صفحه اصلی | آشنایی با امام جمعه | آثار | دیدارها | خطبه ها | فهرست موضوعی | جهان اسلام | جهان | یادداشت | چندرسانه ای | برگزیده ها | پیوندها | ارتباط با ما |

صفحه اصلی > خطبه ها > فهرست موضوعی > مراکز علمی > حوزه های علمیه 



  چاپ        ارسال به دوست

مهم‌ترین چالش‌های روش‌شناختی در حوزه علمیه

مهم‌ترین چالش‌های روش‌شناختی در حوزه علمیه
اهم چالش‌های روش شناسی بدین شرح در خور مداقه و بررسی است:
1. روش‌ شناسی فهم متن دینی، که عمدتا در عـلم اصـول فقه تجسم یافته است، ایـنک کـلیت و مبانی آن مورد نقد و بررسی قرار گرفته است، و پرسش‌های مهمی حول آن به‌ این‌ ترتیب مطرح شده است: آیا متن، قابلیت ماندگاری فرا تاریخی دارد؟ آیا هـر مـتن دارای هسته ثابت‌معنایی است؟ آیـا بـر فرض وجود هسته معنایی ثابت‌برای مخاطبان از لحاظ معرفتی امکان‌ دسترسی‌ و کشف آن وجود دارد؟ و آیا جدا سازی متن از پیش‌فرض‌ها و زمینه‌های صدور آن میسر است‌یا نه؟
سؤال‌هایی از این دست رویاروی روش تحقیق اجتهادی و علم‌ اصول‌ اسـت، و وظـیفه عالمان دین و حوزه‌ها است تا عالمانه و محققانه به تنقیح و دفاع از مبانی روش استنباطی بپردازند.
علاوه بر مباحث مربوط به هرمنوتیک، مبانی و پیش‌فرض‌های‌ دیگری‌ نیز برای روش‌شناسی ارائه شده‌ در‌ علم‌ اصول وجود دارد که در مـباحث اصـول واستنباط دیـنی مفروض انگاشته شده است و ریشه در اندیشه‌های کلامی دارد و نیازمند‌ به‌ بحث‌ و بررسی و تنقیح مجدد است.
از باب‌ مثال‌ مـی‌توان به نمونه‌هائی از این دست اشاره کرد:
رابطه انسان و شارع که به عـنوان «رابـطه مـولی وعبد» تلقی‌ می‌شود،‌ یا‌ «اصالة المولویة‌» در بیانات دینی، و نیز «اصالة عدم القرینه‌»‌ و «نفی قرائن حالی و مقامی‌» و بـسیاری ‌ ‌دیـگر از مفروضات که مباحث کلامی در قلمرو دین و انتظارات‌ و کار کردهای آن در آن سهم‌بسزائی دارد. در دوره معاصر بسیاری‌ از‌ مـباحث و پرسـش‌های جـدید و چالش‌های نوین مستقیم یا غیر مستقیم به مبانی و پیش‌فرضهای استنباط‌ متداول‌ در‌ حوزه‌های علمیه باز مـی‌گردد و از اینرو بازگشت‌به این مبانی و در‌ صحنه‌ در‌ آوردن آن‌ها و بررسی همه جانبه آن‌هاگریزناپذیر است.
2. در قلمرو مـباحث فلسفه تحلیل‌ زبانی،‌ زبـان‌شناسی‌ و روش تـحقیق علوم انسانی و تاریخی، اصول و قواعد و مسائلی مطرح است‌ که‌ ارتباط اساسی با مباحث علم اصول و روش تحقیق در متون دینی دارد،‌ این‌ گونه‌ بحث‌ها در مواردی در حد شبهه است و باید به صورت روش‌مند آن راپاسخ‌ گـفت‌ و احیانا قابل تطبیق با مباحث غنی وارزشمند علم اصول و در مواردی‌ هم‌ قابل‌ استفاده است. طبیعتا این گونه از مسائل باید