این پژوهش با روششناسی ترکیبی (فراترکیب، اکتشاف و استنطاق) نشان میدهد که قرآن کریم، چارچوبی راهبردی و جامع برای مدیریت اسلامی ارائه میدهد که همزمان با حفظ اصول ثابت ارزشی، از انعطافپذیری راهبردی در مواجهه با شرایط متغیر برخوردار است. خطابات قرآنی و سیره پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نمایانگر رویکردی اقتضایی و تطبیقپذیر با مقتضیات زمان و مکان هستند. این رویکرد بر دوگانگی «ثبات در اصول و انعطاف در راهبردها، تاکتیک ها و روشها» استوار است؛ بدین معنا که احکام ثانویه، پاسخی به ضرورتهای محیطیاند، اما اصول بنیادین، زیرساخت غیرقابل تغییر مدیریت قرآنی را تشکیل میدهند. این پارادایم، انسان را نه بازیگر منفعل محیط، بلکه طراح فعال اکوسیستمهای سازمانی مبتنی بر حکمت الهی ترسیم میکند.
مکتب مدیریت اقتضایی به عنوان یکی از رویکردهای نوین در علوم مدیریت، بر انعطافپذیری تصمیمگیری و رهبری بر اساس شرایط متغیر محیطی تأکید دارد، اما اغلب از مبانی سکولار و تجربیگرا بهره میبرد و اصول ثابت ارزشی را کمتر مورد توجه قرار میدهد. در حالی که بسیاری از آثار مدیریتی معاصر یا به توصیف این مکتب بسنده کردهاند یا آن را بدون نقد بنیادین پذیرفتهاند، قرآن کریم به عنوان منبع جامع معرفت بشری، چارچوبی راهبردی برای مدیریت ارائه میدهد که همزمان اصول ثابت الهی را حفظ کرده و از انعطافپذیری راهبردی در مواجهه با اقتضائات برخوردار است. رویکرد قرآنی به مدیریت، در تعامل با علوم انسانی، میتواند مبانی، کارکردها و ارزشهای این مکتب را نقد کرده و الگویی اسلامی و جامعتر پیشنهاد نماید.
پرسش محوری این پژوهش آن است که:« مکتب مدیریت اقتضایی از منظر مبانی معرفتشناختی، انسانشناختی، ارزششناختی و جامعهشناختی چگونه قابل ارزیابی است و قرآن کریم چه نقدهایی بر آن وارد میسازد؟»
برای پاسخ به این پرسش، نویسنده با روششناسی تلفیقی (اکتشافی، فراترکیب و استنطاقی) ابتدا مبانی و نظریههای این مکتب را بررسی کرده و سپس از منظر آیات قرآن به نقد آنها پرداخته و در نهایت اشتراکات و افتراقات را تبیین نموده است.
مباحث کتاب در سه فصل اصلی تنظیم شده است:
در فصل اول، که به کلیات پژوهش اختصاص دارد، ابتدا مفاهیم کلیدی مانند مکتب، مدیریت، سازمان، نظریه و اقتضایی تعریف شده و رابطه قرآن با علوم انسانی بررسی میگردد. سپس تاریخچه، سیر تطور و دلایل شکلگیری مکتب مدیریت اقتضایی، همراه با معرفی مهمترین نظریههای آن (مانند تئوری اقتضایی رهبری فیدلر، مدل مسیر-هدف هاوس، رهبری موقعیتی هرسی و بلانچارد، و رهبری تبادلی و تحولی باس) ارائه میشود. در ادامه، مبانی معرفتشناختی، انسانشناختی (با تأکید بر جبرگرایی، تکساحتی بودن و سودمحوری)، ارزششناختی و جامعهشناختی این مکتب کاوش شده و کارکردهای آن در حوزه سازمان، انسان و محیط تحلیل میگردد. بخش پایانی این فصل به روش تحقیق اختصاص دارد که روش تلفیقی منتخب (اکتشافی، فراترکیب و استنطاقی) به تفصیل شرح داده شده است.
فصل دوم به نقد قرآنی مبانی و کارکردهای مکتب مدیریت اقتضایی میپردازد. ابتدا معرفتشناسی این مکتب از منظر قرآن (شامل موضوع، ابزار، منبع و اعتبار شناخت) نقد میشود و دیدگاه قرآن نسبت به منابع شناخت مانند طبیعت، عقل، تاریخ، وحی و شهود تبیین میگردد. سپس انسانشناسی مکتب (جبرگرایی، تکساحتی بودن و دنیاگرایی) در برابر دیدگاه قرآنی انسان مورد نقد قرار میگیرد. در ادامه، ارزششناسی مکتب (ارزشهای ابزاری مانند مشارکت، سازگاری و کارآیی؛ و ارزشهای غایی) و جامعهشناسی آن (با تأکید بر اصالت فرد یا جامعه) از منظر آیات قرآن ارزیابی میشود. بخش دوم این فصل به نقد قرآنی کارکردهای مکتب در حوزه سازمان (به مثابه موجود ارگانیک و تعامل با محیط)، انسان و محیط اختصاص دارد.
در فصل سوم، نتایج و یافتههای تحقیق ارائه شده است. اشتراکات و افتراقات مکتب مدیریت اقتضایی با دیدگاه قرآنی در حوزههای معرفتشناسی، انسانشناسی، ارزششناسی، جامعهشناسی و کارکردها (سازمان، انسان و محیط) به صورت تفصیلی و با جداول مقایسهای بیان گردیده که نشان میدهد قرآن کریم چارچوبی جامعتر و متعادلتر ارائه میدهد که اصول ثابت را با انعطاف راهبردی ترکیب کرده است.
Δ