در آغاز نشست، دکتر رفیعی با اشاره به جایگاه محوری مفهوم «عرف» در فرآیند تفسیر قرآن، به تعریف جامعی از این مفهوم پرداخت.
ایشان عرف را نه تنها بهعنوان مجموعهای از عادات و سنن رایج در گفتار و رفتار جامعه، بلکه به مثابه «ساختاری زنده، پویا و ارادی در فهم جمعی» توصیف کرد که میتواند گاهی فراتر از چارچوبهای صرفاً شرعی یا طبیعی قرار گیرد. این تعریف گسترده، زمینه را برای نگاهی نو به چگونگی تعامل متن مقدس با بستر فرهنگی و زبانی مخاطبان اولیه فراهم آورد.
سپس، محور اصلی سخنرانی به ارائه دستهبندی دقیق و هشتگانه مفاهیم قرآنی و تحلیل حدود و ثغور اعتبار فهم عرفی در هر دسته اختصاص یافت. دکتر رفیعی به تفصیل به شرح هر یک از این گونهها پرداخت. برای مثال، در مورد دسته اول، یعنی «اعلام و مفردات پرکاربرد» (مانند نام مکانهای جغرافیایی یا اسامی حیوانات مذکور در قرآن)، تأکید کرد که مخاطب امروزی نیز میتواند با تکیه بر فهم عرفی رایج در عصر نزول، به درکی صحیح از این مفاهیم دست یابد، مگر آنکه قرینهای قطعی خلاف آن را اثبات کند.
اما در مقابل، هنگام بررسی مفاهیم دسته چهارم، یعنی «مفاهیم اساسی و بنیادین دین» (مانند توحید، نبوت، معاد، عدل و ظلم)، تأکید ایشان بر این بود که این مفاهیم هرچند ممکن است در لفظ با واژههای رایج در عصر نزول مشترک باشند، اما به دلیل بار معنایی سنگین و تأسیسی خود، در یک سامانه مفهومی کاملاً جدید و الهی قرار میگیرند. بنابراین، فهم عرفی به تنهایی نه تنها کافی نیست، بلکه ممکن است به انحراف در فهم نصوص بینجامد. درک این مفاهیم نیازمند غور در خود متن قرآن، کشف روابط مفهومی درونمتنی و بهرهگیری از سنت تفسیری معتبر است.
یکی از بخشهای سخنرانی، نقد دیدگاه رایج درباره وجود «مفاهیم غریب» در قرآن بود. دکتر رفیعی با استناد به فصاحت و بلاغت بینظیر قرآن، این دیدگاه را به چالش کشید و توضیح داد که گزارشهای پراکنده درباره ناآگاهی برخی افراد عصر نزول نسبت به معنی برخی کلمات، نمیتواند دلیلی بر غریب بودن آن واژگان در ساختار زبان عربی فصیح آن زمان باشد. این نگاه، بر پیوند عمیق قرآن با زبان معیار و فهم عمومی تأکید داشت.
در ادامه، ایشان به تحلیل مفاهیم شرعی خاص مانند «صلاة»، «زکات» و «حج» پرداخت و به این نکته ظریف اشاره کرد که این مفاهیم در مرز میان معنای عرفی، لغوی و شرعیِ تأسیسی قرار دارند. در مواردی که دلیل معتبری بر اراده معنای شرعی خاص در عصر نزول وجود نداشته باشد، معنای عرفی و رایج آن نزد مخاطبان اولیه، مقدم شمرده میشود. این تحلیل، نشاندهنده روش متعادل و بافتمحور ایشان در تفسیر بود.
بخش دیگری از ارائه، به مفاهیم عاطفی و روانشناختی مانند محبت، کراهت و غضب اختصاص داشت. دکتر رفیعی به درستی تفکیکی قائل شد میان مواردی که این صفات به انسان نسبت داده میشود – که درک عرفی از آنها راهگشاست – و مواردی که به خداوند اسناد داده میشود. در مورد دوم، هشدار داد که باید از هرگونه تشبیه و تفسیر انسانی پرهیز کرد و با حفظ تنزیه ذات الهی، به فهم مقصود مجازی و حکیمانه آیه پرداخت.
در خاتمه سخنرانی، دکتر رفیعی نتیجهگیری کرد که زبان قرآن، هرچند ریشه در عرف و زبان قوم دارد، اما به مثابه یک «سامانه معناساز الهی» عمل میکند که در بسیاری از موارد، به ویژه در مفاهیم کلیدی و بنیادین، عرف را متحول ساخته و معنایی جدید میآفریند. بنابراین، مفسر نباید دامنه فهم عرفی را نامحدود بداند، بلکه باید با خردورزی و با تکیه بر ابزارهای تفسیری متنوع، مرزهای اعتبار آن را به درستی تشخیص دهد و در مواضع لازم، از گنجینه بیکران روایات معصومین(ع)، عقل سلیم و اجماع علما بهره ببرد.
Δ