جای خود را در تحقیقات گسترده و سطح‌ عالی حوزوی باز یابد، فقدان نقد و بـررسی ایـن قبیل بحث‌ها در‌ سطوح‌ متعالی‌ حوزوی مشکلاتی را درعرصه‌های جدید پژوهش‌های اسلامی و دینی پدید آورده و خواهد آورد، و حل‌ آن‌ به گسترش پژوهش در علم اصول است، همان‌طور که در نقاط عطف‌ دیگر‌ علوم اسلامی عالمان بـزرگی مـانند شیخ انصاری به تحول آفرینی و تعمیق مباحث دست زده‌اند.
بحث‌های مهمی‌ مانند «نظریه طیف معنا»، نظریه «شباهت‌های خانوادگی‌»، «وضع و نمادها» ومسائلی از‌ این‌ دست که در فلسفه تحلیل زبانی به‌ منصه‌ ظـهور‌ رسـیده است، با مباحث اصولی ما ربط‌ وثیق‌ دارد و گریزی جز ارزیابی آن‌ها نخواهد بود و همین طور روش‌هایی مانند«تحلیل‌ محتوا»‌ در حوزه روش‌شناسی علوم اجتماعی‌ و فلسفه علوم‌ انسانی،‌ می‌توان‌ از منظر اصولی مـورد بـررسی قـرار‌ داد.
3. نارسایی دیگری که در روش‌شناسی تـحقیقات دیـنی نـوین به چشم می‌آید‌ این‌ است که در مباحث علم اصول‌ عمدتا مباحث فقهی مطمح‌ نظر‌ است. البته مسائل اصولی به‌ دو‌ دسته قـابل تـقسیم اسـت: گروه اول مسائلی که فراتر از عرصه فقه و گزاره‌های‌ تـکلیفی و هـنجاری و در‌ فهم‌ متون‌دینی‌ در قلمرو گزاره‌های‌ توصیفی‌ دیگر نیز کاربرد دارند‌ مانند‌ بخشی از مباحث الفاظ و حجج، و دسته دوم مباحثی که در خصوص اسـتنباط‌ فـقهی‌ کـارآیی دارد، مانند مباحث اصول عملیه،‌ اما‌ حتی در‌ مسائل‌ نوع‌ اول هم دغـدغه اصلی‌ احکام و فروع فقهی است.
برای استنباط معارف اسلامی در قلمروهای توصیفی، دیگر به روش‌ معتبر‌ و بر اساس همان روش‌اصولی نـیازمبرم‌ اسـت،‌ و در‌ عـلم‌ اصول نیزمایه‌ها و پایه‌های‌ آن وجود دارد اما برای محققان در زمینه‌های معارف غیر فـقهی آشـکار و مورد اهتمام نیست،‌ و این‌ امر به‌صورت عاملی درضعف این گونه پژوهشها‌ نمایان‌ است.
در راستای‌ حل‌ ایـن مـعضل و بـه منظور برجسته کردن جایگاه روش‌شناسی استنباطی در ساحت‌های گوناگون اندیشه اسلامی، اقدام‌های زیـر شـایان اعـتنا واهتمام است:
الف. بخش مشترک مسائل علم اصول‌ از مسائل مختص فقه جدا سازی شود و بـر مـحور تـفسیر متن در چار چوب مشخص و منطقی، تنظیم شود، و به عنوان روش‌شناسی عام و مشترک تحقیق در هـمه‌ قـلمروهای‌ معرفت دینی بازسازی، تنقیح و مورد اهتمام قرار گیرد.
ب. علاوه بر برنامه فوق، ظـرفیت‌ها و قـابلیت‌هایی در مـسائل اختصاصی اصول نیز وجود دارد که می‌توان آن‌ها را با‌ نگاه‌ عام و مشترک در استنباط بازشناسی، بـازسازی وتـحقیق کرد، برخی از مباحث‌حجج از جمله حجیت‌خبر واحد از این دست مسائل است.
