سازمان ملل، تعریف تروریسم عبارت است از  اقدام به ایجاد رعب و وحشت در کشور دیگر، یا یک سازمان بین المللی و یا وادار کردن بر انجام یا ترک فعل.

وی خاطرنشان کرد: مفهوم تروریسم در گفتمان بین المللی یک سیر شناوری داشته و دارای  شدت و ضعف و قبض و بست است؛ شاید تنوع و گسترش دامنۀ تروریسم در سطح جهان باعث شده، تا ارائۀ تعریف از این پدیده دچار نوسان گردد. 

این استاد دانشگاه با اشاره به این که در اسناد بین الملل  هم نسبت به تعریف تروریسم نگاه‌های متفاوتی دارد، ابراز داشت: در سال ۱۹۳۷ نیز تعریفی ارائه شده است که بیان می‌کند تروریسم اقدامات جنایی و سازماندهی افراد یا به‌کارگیری وحشت علیه دولت یا اشخاص است.

دکتر احمدی یادآور شد: در ۲۸ سپتامبر ۲۰۰۱ نیز قطعنامه ۱۳۷۳مطالب مهمی را بیان کرده بود به این صورت که کل دنیا به این اتفاق نظر رسیدند که اگر در سرزمینی تروریسم ورود کرد، کل سازمان‌های جهانی  باید اقدامات لازم را انجام دهد و بی‌تفاوت نباشند و هیچ‌کس حق ندارد، دست از کمک کردن به قربانی بکشد. مطابق این اسناد، تروریسم عبارت است از هرگونه اقدامی که بر علیه  مصالح یا صلح بین المللی صورت پذیرد.

 

ریشه‌های تاریخی تروریسم

دکتر محمد علی توحیدی یکی دیگر از اساتید دانشگاه افغانستان نیز در ادامه این نشست ضمن تبیین تاریخچه‌ای از تروریسم به بررسی ریشه‌های تاریخی تروریسم از دوره باستان و قرن اول  قبل از میلاد پرداخت و ابراز داشت: گروهی در روم باستان بوده است که اعمال تروریستی را انجام می‌داد؛ این گروه زمانی شکل گرفت که  حکومت روم تصمیم گرفت یهودی‌ها را سرشماری کند و از آن‌ها مالیات بگیرد؛ از آنجا که برطبق عقاید یهود، بر یهودیان فقط خدا حکومت می‌کند، گروه یادشده با این تفکر و اعتقاد علیه دولت روم باستان شورش کردند و اقدامات تروریستی انجام دادند.

وی با تاکید بر این که یهودی‌ها در حکومت سلجوقیان نیز، اقدامات تروریستی انجام می دادند، خاطرنشان کرد: بر اساس شواهد تاریخی، یهودیان مبتنی بر باورهای مذهبی، حدود پنجاه شخصیت سلجوقی را ترور کردند.

دکتر توحیدی با بیان این که در قرن ۱۸ میلادی نیز تروریسم خود را در انقلاب کبیر فرانسه نشان داد، اظهار داشت: در آن دوران گروهی از طرفداران افراطی جمهوریت حدود ده ماه حکومت کردند و در طول ده ماه چهل هزار نفر را  اعدام کردند. کلمه ترور کلمه فرانسوی است و به معنای وحشت و ارعاب است.

سخنران نشست ادامه داد: در قرن ۲۰ میلادی و بعد از جنگ جهانی دوم، دو قدرت شرق و غرب ایجاد شد، کمونیست‌ها پیش‌بینی کردند و معتقد  بودند  نظام  سرمایه‌داری  به‌واسطه انقلاب کارگری از هم خواهد پاشید و با گذر زمان فرضیه کمونیست‌ها درست از آب درنیامد به این دلیل که حقوق کارگران افزایش یافت و شرایط زندگی بهبود پیدا کرد و در نتیجه انقلاب‌ها شکل نگرفت و کمونیست‌ها دچار سردرگمی شد و به ترور روی آوردند و می خواستند از طریق ترورها، حکومت سرمایه‌داری را از بین  ببرند.

 به گفته دکتر توحیدی در دنیای اسلام در دهه ۶۰ و ۷۰ قرن ۲۰ میلادی گروه‌های اسلام‌گرا تحت تأثیر نوشته‌های سید قطب به خشونت دست می زنند، اظهار داشت: گروه‌های اسلام‌گرا با الهام از نوشته‌های سید قطب به‌کارهای ترور علیه رژیم  عربی اقدام کردند و در دهه ۸۰ میلادی گروه‌های اسلام‌گرای مصری دچار  تندروی شدند و علیه حکومت مصر مبارزاتی را شروع کردند.

 

عوامل دگرگونی‌ها و تحولات در مفهوم تروریسم و خشونت

دکتر احمدی نیز در بخش دیگری از سخنان خود ضمن اشاره به عوامل دگرگونی‌ها و تحولات در مفهوم تروریسم و خشونت با بیان این که در شناسایی مصادیق تروریسم دچار مشکل هستیم، اظهار داشت: در حقوق جزای افغانستان در بحث تروریسم تعریف این مفهوم بیشتر بر ضد منابع دولتی، منافع دولت و سازمان‌های دولتی معنی شده است که متاسفانه این یک نقض است.

