صفحه اصلی | آشنایی با امام جمعه | آثار | دیدارها | خطبه ها | فهرست موضوعی | جهان اسلام | جهان | یادداشت | چندرسانه ای | برگزیده ها | پیوندها | ارتباط با ما |

صفحه اصلی > خطبه ها > فهرست موضوعی > مراکز علمی > دانشمندان، استادان و طلاب 



  چاپ        ارسال به دوست

اندیشه‌های ابن‌خلدون درباره مبانی روانی و اجتماعی

اندیشه‌های ابن‌خلدون درباره مبانی روانی و اجتماعی
ابن خـلدون علی رغم اشتهاری که در تاریخ و جامعه‌شناسی دارد، در مسائل روانی‌ و تربیتی‌ نیز‌ آرا و اندیشه‌های ژرفی دارد؛ گر چه هـمه ایـنها را بـا دید‌ جامعه‌شناسی‌ می‌بیند. در این فرصت مروری گذرا، به اصول مهم روان‌شناسی از دیدگاه وی خـواهیم نمود:

أ:
ابن خـلدون ضمن پذیرش‌ اختلاف‌ها‌ و تفاوت‌های فردی از نظر هوش، به بررسی علل تفاوت‌ هوش ساکنین منطقه‌ای با مناطق‌ دیگر‌ پرداخـته‌ بـسیاری از تفاوت‌ها را ذاتی نمی‌داند، بلکه‌ آن را معلول عوامل اجتماعی نظیر پیشرفت علمی‌ و تمدن‌ قـوی‌تر و رونـق بازار تعلیم‌ می‌داند.
وی در یک فصل مستقل از مقدمه با ارائه شواهد و بـحث‌ مـبسوط، به‌ عـلل و عوامل‌ اجتماعی، تربیتی و محیطی که در کاهش و فزونی استعداد فـکری و رشـد‌ عقلی‌ ملت‌ها مؤثر است، اشاره می‌نماید و به طور صریح تصور ابتدایی مبنی بر این که تـفاوت‌های هـوشی‌ ملت‌ها و جوامع‌ تنها معلول عوامل ذاتـی و نـفسانی است، باطل مـی‌شمرد. این نـکته قـابل دقت و تعمق است.

ب:
ابن خلدون، حقیقت عـلم و صـنعت را به حصول‌ ملکه‌ می‌داند (ص 430) و ملکه را به‌ صفت راسخ در جان که در اثر تفکر‌ و تـمرین‌ حـاصل می‌شود تعریف می‌کند. (ص 400)
همچنین مطلوب از تکالیف شرعی، به نـظر وی، پدید آمدن ملکه ایـمان و تـقواست‌ (ص‌ 361‌ و 460-461)؛ در این جهت، رأی وی همگون با دیـگر حـکمای اسلامی مبنی‌ بر محور بودن‌ حصول‌ ملکات در علم و اخلاق است. به نظر وی ملکات علمی، به خـاطر تأثیر عـمل در روحیات، به واسطه تکرار‌ عمل‌ و تـمرین و مـمارست بـه دست می‌آید (ص 399 و 534) و طـبیعتاً پیـدایش ملکات علمی‌ و اخلاقی تـدریجی اسـت‌ و ملکات پس‌ از حصول، در حکم‌ طبیعت‌ و فطرت است (ص 462،532،562) و بهترین راه دست‌یابی‌ به ملکه‌ و توان علمی را به مـباحثه و مـناظره می‌داند. (ص 431،432)
بدین ترتیب، وی تعلیم و تربیت‌ را‌ ایجاد عـادت و حـصول ملکات‌ مـی‌داند‌ و در‌ ایـن‌ نقطه، هم‌‌رأی‌ اکثر متفکّران اسلامی اسـت. (ص 90،125) البته در‌ نقش‌ عادت در شخصیت آدمی، سخنان مهمی دارد و در جایی می‌گوید:
آدمی فرزند عادت و انس‌ خویش‌ است، نه طبیعت و مزاج خـود (ص 125) و کـلمات‌ دیگری که اکنون از‌ ذکر‌ آنها خـودداری می‌کنیم.

ج:
در مـورد آمـادگی‌ کـودک و‌ تـأثیر عمیق آموزش در ایـن دوره، می‌گوید: فراگیری در کودکی‌ ریشه‌ای و پایه آموزش‌های پسین است‌ و آموزش نخستین بنیاد ملکات علمی‌ است‌. (ص‌ 538)

د:
ابن خلدون به نوعی «محدودیت‌ ذهنی» غالب‌ دانـش‌آموزان تـوجه کـرده است‌ و آموزش‌ دو علم را در عرض هم منافی «حد ظـرفیت ذهـنی» متعلّم مـی‌داند. (ص 534)
به هـر حـال مـحدودیت‌ استعداد‌ را همواره باید مد نظر قرار‌ داد و‌ به همین‌ دلیل‌ کسی‌ که‌ در صناعت یا علمی‌ تبحر یافت، استعدادها و قوه‌هایش در آن رشته به فعلیت‌ رسید، انتقال به آموزش رشته‌های جدید برای وی‌ دشوار‌ اسـت. (ص 405).
اصل محدودیت‌های ظرفیت‌ استعدادی‌ را‌ ابن‌ خلدون‌ در مواضع گوناگون‌ مورد استناد‌ قرار داده است.
منبع: تعلیم و تربیت از دیدگاه ابن‌خلدون، علیرضا اعرافی، نشریه نور علم، شماره 41، مهر و آبان 1370.


١٢:٤٩ - 1394/03/24    /    شماره : ٦٣٢٨٥    /    تعداد نمایش : ٤٠٩



خروج