ج. همین‌طور‌ با‌ تـوجه بـه پرسـش‌ها و نیازهای‌ جدید‌ که درعرصه‌های دیگر بروز و ظهور یافته است، مسائل روش‌شناسی جدیدی در چهار چوب جـدید «اصـول مشترک معارف‌» باید ارائه نمود.
بدین ترتیب علم‌ اصول‌ به دو گرایش تقسیم‌ می‌شود:‌ نـخستین گـرایش آن قـواعد عام فهم متن دینی و استنباط از منابع معتبر در همه عرصه‌های اعتقادی، اخلاقی و فقهی است و گرایش دیـگر آن قـواعد اسـتنباط فقهی است، و رشته‌ اول را باید «اصول استنباط معارف دینی‌» در برابر«اصول فقه‌» نامید.
البته در بـخش اول عـلاوه بر قواعد عام به اصول و قواعد خاص گزاره‌های توصیفی و مباحثی مانند واقع‌ نمائی‌ آنها، نیز‌ پرداخـته خـواهد شد.
برای مباحث نوع اول چارچوب پیشنهادی فراهم آمده است و در شماره‌های آینده آن‌ را تـقدیم خـواهم کرد.
4. در پژوهش‌های دینی پس از «اثبات‌ وتبیین‌ گزاره‌ دیـن‌» بـر اسـاس روش معتبر اجتهادی، نوبت‌به «نظام سازی‌» و «تبیین نـظام‌وارگی گـزاره‌های مرتبط و متناظر» می‌رسد ‌‌در‌ مبحث «نظام سازی‌» ما با چند سؤال محوری مواجه هـستیم: اول آنـ‌که نظام‌ سازی‌ معارف‌ دینی‌چه انـدازه مـمکن و متصور اسـت؟ دوم آنـ‌که چـه اندازه این گونه نظام‌های معرفتی مـعتبراست؟‌ و سـوم این‌که روش معتبرنظام سازی چیست؟
در پاسخ به این سؤال‌ها - به ویژه سؤال سـوم‌ - مـرحوم شهید صدر گام‌هایی برداشته و تحقیقات دیـگری نیز انجام یافته اسـت، امـا هم‌چنان اصل موضوع و روش‌شناسی آن در هـاله‌ای ازابـهام قرار دارد، و همین نکته منشا نارسائی‌هایی در تحقیقات‌ اسلامی به‌ویژه در حوزه‌های‌ناظر به قلمرو علوم انـسانی اسـت. این نقیصه با توجه خـاص مـحققان و مـراکز تحقیقی به مـبانی ایـن بحث روش شناسی می‌تواند مـرتفع شـود.
5. آنچه تاکنون بدان‌ اشاره‌ رفت چالش‌هایی بود در بعد نظری روش‌شناسی تحقیق دینی، اما بـه لحـاظ محققان براین نکته باید تاکید ورزیـد کـه توجه بـه اهـمیت مـباحث تطبیقی اسلام و مکاتب فـلسفی و کلامی‌ وعلوم‌انسانی‌ و اجتماعی، اقتضا می‌کند تا محققان نخبه و برجسته وممتاز آگاه به روش اجتهادی عمیق وآشـنای بـا دیگر رشته‌ها و شاخه‌های مورد نظر، در ایـن عـرصه وارد شـوند. تـحقیق‌ در‌ ایـن عرصه‌های تطبیقی بـه لحـاظ دشواری جمع میان دوشاخه متفاوت و از جهت نو بودن این گونه تحقیق‌ها نیازمند محققان نخبه وممتاز اسـت و بـا ضـعف در هرجهت - که‌ در‌ مواردی اینک احساس می‌شود - نـتایج‌ مـعتبر‌ و ارزشـ‌مند، قـابل دسـترسی نـیست. برنامه‌ریزی برای حل این معضل نیازمند تدابیر ویژه‌ای است.
منبع: پژوهش در حوزه: روش‌شناختی و راه‌حل‌ها، علیرضا اعرافی، نشریه پژوهش و حوزه، شماره 2، تابستان 1379.


١٣:٤٢ - 1394/03/23    /    شماره : ٦٣٢٤٨    /    تعداد نمایش : ٣٩٨



خروج