وی افزود: ۲۰ یا ۲۱ شبکه تروریستی در افغانستان وجود دارد که کارشان دور زدن همین مفاهیم است و امروزه تروریسم به طرف مردم سوق داده شده است. تروریسم  بیشتر با مفاهیم بازی می‌کند و اهداف دولتی را کمتر مورد هجمه قرار می‌دهد.

دکتر احمدی در پاسخ به این سوال که چرا ما نمی ‌توانیم تعریف جامع و مانعی را داشته باشیم؟ خاطرنشان کرد: دلیل اول این است که مفهوم تروریسم تغییر ماهیت داده شده است. یک زمانی غیر دولتی بود اما اکنون از طرف دولت‌ها حمایت می‌شود؛ هم حمایت‌های مالی و هم نظامی؛ بنابراین تروریسم در یک قالب تغییر یافته دولتی است  به خاطر این است که پای دولت‌ها به میان کشیده شده است.

به گفته‌ی این استاد دانشگاه، تروریسم در برخی از اقدامات مجرمانه،  عامدانه  یا غیر عامدانه از پوشش تعیین سرنوشت، استفاده میکند و بسیار هوشمندانه به جنایت می پردازد؛ پوشه و قالب و عنوان و تابلو را عوض می کنند و خود را نمایندگان مردم معرفی کرده و وانمود می‌کند که حق تعیین سرنوشت مردم را دارند  و مردم این حق را به آنان واگذار کرده‌اند و به نمایندگی از آنان دست به این اعمال می‌زنند.

دکتر احمدی افزود: زمانی که طالبان  سر گفتگو و مذاکره حاضر می‌شوند، کاری جز پوشه عوض کردن ندارند، اهدافی را که بیان می‌کنند عبارت است از اقدامات مشروع، مانند مبارزه مسلحانه علیه اشغالگران، مبارزه مسلحانه بر علیه نژادپرستی، دفاع از مقدسات مذهبی و دینی و نژادی و فرهنگی.

 

علل و زمینه‌های اجتماعی تروریسم

دکتر توحیدی نیز در ادامه تبیین علل و زمینه‌های اجتماعی تروریسم یا خاستگاه و ریشه‌های تروریسم، خاطرنشان کرد: چند فاکتور در شکل‌گیری تروریسم دخالت دارد، مانند شرایط فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، ترکیب جمعیتی، شرایط جغرافیایی و...؛ آنچه که مهم است این که پدیده  تروریسم را با چه رویکردی تحلیل کنیم.

وی افزود: بطورکلی سه رویکرد در تبیین تروریسم و خشونت وجود دارد: الف) تحلیل پدیده تروریسم به لحاظ رواشناختی است. طبق این نگاه، تروریسم ریشه در سه کلید واژه دارد: عقده نهفته در ضمیر ناخودآگاه، خودستانی مرضی، توهمات(اسکزوفرنی ) دارد؛ در مرحله  خودستایی مرضی  هر چه خودشان دارند ستایش می‌کنند و دیگران را تقبیح می‌کنند و در حصول شناختی توهمی، افراد دچار توهم می‌شوند و شناخت اشتباهی از جهان پیدا می‌کند و بر اساس رویکرد انتخاب عقلانی، ترور به‌خاطر سود و منفعت انجام می‌گیرد، گرچه در رده‌های پایین‌تر کسانی هستند که دست به انتحار می‌زنند.

سخنران نشست یادآور شد: رویکرد دیگر جامعه‌شناختی- هویتی است و به این معنا است که هر هویتی شکل بگیرد، با هویت دیگر در تعارض قرار می‌گیرد و وقتی این هویت‌ها  غلیظ‌تر شد، برخورد و اصطکاک صورت می‌گیرد.

دکتر توحیدی با بیان این که تروریست‌ها در جامعه افغانستان، دارای هویت‌های مختلف است، ایراز داشت: از جمله معیار زبانی، قومی، قبیله‌ای، نژادی  و...  هویت‌هایی را شکل می‌دهند که در اثر این هویت‌های مختلف،  دچار برخورد می‌شوند و هویتی که قدرت بیشتر داشته باشد در مقابل هویت دیگر قرار می‌گیرد.

 

تفاوت جنبش‌های آزادی‌بخش و عملیات‌های استشهادی با تروریسم و عملیات انتحاری

دکتر احمدی نیز در بخش پایانی سخنان خود ضمن تفکیک ویژگی‌های جنبش‌های آزادی‌بخش و عملیات‌های استشهادی را از تروریسم و عملیات انتحاری، تصریح کرد: در این میان باید ویژگی‌های حقوقی تروریسم را  بررسی می‌کنیم و سپس به تمایز تروریسم و نهضت آزادی‌بخش می‌پردازیم.

