صفحه اصلی | آشنایی با امام جمعه | آثار | دیدارها | خطبه ها | فهرست موضوعی | جهان اسلام | جهان | یادداشت | چندرسانه ای | برگزیده ها | پیوندها | ارتباط با ما |



  چاپ        ارسال به دوست

تنش دوحه - قاهره با بن مایه رقابت منطقه‌ای

اواخر آذرماه بود که با میانجیگری «عبدالله بن عبدالعزیز» پادشاه پیشین عربستان، یخ 18 ماه روابط سرد قطر و مصر شکسته شد و نمایندگان 2 کشور با یکدیگر دیدار کردند.

دیدار بیست و نهم آذرماه «محمد بن عبدالرحمن» فرستاده ویژه قطر، با «عبدالفتاح السیسی» رییس جمهوری مصر، در قاهره نماد به ثمر نشستن تلاش های پادشاه عربستان برای بهبود روابط قطر و مصر بود.

در همین زمینه، ملک عبدالله برای تقویت بیشتر روابط مصر و قطر تلاش داشت دیداری میان السیسی و «شیخ تمیم» امیر قطر، تدارک ببیند که با مرگ پادشاه عربستان این برنامه به تعویق افتاد.

گرم شدن روابط مصر و قطر پس از بهبود روابط عربستان، بحرین و امارات با قطر صورت گرفت. این سه کشور به دلیل پشتیبانی قطر از محور اخوان المسلمین سفرای خود را از دوحه فراخوانده بودند اما آبان ماه گذشته این اختلاف پس از ماهها رایزنی سیاسی، در نشست ریاض رو به کاهش گذاشت و سفرای عربستان، بحرین و امارات به دوحه بازگشتند.

در پی این بهبود روابط، عربستان تلاش داشت نقش رهبری خود در همبسته نگه داشتن جهان عرب را به نمایش بگذارد و روابط قطر و مصر را روی ریل همکاری قرار دهد.

با این همه، حمله هواپیماهای ارتش مصر به مواضع داعش در لیبی که به دنبال اقدام داعش در بریدن سر 21 گروگان مصری صورت گرفت- نشان داد حوادث منطقه ای می تواند چالش های بسیاری را پیش روی کشورهای عربی قرار دهد و آنها را به سوی رقابت با یکدیگر بکشاند. در این میان، مسائل هویتی مانند «عربیت» به راحتی تحت الشعاع رقابت های منطقه ای قرار می گیرد.

به دنبال حوادث لیبی، بار دیگر روابط قطر و مصر دچار چالش شد. این اختلاف را در نشست بیست و نهم بهمن ماه اتحادیه عرب در قاهره که برای بررسی راهکارهای مبارزه با داعش در لیبی برگزار شد، به خوبی دیدیم. مخالفت قطر با حمله یکجانبه مصر به مواضع داعش در لیبی باعث شد نماینده مصر در اتحادیه عرب، دوحه را به پشتیبانی از تروریسم متهم کند و همین امر نیز سبب شد قطر سفیر خود را به منظور مشورت بیشتر از قاهره فرابخواند؛ امری که بسیاری از آن با عنوان احیای اختلاف 2 کشور نام بردند.

پرسشی که در این میان مطرح می شود این است که آیا این رویداد می تواند آغازگر دور تازه ای از اختلاف میان مصر و قطر باشد؟ و اگر چنین است، چرا؟

در پاسخ به این پرسش باید گفت که، بله؛ حوادث لیبی نشان داد ظرفیت تنش میان قطر و مصر همچنان بالا است و میانجیگری برخی کشورهای منطقه نمی تواند ریشه آن را بخشکاند؛ چرا که این تنش به رقابت های منطقه ای این 2 کشور باز می گردد و به راحتی قابل چشم پوشی نیست.

اگر بخواهیم نگاهی ریشه ای به اختلاف قطر و مصر بیندازیم، باید به تلاش های منطقه ای قطر برای افزایش حوزه نفوذ و قدرت خود در فضای متشنج خاورمیانه اشاره کنیم.

قطر از لحاظ مولفه های سخت قدرت از توان زیادی برای تبدیل شدن به یک قدرت منطقه ای برخوردار نیست، اما حاکمانی با بلندپروازی های منطقه ای دارد. به همین دلیل، این کشور از نیمه های دهه 1990 میلادی (1370 خورشیدی) تلاش کرد با تکیه بر دیپلماسی «پترو دلار» قدرت نرم خود را در جهان عرب افزایش دهد تا از این راه هم یک چهره مثبت از خود به نمایش بگذارد و هم میان جنبش های اسلامگرا نفوذ کند.

تلاش های میانجیگرایانه این کشور در مسائل منطقه ای مانند فلسطین، لبنان و سودان و کمک مالی دوحه به برخی گروه های اسلامگرا وابسته به جریان اخوان المسلمین از مهمترین گام های قطر در این زمینه به شمار می آید. این کشور برای افزایش نفوذ منطقه ای، میزبانی دفتر نمایندگی طالبان را نیز پذیرفته است و در جریان گفت و گوهای صلح میان آمریکا و طالبان، به عنوان یکی از طرف های اصلی شناخته می شود.

