صفحه اصلی | آشنایی با امام جمعه | آثار | دیدارها | خطبه ها | فهرست موضوعی | جهان اسلام | جهان | یادداشت | چندرسانه ای | برگزیده ها | پیوندها | ارتباط با ما |

صفحه اصلی > خطبه ها > فهرست موضوعی > مراکز علمی > دانشمندان، استادان و طلاب 



  چاپ        ارسال به دوست

اندیشه ابن‌خلدون در زمینه شناخت انسان و حدود آن

اندیشه ابن‌خلدون در زمینه شناخت انسان و حدود آن
در خصوص شناخت آدمی و ارزش و حدود آن انـدیشه‌ای ویژه‌ دارد. وی‌ به‌ محدودیت دایره شناخت تعقلی در اکتشاف حقایق هستی، سخت معتقد بوده و از همین موضع در تاختن‌ بر‌ اعتماد‌ به منطق و فلسفه در وصول به حقیقت و تحصیل سعادت، لحظه‌ای درنگ‌ روا نمی‌دارد و تحت‌ تأثیر و هم‌آوا با غـزالی، فلسفه را بـا دین کاملاً سازگار نمی‌داند و این نگرش، وی‌ را‌ در‌ ارزش گذاری علوم تعقّلی سست کرده، به اعتماد و استناد بیشتر بر روش‌های تجربی و عرفانی‌ سوق‌ داده است. بی‌مهری ابن خلدون نسبت به فلسفه و منطق و شیفتگی وی به علوم و صـنایع و‌ پایـه‌گذاری‌ جامعه‌شناسی و فلسفه تاریخ بر اساس واقع‌بینی تجربی، همه ناشی از دیدگاه معرفت شناسانه فوق است.
در بحث‌ از‌ فلسفه در متد تعقلی چنین می‌گوید:
گروهی از اندیشمندان گمان برده‌اند: همه هستی را،چه‌ محسوسات‌ و چـه مـاورای‌ طبیعت و حس و علل و احوال آن را با مـفاهیم ذهـنی و قیاس‌های عقلی می‌توان شناخت‌ و‌ تصحیح‌ و توجیه باورهای دینی بر عقل و اندیشه منطقی استوار باید، نه نقل و تعبد محض. (ص‌ 514)
در ادامه بحث تاریخچه‌ای کوتاه از فلسفه و منطق و برخی از اندیشه‌های بـنیادین‌ فیلسوفان را طـرح‌ کرده‌ است (ص 514)و پس از آن با کـوبندگی تـمام می‌گوید:
بدان که این اندیشه‌ با‌ همه آراء پیرامون آن باطل و ضعیف‌ است. (ص‌ 516)
با این فراز، به بیان علت ضعف اندیشه‌های فیلسوفان‌ پرداخته‌ است و ما در این‌ فرصت آنچه با مبحث شناخت ارتباط دارد نقل می‌کنیم. آن گاه‌ در‌ زمینه براهین فـیلسوفان‌ در عـلوم طبیعی‌ تشکیک‌ کرده، می‌گوید:
تطبیق احکام‌ کلی‌ بر‌ مصادیق طبیعی مواجه با صعوبت است‌ و چه بسا در مصادیق مادی و خارجی امری و چیزی باشد مانع از‌ سرایت‌ حکم کلی در ذهن به آن‌ و اساساً خارج نمایی مـفاهیم‌ کـلی‌ محل شـبهه و تردید است.
در مورد‌ قوانین فلسفی درباره ماورای طبیعت و عوالم غیبی، دلیلی بر مطابقت‌ علوم حصولی و اندیشه‌های‌ قاصر‌ آدمی با آنـها در دست‌ نیست، زیرا‌ آنها‌ تماماً خارج از تجربه‌ و احساس ما هستند و آنچه‌ در‌ مـوضوعات غـیر مـادی قابل اعتماد است، همان‌ علم حضوری و رؤیاست و ماورای آنها از غموض‌ فوق‌العاده‌ برخوردار است‌. (ص 516)
براساس این، وی استناد‌ و تکیه دادن‌ بـر‌ ‌ ‌تـعقل‌ فلسفی محض را منع‌ کرده است‌ و آدمی را در مسائل ماورای طبیعت، نیازمند وحی و تجربه عرفانی و در مـسائل مـادی‌ و محسوسات هـم، منبع معرفت را تجربه و احساس‌ می‌داند.
در مورد‌ معرفت‌شناسی‌ ابن‌ خلدون و بررسی‌ همه‌ جانبه آرای وی در این موضوع، جای نقد و ایراد، فراوان اسـت، ولی به اختصار باید متفطّن بود که‌ این‌ آراء‌ با افکار غزالی‌ و برخی دیگر در ایـن‌ مورد‌ مشابهت‌ دارد و‌ البته‌ تـأکید‌ وی بـر منابع وحی و تجربه، ستودنی‌ است، ولی در تضعیف روش تعقلی بس راه اشتباه پیموده است. بدون شناخت تعقلی، هیچ معرفتی میسور آدمی نیست. کاربرد هر روشی در جایگاه ویژه آن سودمند، وگرنه‌ زیان‌بخش است. اگر نگرش تجربی ابن خلدون در علوم طبیعی و اجتماعی به حـقیقت‌ پیروی شده بود، فرهنگ در آن زمینه‌ها نیز همانند فلسفه و معارف دینی، غنای‌ مطلوب داشت. بحث معرفت، به کتب مربوط‌ آن‌ احاطه می‌شود.
منبع: تعلیم و تربیت از دیدگاه ابن‌خلدون، علیرضا اعرافی، نشریه نور علم، شماره 41، مهر و آبان 1370.


١٢:٤٦ - 1394/03/24    /    شماره : ٦٣٢٨٣    /    تعداد نمایش : ٣٨٩



خروج