وی با بیان این که چند فاکتور ویژگی‌های منحصر به فرد  تروریسم را شکل می‌دهد، خاطرنشان کرد: تروریسم دارای اهداف مشخصی سیاسی، فرهنگی است، به صورت کورکورانه و از روی لجاجت  اقدام نمی‌کند و بیشتر یک عمل سیاسی است تا یک عمل کیفری و جزایی.

این استاد دانشگاه با اشاره به این که تروریسم مشمول اهداف نظامی و اهداف غیر نظامی است، یادآور شد: عمدتا گروه‌های  غیر نظامی  عمل تروریسم را انجام می‌دهند و تروریسم هدف یا اهدافی را انتخاب می‌کند که بخش وسیعی از جهان را تحت تأثیر  قرار می‌دهد و دنیا را در شوک فرو می‌برد.

وی در بیان تفاوت های تروریسم و نهضت‌های آزادی‌بخش تصریح کرد: نهضت آزادی‌بخش اهداف سیاسی  و حقوقی دارد و فعالیت‌ها آن در چارچوب حقوق بین الملل  انجام می گیرد و به نمایندگی از مردمی خود که توانایی دفاع از حقوق خود را ندارند، وارد صحنه مبارزه می‌شود.

دکتر احمدی با تاکید بر این که عملیات استشهادی همیشه مورد تأیید و حمایت بخشی از جامعه است، اظهار داشت: عملیات استشهادی ناقض حقوق جنگ و حقوق محیط‌زیست و معطوف به تخریب و نابودسازی زیر‌ساخت‌های، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی نیست؛ مساجد و دانشگاه‌ها را هدف قرار نمی‌دهد. نهضت آزادی‌بخش هیچگاه حقوق بین الملل را نقض نمی کند.

 

عوامل و خاستگاه  اجتماعی خشونت  در افغانستان

دکتر توحیدی در بخش پایانی سخنان خود به عوامل و خاستگاه  اجتماعی خشونت  در افغانستان اشاره نمود و یادآور شد: پدیده تروریسم  در افغانستان با رویکرد جامعه‌شناختی - هویتی قابل تحلیل است و با‌ شکل‌گیری هویت‌های مختلف، خشونت شکل گرفت.

 وی در تبیین عوامل و زمینه‌های شکل‌گیری تروریسم در افغانستان، آموزش رسمی و غیر رسمی را مورد توجه قرار داد و ابراز داشت: اگر آموزش جامعه‌ستیز به متعلمان تحویل داده شود، بسیار مخرب بوده و می‌تواند نقش مهم در شکل‌گیری خشونت و اعمال تروریستی داشته باشد.

سخنران نشست افزود: بسیاری از اعضای نهادهای آموزشی تروریستی اهل پاکستان و عربستان سعودی هستند و با ایدئولوژی خشن وهابیت ارتباط دارند. به گونه‌ای که در سال ۲۰۱۳ کودکان افغانستانی از جنوب و شرق کشور به پاکستان و کشورهای حوزه خلیج فارس برده می‌شدند تا در زمینۀ  افراط‌گرایی، تربیت شده و جریان‌های افراطی آینده را تشکیل دهند.

دکتر توحیدی پدیده قوم‌گرایی در افغانستان را بسیار حاد توصیف نمود و تصریح کرد: قومیت ونژاد، معیار اصلی تروریسم در افغانستان را شکل میدهد. در افغانستان قومیت‌های مختلف زندگی می‌کنند، این قومیت‌ها، هویت مختلف را ایجاد می‌کنند که نتیجه‌اش  افزایش خشونت های قومی است .

وی با تاکید بر این که فقر ومحرومیت در کشور جنگ‌زده افغانستان بیداد می‌کند، خاطرنشان کرد: کج فهمی و برداشت‌های نادرست از دین از دیگر عوامل شکی گیری خشونت در سرزمین افغانستان است؛ جامعه شناسان دین معتقدند دین می‌تواند درحیات فردی و اجتماعی تأثیرگذاری کند، تاجایی که هیچ چیز نمی‌تواند این تأثیر را داشته باشد.

این استاد دانشگاه ضمن اشاره به عامل اقتصاد جرمی، مثل مواد مخدر، قاچاق و غیره را نیز می‌توان در زمینه‌سازی خشونت و ترور به برخی از مهم‌ترین مصداق‌های تروریسم اشاره نمود و اظهار داشت: استفاده از  مواد منفجره، جرایم علیه اشخاص، عدم مصونیت میدان‌های هوایی، گروگان‌گیری، تخریب تأسیسات زیربنایی از جمله مصادیق تروریسم هستند.

دکتر توحیدی در پایان با تاکید بر این که نه تنها در افغانستان، بلکه در جهان در مورد مصداق‌های تروریسم  اختلاف نظرهای جدی وجود دارد، تصریح کرد: نکته جالب توجه این که در افغانستان تهدید منافع ایالات متحده مصداقی از تروریسم معرفی شده است.


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




جدیدترین اخبار

صفحه اصلی ریاست آموزش ارتباطات و بین الملل پژوهش فرهنگی تربیتی بین الملل