چنین اقدام هایی، قطر را در راه رقابت های منطقه ای با دیگر رقبای عرب به ویژه عربستان قرار داد. اوج این رقابت ها و اختلاف ها در خیزش های مردمی در جهان عرب بود.

پشتیبانی قطر- و البته ترکیه- از گروه های اخوانی به ویژه اخوان المسلمین مصر به تیرگی بیش از پیش روابط قطر با عربستان، بحرین و امارات انجامید.

روی کار آمدن دولت اخوانی در نخستین دوره انتخابات ریاست جمهوری مصر پس از انقلاب سال 1389، یک پیروزی راهبردی برای قطر و شکستی بزرگ برای عربستان بود. به همین دلیل پس از سرنگونی دولت «محمد مرسی» و روی کار آمدن نظامیان در مصر، عربستان از تمام توان خود برای پشتیبانی از دولت تازه استفاده کرد و به همراه امارات، کمک های مالی بسیاری در اختیار السیسی قرار داد. در راستا، فشار آوردن به قطر از اقدام هایی بود که به منظور پشتیبانی از دولت تازه مصر صورت گرفت.

با سرنگونی دولت اخوانی در مصر و شکست طرح «محور منطقه ای اخوان المسلمین»، گرچه رویدادها شکل دیگری به خود گرفت اما از تلاش های بلندپروازانه قطر برای تثبیت جایگاه منطقه ای خود کاسته نشد. اینجا بود که عربستان فشارهای سیاسی بر قطر را تشدید کرد و به همراه بحرین و امارات، با فراخواندن سفیر از دوحه کوشید قطر را در انزوای سیاسی قرار دهد.

تداوم چنین فشارهایی قطر را به سازش با عربستان وادار کرد. ریاض نیز از این فرصت در راستای تقویت قدرت دیپلماسی خود بهره برد و به همین دلیل تلاش های بسیاری برای از سرگیری روابط قطر و مصر به کار برد تا با تشکیل یک محور عربی، قدرت منطقه ای خود را در برابر رقبای غیرعرب مانند آنکارا و تهران افزایش دهد.

حوادث تازه لیبی نشان داد در منطقه خاورمیانه محاسبات می تواند تا چه اندازه ساده انگارانه باشد؛ چرا که قطر همچنان خود را بازیگری منطقه ای می داند و در پی گسترش حوزه نفوذی خود است و از این رو، همچنان به پشتیبانی پنهان از گروه های وابسته به اخوان به ویژه در لیبی ادامه می دهد. بر همین پایه، قطر تنها کشوری بود که در آخرین نشست اتحادیه عرب با حمله مصر به مواضع داعش در لیبی مخالفت کرد.

این نکته را باید یادآور شد که یکی از دلایل وضعیت متشنج کنونی در لیبی، جنگ قدرت میان کنگره ملی به رهبری احزاب وابسته به اخوان مانند حزب «عدالت و سازندگی» و «خلیفه حفتر» فرمانده پیشین و سکولار (عرفی گرا) ارتش و رهبر نیروهای شرکت کننده در «عملیات کرامت» است.

برخی گمانه ها وجود دارد که قطر و ترکیه پشتیبان کنگره ملی لیبی و گروه «فجر لیبی» در برابر هواداران حفتر هستند و همین امر نیز بر دامنه تنش های داخلی لیبی افزوده است.

قطر به خوبی می داند در شرایط کنونی تلاش هایش برای به قدرت رساندن گروه های وابسته به اخوان در کشورهای عربی به شکست انجامیده است، اما همچنان تلاش دارد از این گروه ها به عنوان اهرمی برای فشار بر دولت های رقیب استفاده کند.

خلاء قدرت مرکزی در کشورهایی همچون لیبی این فرصت را در اختیار قطر قرار داده است که با آزادی بیشتری از گروه های دلخواه خود پشتیبانی کند و شاید از دید دوحه، لیبی مکانی برای بازسازی دوباره این گروه ها باشد. به همین دلیل است که قطر حمله مصر به لیبی را محکوم می کند.

بنابراین باید گفت که به دلیل وضعیت آشفته خاورمیانه و جهان عرب از یک سو و نبود توافق همگانی کشورهای منطقه برای پایان دادن به خشونت های کنونی از سوی دیگر، الگوی روابط موجود همچنان مبتنی بر الگوی رقابت باقی خواهد ماند.

روابط قطر و مصر و حتی روابط قطر و عربستان نیز متاثر از چنین فضایی، همچنان در کشاکش رقابت و حتی کشمکش پیش خواهد رفت و باید منتظر افزایش چنین تنش هایی در روابط این کشورها با یکدیگر بود.

 


١٨:٢٥ - 1393/12/09    /    شماره : ٥٩٨٧٠    /    تعداد نمایش : ١٢٧٤



خروج